2019/07/16
۱۳۹۸ سه شنبه ۲۵ تير
دادگاه خانواده
  • سوزاندن همسر با سیخ داغ

    سوزاندن همسر با سیخ داغ

    روزی همسرم در چایی ام مواد حل کرد و به زور به خوردم داد تا به گمانش با معتاد کردن من از نق زدن هایم خلاص شود.
  • فرار داماد یک هفته بعد از ازدواج

    فرار داماد یک هفته بعد از ازدواج

    در اولین برخورد غیررسمی مان آرمین با ابراز علاقه خیلی زیاد و این که در همان مهمانی عاشقم شده است، از من خواستگاری کرد.
  • عروسی‌ام ارزان بود طلاق می خواهم

    عروسی‌ام ارزان بود طلاق می خواهم

    منصور مرا بازی داد. فردای عروسی دیگر نتواستم شوهرم را تحمل كنم. دیگر به او اعتماد نداشتم. برای همین تصمیم به جدایی گرفتم.
  • طلاق به‌خاطر باجناق ها

    طلاق به‌خاطر باجناق ها

    از روزی که من ازدواج کردم، هادی نمی تواند بدون دلخوری با همسر های خواهرهایم در ارتباط باشد و هر روز سر حرف یا رفتاری از یکی از آنها کدورت و دلخوری درست می کند.
  • طلاق به خاطر بازنشستگی

    طلاق به خاطر بازنشستگی

    این‌كه شوهرم بیكار بگردد و وقتش را صرف دوستانش كند و هر روز به پارك برود، برایم عذاب آور است.
  • طلاق به‌خاطر پس‌گرفتن هدیه عروسی

    طلاق به‌خاطر پس‌گرفتن هدیه عروسی

    به خاطر غرور بیجای شوهرم ملکی را که برایش زحمت کشیده بودیم و سرمایه زندگیمان بود از دست دادیم. نادر به جای این که به فکر آینده زندگیمان باشد به خاطر لجبازی با پدرش ما را بدبخت کرد.
  • خیانت به بهانه مطلقه‌بودن همسر

    خیانت به بهانه مطلقه‌بودن همسر

    کامران ابتدا سعی کرد آرامم کند اما درنهایت حرف دلش را زد و گفت که او پسر بوده و با زن مطلقه ازدواج کرده او جوان است و من سنم خیلی بالاتر است.
  • درخواست طلاق از پیرمرد هوسران

    درخواست طلاق از پیرمرد هوسران

    وضعیت مالی مان خوب بود و همسرم از این موقعیت بابت خوشگذرانی خودش استفاده و حتی گاهی به من خیانت می کرد و با افراد غریبه ارتباط داشت.
  • ناغافل مچ شوهرم را گرفتم

    ناغافل مچ شوهرم را گرفتم

    شوهرم تا توانست کتکم زد حتی دوستانش هم از پشت در اتاق می خندیدند و می گفتند فرزاد محکم تر بزن.
  • طلاق به‌خاطر مادرشوهر خبرچین

    طلاق به‌خاطر مادرشوهر خبرچین

    چند وقت پیش و بعد از یك سال زندگی مشترك، متوجه شدم مادرشوهرم قابل اعتماد نیست.
  • رویای سوخته زوج عاشق

    رویای سوخته زوج عاشق

    همسرم در مسیر راه چند جا در کنار پارک می‌ایستاد و در گوشه ای از لا به لای درختان بسته‌های کوچی با جوانان رد و بدل می کرد و در قبالش پول می گرفت، وقتی به خانه آمد از کارش پرسیدم اما او دروغ گفت.
  • دادگاه خانواده؛ زنم بدون پدر و مادرش به مسافرت نمی‌آید

    دادگاه خانواده؛ زنم بدون پدر و مادرش به مسافرت نمی‌آید

    به محض این که ما تصمیم می گرفتیم به مسافرت برویم پدر و مادر همسرم جلوتر خودشان را آماده می کردند تا با ما همراه شوند.
  • فهمیدم شوهرم قبلا3بار ازدواج کرده

    فهمیدم شوهرم قبلا3بار ازدواج کرده

    با افشای این دروغ ها، او خانه را ترک کرد و من هم که دیگر به خواست او سرکار نمی رفتم منزلی را به همراه پسرم اجاره کردم. حالا هم نه تنها هیچ نفقه ای به من نمی دهد .
  • دوستی‌های‌خیابانی شوهر، دلیل طلاق

    دوستی‌های‌خیابانی شوهر، دلیل طلاق

    آنچه می‌خوانید داستان زندگی زنی از اهالی استان خراسان شمالی است.
  • دادگاه خانواده/ شوهرم بعد از فهمیدن راز من زندگی‌ام را جهنم کرد

    دادگاه خانواده/ شوهرم بعد از فهمیدن راز من زندگی‌ام را جهنم کرد

    ا برملا شدن این راز همسرم به شدت آشفته شد و هر روز زندگی را برای مان به جهنم تبدیل می کرد و به حرف های من و خانواده ام اعتماد نداشت چون فکر می کرد من با همدستی آن ها او را در این سال ها بازی داده ام.
  • طلاق برای نجات پسر

    طلاق برای نجات پسر

    همه چیز خوب بود تا این‌كه سه سال پیش متوجه شدیم پسرمان بیماری قلبی سختی دارد. او یك بار عمل شد و بعد از آن هم باید مدام قرص و دارو می‌خورد.
  • دادگاه خانواده/ زنم بعد از تولد فرزندمان به من توجهی ندارد

    دادگاه خانواده/ زنم بعد از تولد فرزندمان به من توجهی ندارد

    هر وقت که با او در این باره حرف می زدم او مرا آدمی حسود و پدری بی احساس خطاب می کرد و اصلاً قبول نمی کرد که من هم مثل بچه به محبت و توجه نیاز دارم.
  • طلاق به‌خاطر خاموش‌کردن موبایل

    طلاق به‌خاطر خاموش‌کردن موبایل

    وقتی او آنقدر نسبت به زندگی مان بی تفاوت است من چرا باید رفتارهای او را تحمل کنم، برای همین تصمیم به جدایی گرفتم.
  • آشنایی شوم در پارتی مختلط

    آشنایی شوم در پارتی مختلط

    او آن قدر خودش را متفاوت نشان داد که فریب کارهایش را خوردم و او را مرد آرزوهایم تصور می کردم در حالی که گرگی در لباس گوسفند بود.
  • طلاق به‌خاطر اسم شوهر

    طلاق به‌خاطر اسم شوهر

    حرف بدی نمیزنم فقط دوست دارم جلال اسم بهتری داشته باشد. از این اسم خوشم نمی آید حتی از او خواهش کردم که خودش یک اسم انتخاب کند.