2021/08/01
۱۴۰۰ يکشنبه ۱۰ مرداد
پوشاک با سلام
گروگان گرفتن مادر و پسر ایرانی در روستای ترکیه

گروگان گرفتن مادر و پسر ایرانی در روستای ترکیه

این مادر و پسر قصد داشتند برای اقامت به کشور آلمان سفر کنند اما تبهکاران آنها را گروگان گرفتند.

دوات آنلاین -مدیر یک آژانس مسافرتی متقاضیان سفر به آلمان را با وعده اقامت فریب می داد و با گروگان گرفتن آنها در کشور ترکیه از خانواده هایشان اخاذی می کرد.

 

گروگان گرفتن مادر و پسر

به نوشته روزنامه جوان، چندی قبل به ماموران پلیس تهران خبر رسید مادر و پسر تهرانی در یکی از روستاهای مرزی ترکیه گروگان گرفته شده اند و آدم ربایان برای آزادی آنها چند صد میلیون تومان درخواست کرده اند.

 

بررسی ها حکایت از آن داشت افراد ربوده شده با فریب مدیر آژانس مسافرتی به امید گرفتن اقامت کشور آلمان به ترکیه می روند که در دام قاچاقچیان انسان گرفتار می شوند.

 

در حالی که تحقیقات درباره این حادثه از طریق پلیس اینترپل ادامه داشت ماموران پلیس دریافتند گروگانگیران پس از اخاذی مادر و پسر جوان را آزاد کرده اند.

 

بدین ترتیب ماموران برای بررسی موضوع به سراغ مادر و پس رفتند و از آنها تحقیق کردند.

 

اقامت آلمان

زن جوان در توضیح ماجرا گفت: مدتی بود که تصمیم گرفته بودم همراه پسرم به کشور آلمان بروم و در آنجا زندگی کنم چون می خواستم پسرم در آنجا ادامه تحصیل دهد و من هم کنارش زندگی کنم. به همین خاطر دنبال گرفتن اقامت کشور آلمان بودم و با افراد زیادی که در این زمینه فعالیت داشتند مشورت کردم، اما آنها برای گرفتن اقامت مبلغ هنگفتی را در خواست می کردند تا اینکه چندی قبل در سایت دیوار با آگهی تبلیغاتی آژانس مسافرتی رو به رو شدم که مدعی بود در زمینه اقامت کشورهای اروپایی مخصوصا کشور آلمان فعالیت دارد.

 

پس از این با تلفنی که در آگهی نوشته بود تماس گرفتم و با مدیر آژانس صحبت کردم که ادعا کرد با قیمت مناسبی برای من و پسرم ویزا و اقامت آلمان را می گیرد و حتی قول داد برای ما در آلمان کار هم فراهم کند.

 

وعده های فریبانه

وی ادامه داد: ما چند باری با هم تلفنی حرف زدیم که او توضیحات کاملی درباره شرایط سفر و زندگی در آلمان به ما داد و مشخص بود اطلاعات زیادی درباره فعالیت کاری اش دارد و حرفه ای است. در نهایت با چرب زبانی و وعده های وسوسه انگیزی که به من داد راهی دفترش شدم تا در آنجا قرارداد امضا کنم.

 

روزی که به آنجا رفتم مدیر آژانس خودش را آرش معرفی کرد و قرار شد همزمان با امضای قرار داد ۳۰۰ میلیون تومان به او بدهم و او هم تعهد داد که مراحل اداری کارهایم را چند روزه انجام دهند و پس از اینکه اقامت من و پسرم را گرفت ۳۰۰ میلیون تومان باقی مانده آن را پرداخت کنم.

 

من تمام مدارک و پول درخواستی را به او دادم و به خانه ام برگشتم و منتظر تلفن بودم و فکر می کردم به زودی همراه او به سفارت آلمان می روم و مجوز اقامتم را می گیرم اما آرش پس از چند روز با من تماس گرفت و گفت باید همراه پسرم به ترکیه بروم و آنجا همکارانش در  سفارت آلمان کارهای مرا انجام می دهند. او گفت: رابطشان که با سفارت آلمان کار می کنند در ترکیه است و من هم قبول کردم.

 

گروگانگیری

چمدان هایمان را بستیم و با برنامه ای که آرش به ما داد از طریق زمینی خودمان را به یکی از شهرهای مرزی ترکیه رساندیم. چون قرار بود رابط آرش در  آن شهر به دنبال ما بیاید و ما را تا پایان گرفتن مجوز اقامت همراهی کند. خوشحال بودم از اینکه به زودی در کشور آلمان زندگی تازه ای را شروع می کنم که پس از یک روز اقامت در هتل، آرش با من تماس گرفت و گفت خودروی وی جلوی هتل منتظر من و پسرم است.

 

ما سوار خودروی وی شدیم که پس از طی مسافتی در بیرون از شهر راننده توقف کرد و مرد مسلح نقابداری سوار خودرو شد. همان لحظه فهمیدم که در دام قاچاقچیان انسان گرفتار شده ایم. اما کاری از دست من و پسرم بر نمی آمد. هر چقدر التماس کردم که من و پسرم را رها کنند فایده ای نداشت و در نهایت مردان مسلح ما را به روستای دور افتاده بودند و در خانه ای زندانی کردند.

 

مردان مسلح تهدید کردند با خانواده و بستگانم تماس بگیرم و برای آزادی خودم و پسرم درخواست ۳۰۰میلیون تومان بکنم. آنها تهدید کردند اگر به آنها پول ندهیم ما را می کشند و جسدمان را همانجا رها می کنند که من هم برای نجات جان خودم و فرزندم با تعدادی از بستگانم تماس گرفتم و خواستم به شماره حسابی که آنها به من دادند پول واریز کنند. به بستگانم گفتم که در ترکیه گرفتار شده ام و برای من پول بفرستند و آنها هم ۳۰۰میلیون تومان واریز کردند و در نهایت پس از سه روز زندانی و گرفتن تمامی ارزهایی که همراه داشتیم ما را به داخل همان شهر مرزی آوردند و رها کردند که دست خالی به ایران بازگشتیم.

 

شکایت های سریالی

با شکایت زن جوان پرونده به دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران برای رسیدگی و دستگیری متهمان در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.

 

بررسی های ماموران پلیس نشان داد آرش به همین شیوه از چند شهروند دیگر که قصد مسافرت به اروپا و گرفتن اقامت در آلمان را داشته اند کلاهبرداری کرده است.

 

همچنین مشخص شد متهم با تشکیل باندی در کشور ترکیه بعضی طعمه ها را به بهانه اینکه رابطش در سفارت آلمان در ترکیه پیگیر کارهای اقامت آنها است به کشور ترکیه می فرستد که همدستانش آنها را گروگان می گیرند و پس از اخاذی 100 تا 500 میلیون تومانی آنها را آزاد می کنند.

 

یکی از شاکیان گفت: قرار بود همراه خانوادهام برای زندگی به یکی از کشورهای اروپایی برویم. مدتی قبل از طریق آگهی در سایت دیوار با آرش آشنا شدیم. او گفت که با هزینه خیلی کم برای خانواده ما در کشور آلمان اقامت می گیرد و ما هم به او اعتماد کردیم و چند صد میلیون تومان به عنوان پیش پرداخت به او دادیم. چند روزی گذشت اما خبری از مجوز اقامت نشد که متوجه شدیم ارش از ما کلاهبرداری کرده است.

 

ماموران پلیس در تحقیقات بعدی دریافتند آرش پس از کلاهبرداری سریالی دفتر کارش را بسته و به مکان نامعلومی گریخته است.

 

بدین ترتیب ماموران تحقیقات خود را در شاخه دیگری ادامه دادند که مشخص شد بعضی پول های پرداختی به دو کارت بانکی به نامهای مشخص واریز شده است.

 

تحقیق از کارمند آژانس

استعلامات بانکی نشان داد یکی از حساب ها متعلق به مرد معتادی است و دیگری هم متعلق به یکی از کارمندان آرش است.

 

بدین ترتیب ماموران ابتدا از مرد معتاد تحقیق کردند که مدعی شد که او کارتش را به مبلغ اندکی به فردی فروخته است و پول آن را هم مواد کشیده است.

 

پس از این ماموران کارمند آرش را برای تحقیق به دادسرا احضار کردند. وی در ادعایی گفت: مدتی قبل در دفتر مسافرتی استخدام شدم که در زمینه اعزام مسافران به کشورهای اروپایی و گرفتن مجوز اقامت فعالیت می کرد. آرش مرا مسئول مالی دفتر گذاشت و به من گفت حساب بانکی به نام خودم باز کنم و تمامی پول هایی که مسافران اروپایی پرداخت می کنند به حساب من واریز شود. از آنجایی که خبر نداشتم او فعالیت غیر قانونی و از مسافران اروپایی کلاهبرداری می کند قبول کردم و برای خودم حساب بانکی باز کردم. من تمامی پول ها را دوباره به حساب دیگری که آرش به من داده بود منتقل می کردم.

 

وی در پایان گفت: یک روز که به محل کارم آمدم دیدم که دفتر بسته است و هر چقدر با تلفن آرش تماس گرفتم او جواب نداد که تازه فهمیدم او در پوشش دفتر مسافرتی از مسافرت كلاهبرداری می کرده است.

 

همزمان با ادامه تحقیقات درباره این حادثه ماموران پلیس به دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای امور جنایی آرش و همدستانش را تحت تعقیب قرار دادند.

 

لوازم آشپزخانه کالا و ما
بنر خانومی
کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.