2022/09/28
۱۴۰۱ چهارشنبه ۶ مهر
جنایت هولناک در توهم شیشه‌ای

جنایت هولناک در توهم شیشه‌ای

متهم با تصور این‌که دوستش به همسر او نظر دارد دست به جنایت زد.

دوات آنلاین -به اتهام قتل دوستش دستگیر شده است. بعد  از مصرف شیشه، توهم سراغش آمد و با تصور این که دوستش به همسر او نظر دارد، مرتکب قتل شد. بعدهم دست و پای مقتول رابست تا روحش، او را تعقیب نکند.

 

به گزارش روزنامه جام جم، تحقیقات جنایی در این پرونده از دهم خرداد امسال و همزمان با کشف جسد مقتول در خانه اش در محله محمدشهر آغاز شد. اهالی ساختمان با انتشار بوی تعفن از خانه سعید، چند بار به مقابل خانه اش آمده و در زدند، اما او پاسخگو نبود به همین خاطر، با پلیس تماس گرفته و موضوع را گزارش دادند.

 

در ادامه تیمی از ماموران در محل حاضر شده و با توجه به اینکه احتمال جنایت وجود داشت، با دستور قضایی در را باز کرده و پس از ورود به خانه با جسد مرد جوان روبه رو شدند که دست و پاهایش از پشت سر بسته شده بود.

 

تحقیقات محلی نشان داد، سعید از چند ماه قبل این خانه را اجاره کرده و تنها در آنجا زندگی می کرد. چند روز قبل اعضای خانواده ای مهمان او بودند که سه روز قبل آنجا را ترک کرده بودند.

 

از آن زمان کسی سعید را ندیده بود. با کشف این سرنخ احتمال قتل به دست مهمانان سعید مطرح وتجسس برای دستگیری آنها آغاز شد که هویت دوست او به نام محسن شناسایی و در تهران دستگیر شد.

 

متهم در جریان تحقیقات مدعی شد به خاطر این که به دوستش شک داشته او را به قتل رسانده است. متهم پس از تحقیقات در دادسرای جنایی کرج با دستور بازپرس ویژه قتل با قرار قانونی روانه زندان شد.

 

پرواز روح را از بدنش دیدم

هنوز تحت تاثیر توهم مواد مخدر است و داستان عجیبی برای قتل طرح می کند. قبول دارد که گلوی دوستش را گرفته و دست و پایش را با سیم بسته، اما می گوید: «تا جسد مقتول را نبینم، به قتل اعتراف نمیکنم و آن را قبول ندارم. شاید من او رانکشته باشم.»

 

*چند سال داری؟

۳۵ سال.

 

*اما چهره ات بیشتر نشان میدهد.

به خاطر اعتیاد است.

 

*چی مصرف میکنی؟

هر چی گیرم بیاد هروئین، حشیش، شیشه.

 

*سابقه داری؟

بله. دو بار به اتهام سرقت دستگیر و روانه زندان شدم.

 

*با مقتول در زندان آشنا شدی؟

نه. یک روز در جنوب تهران، در محلی مواد می‌کشیدیم.

 

*اوهم معتاد بود؟

گاهی می‌کشید.

 

*چرا به خانه او آمده بودی؟

چون صاحبخانه بیرونم کرده بود و خانه و زندگی نداشتیم.

 

*همراه همسر و فرزندانت آمده بودی؟

بله. دو هفته ای آنجا بودیم تا بتوانیم خانه ای پیدا کنیم.

 

*همسرت می دانست معتادی؟

او خودش هم معتاد است. قبل از ازدواج معتاد بود.

 

*زندگی با او باعث اعتیادت شد؟

نه. دوری از پدر و مادرم. آنها در شهرستان بودند و نمی توانستم دوری آنها را تحمل کنم به همین خاطر به سمت اعتیاد رفتم. این طوری خودم را از فشار روحی دوری آنها رها می کردم.

 

*چه شد سعید را کشتی؟

چون به زنم نظر داشت.

 

*از کجا می دانی؟

جلوی خودم به زنم میگفت از محسن جدا شو بیا با من زندگی کن. حتی پولی که برای زنم بود را از او گرفته بود و نمی داد. چند بار گفتم پول را بده تا برویم خانه ای اجاره کنیم، اما تهدید کرد اگر پول را بگیرم دیگر پدر و مادرم را نمی بینم و آنها گروگان او هستند.

 

*خودش ازدواج نکرده بود؟

میگفت چند سال قبل ازدواج کرده و از همسرش جدا شده است.

 

*چطور او را کشتی؟

روز قبل از همسرم خواستم همراه بچه ها به خانه مادرش برود. زنم موقع رفتن، صد هزار تومان به من داد که با آن مواد خریدم و با سعید کشیدیم. بعد از کشیدن مواد یاد حرف ها و رفتارهای سعید افتادم و تصمیم گرفتم او را بکشم. به همین خاطر خفه اش کردم.

 

*پس قبول داری خفه اش کرده ای؟

بله. اما معلوم نیست مرده باشد. من جسدش را ندیدم.

 

*چرا دست و پایش را با سیم بستی؟

برای اینکه روحش مرا تعقیب نکند. وقتی او را خفه کردم، روحش را دیدم که از بدنش جدا شد و در حال پرواز بود. خیلی ترسیدم. دست و پایش را با سیم بستم تا روحش از بدنش جدا نشود و من را تعقیب نکند.روح را در بدنش نگه داشتم، به همین خاطر میگویم شاید زنده باشد.

 

*بعد چه کردی؟

با همسرم تماس گرفتم و برایش تعریف کردم که سعید را  کشته ام تا دیگر به او نظر نداشته باشد.

 

*در این مدت کجا مخفی شده بودی؟

در تهران کارتن خواب شده بودم. شب ها در پارک‌ها می خوابیدم. روزها ضایعات جمع می کردم و با فروش آن پول مواد و غذایم را جور می کردم.

 

دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.