2021/04/20
۱۴۰۰ سه شنبه ۳۱ فروردين
راننده را کشتم تا ماشینش را سرقت کنم

راننده را کشتم تا ماشینش را سرقت کنم

سارق حرفه ای توضیح می دهد چگونه مرد مسافربر را به قتل رساند.

دوات آنلاین -مرد میانسال خیلی خونسرد است و پشیمانی در چهره اش دیده نمی شود، خالکوبی روی دستش را سعی می کند با آستینش بپوشاند. بررسی سابقه اش نشان می دهد از مجرمان سابقه دار است که پیش از این هم زندان را تجربه کرده اما این بار با جرمی سنگین تر دستگیر شده است. ویژه نامه تپش جام جم با او گفت و گو کرده است که می خوانید:

 

*به چه اتهامی دستگیرشدی؟

قتل مرد مسافربر

 

*سابقه داری؟

بله. چند فقره سرقت خودرو دارم.

 

*چطور سرقت می کردی؟

به عنوان مسافر دربستی سوار خودروها میشدم و بعد از راننده می خواستم من را به محل خلوتی برساند. وقتی به محل خلوت می رسیدیم.با تهدید چاقو از راننده می خواستم پیاده شود و بعد خودرو را سرقت می کردم.

 

قتل چگونه اتفاق افتاد

*پس چرا مرتکب قتل شدی؟

راننده مقاومت کرد و مجبور شدم.

 

*چطور او را شکار کردی؟

عصر کنار خیابان ایستاده بودم که راننده پژو مقابلم توقف کرد. خواستم دربستی مرا به حاشیه شهر برساند. برای این که وسوسه شود، کرایه بالایی پیشنهاد دادم که قبول کرد. سوار شدم و در مسیر در مورد موضوعات مختلف به خصوص کرونا حرف زدیم.میگفت از وقتی کرونا آمده کاسبی او از رونق افتاده و مجبور شده مسافرکشی کند. وقتی به محل خلوتی رسیدیم خواستم توقف کند. بعد هم چاقو را به سمتش گرفتم و خواستم پیاده شود. نمی دانم چرا نترسید و با من درگیر شد. در همین گیر و دار با چاقو به بدنش چند ضربه زدم که باعث مرگش شد.

 

*با جسد چه کردی؟

در یک باغ دفن کردم.

 

*خودروهای سرقتی را چه می کردی؟

سند نمره می کردم.

 

*یعنی چی؟

ماشینی اوراقی مطابق با ظاهر ماشین سرقتی می خریدم. بعد ارکان ماشینی را که خریده بودم، روی ماشین دزدی سوار کرده و با مدارک آن خودروی سرقتی را می فروختم. گاهی هم اوراق می کردم و لوازمش را در بازار دست دومی ها می فروختم. شاید هر خودرو را به نصف قیمت آن می فروختم.

 

*بعد از قتل دست از سرقت ها کشیدی؟

تا چند روز می ترسیدم و هر لحظه منتظر بودم دستگیر شوم اما بعد از چند روز وضعیت برایم عادی شد و ترسم ریخت. می خواستم خودروی دیگری را سرقت کنم که دستگیر شدم.

 

*یعنی عذاب وجدان نداشتی؟

مگر می شود عذاب وجدان نداشت. اما خود راننده هم مقصر بود. نباید درگیر می شد.

 

*چطور دستگیر شدی؟

برای خرید از خودروی مقتول استفاده کردم که دوربین ها چهره ام را ثبت کردند و شناسایی شدم. در حال اوراق خودروی سرقتی بودم که ماموران را بالای سر خود دیدم.

 

*ارزشش را داشت؟

وقتی مجبور باشی، به این چیزها فکر نمی کنی. پایان راه خلاف مشخص است و فقط مجرم تلاش می کند دیرتر گیر بیفتد. بعد از قتل مطمئن بودم خون مقتول دامنم را می گیرد و گرفتار می شوم.

 

*متاهلی؟

نه همسرم وقتی فهمید من آدم نمی شوم یا در زندانم یا در پاتوق دزدان هستم، تصمیم گرفت به زندگی مشترک مان پایان دهد و وقتی زندان بودم غیابی طلاق گرفت.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.