2020/10/23
۱۳۹۹ جمعه ۲ آبان
حکایتی خواندنی از کلیله و دمنه؛ قورباغه‌ای که قربانی مکر خودش شد

حکایتی خواندنی از کلیله و دمنه؛ قورباغه‌ای که قربانی مکر خودش شد

کلیله و دمنه حکایت‌های خواندنی زیادی دارد. یکی از آن در این مطلب آمده است.

دوات آنلاین -حکایتی از کلیله و دمنه را با نثر ساده و امروزی به نقل از خبر فوری در ادامه بخوانید:

 

قورباغه‌ای در همسایگی ماری لانه داشت، هرگاه قورباغه بچه‌ای به دنیا می‌آورد، مار آمدی و بخوردی. قورباغه با خرچنگی دوست بود.

 

حکایتی از گلستان سعدی: چشم تنگ دنیا دوست

 

به پیش خرچنگ رفت و گفت: ای برادر! تدبیری اندیش که مرا خصمی قوی و دشمنی بی رحم است. نه در برابرش مقاومت می‌توانم کرد و نه توان مهاجرت دارم، چرا که اینجا مکانی است خرم و زیبا، در نهایت آسایش.

 

حکایتی از گلستان سعدی: زور مردم آزاری ندارم

 

خرچنگ گفت: قوی پنجگان توانا را جز با مکر نتوان شکست داد. در این اطراف راسویی زندگی می‌کند، چند ماهی بگیر و بکش و از جلوی خانه‌ی راسو تا لانه‌ی مار بیافکن، راسو یکی یکی می‌خورد و چون به مار رسد او را هم می‌بلعد و تو را از رنج می‌رهاند.

 

قورباغه با این حیله مار را هلاک کرد. چند روزی بگذشت، راسو دوباره هوس ماهی کرد، بار دیگر به دنبال ماهی در آن مسیر راهی شد، پس قورباغه و همه‌ی بچه هایش را خورد.

 

این افسانه گفته شد تا بدانیم که حیله و مکر بسیار بر خلق خدا موجب هلاکت است.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.