2020/05/25
۱۳۹۹ دوشنبه ۵ خرداد
جزییات قتل داماد به دست مادرزن

جزییات قتل داماد به دست مادرزن

این زن ادعا می‌کند برای نجات دخترش مرتکب قتل شد.

دوات آنلاین-داماد معتادم داشت دخترم را خفه می کرد که برای نجات فرزندم مجبور شدم با سنگ به سرش ضربه بزنم. این آخرین دفاع زن میانسالی است که از سه سال قبل به اتهام قتل دامادش در بازداشت به سر می برد.

 

به گزارش روزنامه جوان سال ۹۶ اعضای خانواده مردی به نام عرفان گم شدن او را به پلیس گزارش دادند. همسر این مرد به مأموران کلانتری ۱۰۱ تجریش گفت که شوهرش برای رفتن به محل کار خانه را ترک کرده و دیگر بازنگشته است.

 

در اولین بررسی ها مشخص شد که عرفان و همسرش نیلوفر از مدت ها قبل با هم اختلاف داشتند. نیلوفر در توضیح بیشتر گفت: «من و شوهرم سرایدار یک مجتمع مسکونی در منطقه الهیه بودیم. آن روز برادرم به همراه مادرم از شهرستان به خانه ما آمدند اما حدود ساعت ۷ بعداز ظهر تصمیم گرفتند به خانه شان برگردند. شوهرم از آنها خواست تا او را هم در مسیرشان به محل کارش برسانند، اما بعد از رفتن آنها از شوهرم خبری نشد با برادرم تماس گرفتم اما او گفت شوهرم را حوالی پارک وی پیاده کرده و دیگر از او خبری ندارد.»

 

بعد از توضیحات همسر عرفان، برادر وی که مجید نام داشت مورد تحقیق قرار گرفت. او ۱۰ ماه بعد از ناپدید شدن عرفان، به قتل اعتراف کرد و گفت جسد را در تاکستان قزوین دفن کرده است.

 

بعد از آن پرونده با موضوع قتل تشکیل و بقایای جسد با راهنمایی مجید کشف و به پزشکی قانونی منتقل شد. مجید اما در تحقیقات بعدی اعتراف کرد که مادرش قاتل است و او در قتل نقشی نداشته است.

 

زن میانسال وقتی مورد تحقیق قرار گرفت، گفت: «دامادم معتاد بود به همین خاطر آن روز به خاطر مصرف مواد با دخترم درگیر شد، عرفان قصد داشت دخترم را خفه کند به همین خاطر با سنگ به سرش زدم و بعد به کمک پسرم جسد را به تاکستان بردیم و دفن کردیم. »

 

به این ترتیب زن میانسال به اتهام قتل عمد و معاونت در دفن جسد راهی زندان شد. پسرش مجید هم به اتهام اخفای ادله جرم و معاونت در دفن جسد و همسر مقتول نیز به اتهام اخفای در ادله جرم راهی زندان شدند.

 

پرونده بعد از صدور کیفرخواست به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. روز شنبه بعد از اعلام رسمیت جلسه از سوی قاضی زالی، اولیای دم درخواست قصاص کردند.

 

سپس متهم ردیف اول در جایگاه قرار گرفت و گفت: «دامادم معتاد به مواد مخدر بود اما من سعی می کردم در زندگی دخترم دخالتی نکنم تا خودش برای زندگی اش تصمیم بگیرد. آن روز هم به اصرار دخترم برای تولد نوه ام همراه پسرم به خانه آنها رفتیم. آن شب آنجا ماندیم. صبح بود که پسرم برای خرید به بازار رفت. پس از آن دخترم با شوهرش سر مصرف مواد درگیر شدند. در آن درگیری دامادم دستانش را روی گلوی دخترم گذاشت و به شدت فشار میداد طوری که صورت دخترم سیاه شده

سعی کردم آنها را از هم جدا کنم اما نتوانستم. به همین دلیل برای نجات جان دخترم یک سنگ را از روی زمین برداشتم و به سر دامادم زدم.»

 

متهم در ادامه گفت: اصلا متوجه نشدم سنگ را به کدام قسمت سردامادم زدم فقط وقتی به خودم آمدم دیدم نفس نمی کشد. آنجا بود که دخترم با برادرش تماس گرفت و از او خواست به خانه برگردد، بعداز آمدن مجید تصمیم گرفتیم جسد را به بیابان های تاکستان ببریم و دفن کنیم.

 

متهم در آخر گفت: «آن لحظه هر مادری جای من بود خطر را به جان می خرید و جان فرزندش را نجات می داد. من قصد قتل نداشتم اما مجبور شدم برای نجات دخترم کاری انجام دهم اما نتیجه اش این شد که بعد از سالها زحمت برای بزرگ کردن فرزندانم حالا در زندان باشم. خدا مرا ببخشد»

 

سپس همسر مقتول که با وثیقه آزاد بود در جایگاه قرار گرفت و گفت: سه دختر بودیم و یک برادر. پدرم خیلی سالها قبل فوت کرده بود و مادرم ما را به تنهایی و به سختی بزرگ کرد.

 

او در ادامه گفت: «بعد از ازدواج فهمیدم شوهرم معتاد است به همین خاطر بارها با هم درگیر شده بودیم و او چند بار مرا در خانه پدرش کتک زده بود. آن روز هم به پشت بام رفته بودم و با همسایه صحبت می کردم که حین برگشت متوجه شدم شوهرم در حال کشیدن مواد است. عصبانی شدم و با هم درگیر شدیم اما او مرا مقابل چشمان مادرم و فرزندم به شدت کتک زد و در حالیکه سعی داشت مرا خفه کند مادرم مرا نجات داد.»

 

مجید هم که با قید وثیقه آزاد بود، گفت: «وقتی متوجه موضوع شدم شوکه شدم و از ترس قدرت تصمیم گیری نداشتم این شد که همراه مادرم جسد را به تاکستان قزوین بردیم، اما خودم به تنهایی جسد را دفن کردم. ولی مادرم به خاطر من دفن جسد را هم گردن گرفته است.»

 

او در آخر گفت: بعد از دستگیری برای نجات جان مادرم قتل را گردن گرفتم اما در روند بازجویی ها به اجبار حقیقت را گفتم.

 

در پایان هیئت قضای وارد شور شد.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.