2020/01/17
۱۳۹۸ جمعه ۲۷ دي
زن صیغه ای
  • دام زن صیغه‌ای برای مردان پولدار

    دام زن صیغه‌ای برای مردان پولدار

    زندگی ام بی احساس شروع شد و به همین خاطر پس از مدتی از شوهرم طلاق گرفتم و زندگی جدیدی را شروع کردم که با مرد میلیونر آشنا شدم و به خاطر مشکلاتی مالی که داشتم به صیغه او در آمدم.
  • نقشه پلید مرد 4 زنه برای زن صیغه‌ای

    نقشه پلید مرد 4 زنه برای زن صیغه‌ای

    بعد از خوردن چای و شیرینی بود که سرم گیج رفت و بیهوش شدم. وقتی به هوش آمدم دیدم طلاها و ۳میلیون تومان پولی که برای اجاره خانه کنار گذاشته بودم، سرقت شده است.
  • 2 کشته به‌خاطر عشق آتشین به زن صیغه‌ای

    2 کشته به‌خاطر عشق آتشین به زن صیغه‌ای

    مرد عاشق همسر صیغه ای خود و مردی دیگر را به آتش کشید و کشت. او اکنون فراری است و به صورت غیابی محاکمه خواهد شد.
  • قتل، پایان عشق به همسر صیغه‌ای

    قتل، پایان عشق به همسر صیغه‌ای

    متهم:هشت سال قبل با سارا آشنا شدم. او در این سالها همسر صیغه ای من بود و با هم رابطه خوبی داشتیم...
  • زن صیغه‌ای قاتل پیرمرد پولدار

    زن صیغه‌ای قاتل پیرمرد پولدار

    پس از آشنایی با مهران او پیشنهاد کرد، عقد موقت او شوم که قبول کردم. وقتی وارد زندگی اش شدم، متوجه پول های زیادی شدم که در حسابش داشت.
  • تازه داماد ۱۰ زن صیغه‌ای داشت

    تازه داماد ۱۰ زن صیغه‌ای داشت

    وقتی به دنبال کارت عابر بانکم می‌گشتم به طور اتفاقی در کیف دستی همسرم که همیشه آن را پنهان می‌کرد مدارک ۱۰ سند ازدواج موقت را پیدا کردم .
  • زن بیوه، گرفتار عشق سیاه

    زن بیوه، گرفتار عشق سیاه

    اگرچه عقد موقت ما به طور رسمی در هیچ محضری ثبت نشده بود، دوباره تصمیم گرفتیم صیغه را پنج سال دیگر تمدید کنیم ولی باز هم دنبال رسمیت بخشیدن قانونی به این ازدواج نبودم.
  • پنهانی با مردان متاهل صیغه ‌کردم

    پنهانی با مردان متاهل صیغه ‌کردم

    به عقد موقت علی درآمدم و او هم به دنبال طلاق دادن همسرش رفت، اما او حامله بود و علی طلاقش نداد.
  • عاقبت زنی که صیغه مرد متاهل شد

    عاقبت زنی که صیغه مرد متاهل شد

    دختران هوویم من را تهدید کردند هر چه زودتر از زندگی مادرشان بیرون بروم وگرنه بار دیگر به جای کتک کاری جانم را خواهند گرفت.
  • نباید صیغه آن مرد می‌شدم

    نباید صیغه آن مرد می‌شدم

    وقتی به خاطر یک موضوع کم اهمیت دستش را روی من بلند کرد و کتکم زد با خودم اندیشیدم که ازدواج با او راه به جایی نمی برد و سرگذشتی بدتر از زندگی اولم خواهم داشت.
  • بزرگ‌ترین اشتباه یک زن

    بزرگ‌ترین اشتباه یک زن

    یک صیغه دوماهه خودش خواند و بعد از دوماه که من نگران بودم، نکند خانواده‌ام متوجه شوند، برای صیغه‌نامه قانونی اقدام کردیم.
  • زن‌صیغه‌ای متهم‌به قتل پیرمرد پولدار

    زن‌صیغه‌ای متهم‌به قتل پیرمرد پولدار

    متهم:همسرم شهروند انگستان هم بود و در آنجا یک کارخانه داشت قرار بود من را هم به انگلستان ببرد. من او را دوست داشتم .
  • اعدام؛ پایان عشق به زن صیغه ای

    اعدام؛ پایان عشق به زن صیغه ای

    شهره زن صیغه‌ای من بود و عاشقش بودم. شب حادثه وقتی به خانه شهره رفتم با حمید رو به رو شدم.
  • بازداشت شوهرفراری در ماشین لاکچری

    بازداشت شوهرفراری در ماشین لاکچری

    سمانه گفت: سعید پس از آزار و اذیت من 50 میلیون تومان طلا و پولی را که همراهم بود ، از من گرفت.
  • ادعای عجیب زن صیغه‌ای علیه شوهر

    ادعای عجیب زن صیغه‌ای علیه شوهر

    کمی بعد از شکایت این زن دو کودک با مشخصات فرزندان او در پارکی که در نزدیکی خانه شاکی بود پیدا شدند.
  • قرارشوم زن صیغه‌ای با مرد مزاحم

    قرارشوم زن صیغه‌ای با مرد مزاحم

    وقتی همسرم با «ع- ف» قرار تلفنی گذاشت و او سرقرار آمد ناگهان به اتفاق دوستانم به سوی وی حمله ور شدیم که با ضربات چاقو مجروح شد.
  • بخشش یک قاتل به شرط ساخت شیرخوارگاه

    بخشش یک قاتل به شرط ساخت شیرخوارگاه

    متهم: آن شب قصد داشتم او را با چاقو بترسانم که این اتفاق افتاد و بعد او را به بیمارستان رساندم تا جانش را نجات دهم اما فوت کرد.
  • قتل زن‌صیغه‌ای به‌دلیل عدم‌‌تمدید عقد

    قتل زن‌صیغه‌ای به‌دلیل عدم‌‌تمدید عقد

    برای نیم ساعت سرجایم میخکوب شده بودم. باورم نمیشد او را کشته ام.
  • مردی با همدستی زن صیغه‌ای خود به خانه پدر همسر اولش دستبرد زد

    مردی با همدستی زن صیغه‌ای خود به خانه پدر همسر اولش دستبرد زد

    قبل از ازدواج با ارغوان یک بار به پول های پدرزنم دستبرد زدم چرا که او مردی نابینا و رمال بود و از این راه پول زیادی به دست می آورد اما بعد از لو رفتن ماجرا پدرزنم به خاطر دخترش مرا بخشید و از شکایتش صرفنظر کرد.
  • نباید صیغه مرد متاهل می‌شدم

    نباید صیغه مرد متاهل می‌شدم

    یک روز که من و امیر در منزل بودیم زنگ خانه به صدا درآمد. وقتی در را باز کردم، زنی عصبانی و پریشان همانطور که اشک می ریخت، مرا کنار زد و وارد منزل شد.