2022/07/02
۱۴۰۱ شنبه ۱۱ تير
آزار شیطانی دختر 17 ساله توسط پسر آدم ربا

آزار شیطانی دختر 17 ساله توسط پسر آدم ربا

آدم ربایان دست و پایم را بستند و تهدید کردند اگر حرفی بزنم مرا می‌کشند. خیلی ترسیده بودم و وحشت تمام بدنم را فراگرفته بود، اما چاره‌ای نداشتم.

دوات آنلاین -یکی از اعضای باندی که دختر نوجوان را از مقابل پارکی در تهران ربوده و به شهرستان خمین منتقل کرده بودند، بازداشت شد.

 

به گزارش جوان، چندی قبل مردی در تهران به اداره پلیس رفت و از گم شدن ناگهانی دختر ۱۷ ساله‌اش به نام سحر شکایت کرد.

 

ناپدید شدن دختر نوجوان

شاکی در توضیح ماجرا گفت: «ساعتی قبل از محل کار به خانه‌ام برگشتم و متوجه شدم دخترم در خانه نیست. وقتی از مادرش سؤال کردم گفت برای دیدن یکی از دوستانش بیرون رفته است و به زودی بر می‌گردد. معمولاً دخترم بدون اجازه من از خانه بیرون نمی‌رفت و به همین خاطر خیلی عصبانی شدم و برای پیدا کردن او از خانه بیرون رفتم، اما هر چقدر دنبالش گشتم اثری از او نیافتم. پس از این به خانه دوستانش و فامیل‌های دور و نزدیک رفتیم، اما آن‌ها هم از سحر خبر نداشتند و گفتند دخترم به خانه آن‌ها نرفته است. ما حتی به مراکز درمانی هم سر زدیم و در آنجا هم نام دخترم در لیست افراد بیمار نبود. من احتمال می‌دهم برای دخترم اتفاق بدی رخ داده باشد.»

 

گردش شبانه

با شکایت مرد میانسال پرونده به دستور قاضی محمد امین تقویان، بازپرس دادسرای امور جنایی تهران برای پیدا کردن دختر گمشده دراختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.

 

در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت، روز بعد از حادثه پدر سحر به مأموران پلیس خبر داد دخترش به خانه برگشته است.

 

بدین ترتیب مأموران برای بررسی موضوع از سحر تحقیق کردند و وی در توضیح ماجرا گفت: «پدرم کمی سختگیر بود و اجازه نمی‌داد همراه دوستانم به گردش و تفریح بروم و به همین خاطر زمانی که پدرم سر کار بود با دوستانم در پارک و خیابان قرار می‌گذاشتم و به گردش می‌رفتیم. شب حادثه قرار بود همراه دوستانم به پارک بروم، اما پدرم اجازه نداد، اما من غروب به پارک رفتم و تصمیم داشتم قبل از اینکه پدرم به خانه برگردد من هم به خانه بروم، اما ناگهان پدرم را داخل پارک دیدم. خیلی ترسیده‌بودم و می‌دانستم اگر مرا ببیند تنبیه می‌کند و از ترس پشت درختی پنهان شدم تا پدرم از پارک بیرون رفت. پس از این تصمیم گرفتم شب را به خانه دوستم بروم و از آنجا با پدرم تماس بگیرم و بگویم شب پیش دوستم هستم و از او بخواهم به‌دنبال من بیاید.»

 

باغ وحشت

وی ادامه داد: «وقتی سراسیمه از پارک بیرون رفتم با پسر جوان موتورسواری برخورد کردم و از او خواستم با تلفن همراهش با دوستم تماس بگیرم. او تلفنش را به من داد و من هم آدرس خانه دوستم را گرفتم که پسر جوان پیشنهاد داد با موتورسیکلتش مرا به خانه دوستم برساند. او گفت با موتور‌سیکلت خیلی سریع می‌رسیم و من هم به او اعتماد کردم و سوار موتورسیکلتش شدم، اما او در میانه راه با یکی از دوستانش تماس گرفت و دقایقی بعد دوستش با خودروی پژویی راه ما را سد کرد. وقتی متوجه نیت آن‌ها شدم خواستم فرار کنم که راننده خودرو با شوکر چند ضربه‌ای به من زد و وقتی من بی‌حال شدم دو نفری مرا به داخل خودرو کشیدند و بعد به راه افتادند.

 

وقتی حالم بهتر شد تازه متوجه شدم آن‌ها مرا به شهر خمین آورده‌اند و در خانه باغی حبس کرده‌اند. آدم ربایان دست و پایم را بستند و تهدید کردند اگر حرفی بزنم مرا می‌کشند. خیلی ترسیده بودم و وحشت تمام بدنم را فراگرفته بود، اما چاره‌ای نداشتم، چون صدای فریادهایم به گوش کسی نمی‌رسید. آن شب یکی از آن‌ها مرا آزار داد و در نهایت هم ساعت ۱۳‌بعد از ظهر روز بعد مرا به تهران آوردند و در یکی از خیابان‌های اطراف خانه مان رها کردند.»

 

بازداشت یکی از متهمان

با به‌دست آمدن این اطلاعات مأموران پلیس تحقیقات گسترده‌ای را برای شناسایی عاملان ربایش دختر جوان آغاز کردند تا اینکه دو روز قبل مخفیگاه یکی از متهمان را شناسایی کرده و وی را به دام انداختند.

 

صبح دیروز متهم برای بازجویی به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و به جرم خود با همدستی یکی از دوستانش اعتراف کرد. وی در ادعایی با اظهار پشیمانی گفت: «شب حادثه بیرون از پارک بودم که دختر جوان به سراغم آمد و از من خواست تلفن همراهم را برای تماس ضروری در اختیار او قرار دهم. وقتی تلفنم را به او دادم از حرف‌هایش متوجه شدم از خانه شان فرار کرده و همان لحظه وسوسه شدم او را همراه یکی از دوستانم بربایم. البته من قصد آزار و اذیت نداشتم و فقط می‌خواستم پیش دوستانم عرض اندام کنم و بگویم من دختری را یک شب پیش خودم نگه داشته‌ام و به همین خاطر هم آن شب از دختر جوان فیلم تهیه کردم تا به دوستانم نشان دهم و قدرت‌نمایی کنم.

 

بهرحال دختر جوان را به بهانه اینکه او را به خانه دوستش برسانم فریب دادم و سوار موتور سیکلتم کردم، اما به جای اینکه او را به خانه دوستش ببرم با دوست خودم هماهنگ کردم تا او را برباییم. دقایقی بعد دوستم با خودرواش رسید و به زور دختر جوان را سوار کردیم، اما او مقاومت کرد که دوستم با شوکری که همراه داشت چند ضربه به او زد و دختر جوان هم بی‌حال شد و بعد دو نفری او را سوار خودرو کردیم و به باغی در شهر خمین بردیم. یک شب او را نگهداشتیم و روز بعد دختر جوان را به تهران برگرداندیم و رهایش کردیم.»

 

متهم درادامه برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. مأموران در تلاشند تا همدست وی را بازداشت کنند.

 

دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.