2021/03/07
۱۳۹۹ يکشنبه ۱۷ اسفند
ابهام در انگیزه دختر 18 سال برای قتل مرد راننده

ابهام در انگیزه دختر 18 سال برای قتل مرد راننده

چاقو را از درون کیفم بیرون آوردم و ضربه ای به سینه راننده زدم و خودم آن را از سینه او خارج کردم ولی راننده مچ دستم را فشار داد که چاقو را انداختم. بعد از آن هم مردم جمع شدند و مرا دستگیر کردند.

دوات آنلاین -دختر 18 ساله ای که در یک جنایت تکان دهنده، راننده پژو پارس سواری را با ضربه چاقو در مشهد به قتل رسانده است در ادامه اعترافاتش، سناریوی جدیدی را مطرح کرد.

 

وقوع قتل

به نوشته روزنامه خراسان شب پنج شنبه (بیست و ششم آذر گذشته) شهروندان، جوان 35 ساله تبعه خارجی را دیدند که کنار پژو پارس سفید غرق در خون است. آن ها بلافاصله با نیروهای امدادی تماس گرفتند و از فرار دختری جلوگیری کردند که در کنار پیکر راننده خون آلود حضور داشت. دقایقی بعد با دستور قاضی ویژه قتل عمد در حالی دختر 18 ساله به پلیس آگاهی خراسان رضوی انتقال یافت که تلاش کادر درمانی بیمارستان شهید هاشمی نژاد برای نجات جان جوان مجروح به نتیجه نرسید و او جان خود را از دست داد.

 

 این دختر جوان هم که در اداره جنایی آگاهی پلیس آگاهی مورد بازجویی قرار گرفته بود ابتدا خود را با نام جعلی ملیحه و اهل کاشمر معرفی کرد و با یک قصه ساختگی مدعی شد چون باردار بوده و راننده پیشنهاد رابطه غیراخلاقی داده بود، او را به قتل رسانده است اما ساعتی بعد هویت واقعی خود را «پریسا» ذکر کرد و با بیان این که به مواد مخدر صنعتی (شیشه) اعتیاد دارد روایت این جنایت را به گونه ای دیگر بازگو کرد.

 

ادامه تحقیقات

این متهم 18 ساله که بیست و ششم آذر گذشته در صحنه وقوع جنایت توسط شهروندان دستگیر شد اگرچه به صراحت ارتکاب قتل را قبول دارد اما درباره انگیزه خود از قتل جوان پژوسوار سناریوهای گوناگونی را بازگو می کند و هر بار با طرح یک سوال از سوی قاضی ویژه قتل عمد مشهد، با سکوتی مرموز سر در گریبان فرو می برد و دیگر نمی تواند به داستان سرایی هایش ادامه دهد.

 

این دختر جوان که تاکنون خود را اهل کاشمر معرفی می کرد وقتی نتوانست مدارک هویتی به پلیس ارائه کند به ناچار هویت حقیقی خود را فاش کرد و گفت: من تبعه خارجی هستم و مدارک شناسایی ندارم. متهم این پرونده جنایی که نام «پریسا» را نیز روی دستش خالکوبی کرده است در ادامه بازجویی های تخصصی درباره چگونگی وقوع جنایت اظهار کرد: من از اتباع خارجی هستم و به همراه خانواده ام در منطقه پنجتن مشهد زندگی می کردم. پدرم با جمع آوری ضایعات و فروش آن ها مخارج خانواده را تامین می کرد اما من دوست داشتم مانند خیلی از دختران دیگر در رفاه و آسایش زندگی کنم!

 

متهم 18 ساله در حالی که بغضش ترکیده بود، در میان گریه هایش ادامه داد: دختران دیگر را نگاه کنید چگونه در ناز و نعمت زندگی می کنند اما من چیزی نداشتم. از مدتی قبل با پسری که در بولوار طبرسی مشهد ساکن است، دوست بودم و به عقد موقت او درآمدم. این در حالی بود که پدرم قصد داشت مرا به زور به فرد دیگری شوهر بدهد! به همین خاطر هم همواره پدرم و عمویم مرا اذیت می کردند و کتک می زدند. در این وضعیت از خانه فرار کردم تا مرا پیدا نکنند!

 

این دختر جوان در ادامه اعترافاتش افزود: شب حادثه کنار خیابان شهید مفتح ایستاده بودم که راننده پژو پارس سفید رنگ مقابلم ترمز زد من هم سوار شدم و از او خواستم مرا به خیابان پورسینا در شهرک شهید رجایی ببرد چرا که پیرزنی که از دوستانم است در آن جا سکونت دارد. وقتی به آن محله رسیدیم من از داخل خودرو متوجه شدم که لامپ برق منزل پیرزن خاموش است و او در خانه اش حضور ندارد. به همین دلیل از راننده پژوپارس خواستم تا مرا به بزرگراه 100 متری ببرد. او هم با سرعت زیاد حرکت کرد و در مسیر قفل مرکزی خودرو را زد تا درها را قفل کند. در این لحظه من فهمیدم که او قصد شومی دارد. هنوز مسافت زیادی نرفته بود که پیشنهاد دوستی به من داد و در حالی که رانندگی می کرد، دستش را به طرف من دراز کرد!

 

او در پاسخ به این سوال قاضی که شما در صندلی جلو نشسته بودید؟ گفت نه! من در صندلی عقب بودم!

 

متهم سپس ادامه داد: در مسیر حرکت از راننده خواستم مرا به بولوار شهید مفتح شرقی ببرد، چرا که قصد داشتم آن جا پیاده شوم و از سرویس بهداشتی استفاده کنم! اما زمانی که از خودرو پیاده شدم و در را بستم راننده عصبانی شد که چرا در را محکم بستی؟

 

در این هنگام قاضی احمدی نژاد پرسید شما که گفتید او درهای خودرو را با قفل مرکزی از درون بسته بود که شما نتوانید پیاده شوید؟

 

متهم که پاسخی برای این سوال نداشت بعد از سکوتی طولانی و در حالی که بیان می کرد اگر من هم مانند دیگر دختران زندگی خوبی داشتم در این مخمصه نمی افتادم درباره چگونگی درگیری خود با راننده جوان گفت: راننده 35 ساله (تبعه خارجی) از خودرو پیاده شد و چند لگد به من زد بعد هم دستش را دور گردنم حلقه زد که من دست او را با دندان گاز گرفتم و به زمین افتادم. وقتی بلند شدم کیفم را برداشتم و چاقو را از درون آن بیرون آوردم و ضربه ای به سینه راننده زدم و خودم آن را از سینه او خارج کردم ولی راننده مچ دستم را فشار داد که چاقو را انداختم. بعد از آن هم مردم جمع شدند و مرا دستگیر کردند.

 

به دنبال اعتراف صریح این دختر جوان به ارتکاب قتل، وی با صدور دستوری از سوی قاضی شعبه 208 دادسرای عمومی و انقلاب مشهد روانه زندان شد تا این پرونده جنایی دیگر مراحل دادرسی را طی کند.

 

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.