2020/10/27
۱۳۹۹ سه شنبه ۶ آبان
ساعت پخش و تکرار سریال مرگ تدریجی یک رویا از شبکه آی فیلم + خلاصه داستان، بازیگران و نقد

ساعت پخش و تکرار سریال مرگ تدریجی یک رویا از شبکه آی فیلم + خلاصه داستان، بازیگران و نقد

همه اطلاعات اولیه‌ای را که درباره سریال مرگ تدریجی یک رویا لازم دارید می‌توانید در این مطلب مطالعه کنید.

دوات آنلاین -مرگ تدریجی یک رویا سریالی بسیار پربیننده بود که فریدون جیرانی آن را ساخته است. این سریال بار دیگر روی آنتن شبکه آی فیلم می‌رود.

 

ساعت پخش و تکرار

این سریال از روز جمعه 11 مهر هر روز ساعت 19 از شبکه آی فیلم پخش می‌شود و تکرار آن نیز دو نوبت در روز خواهد بود. ساعت 3 بامداد و 11 صبح می‌توانید بازپخش مرگ تدریجی یک رویا را تماشا کنید.

پوستر سریال مرگ تدریجی یک رویا

خلاصه داستان سریال مرگ تدریجی یک رویا

نویسنده‌ای جوان به نام مارال عظیمی با نوشتن یک رمان معروف می‌شود و تأثیر زیادی بر زندگی وی می‌گذارد و با وسوسه‌های خواهرش و آریان یک منتقد ادبی از همسرش حامد یزدان پناه جدا شده و به ترکیه می‌رود. داستان با رویدادها و شخصیت‌های جدیدی همراه می‌شود و در نهایت مارال عظیمی دوباره به ایران بازمی‌گردد و مجدداً با حامد ازدواج می‌کند و....

عکسی از سریال مرگ تدریجی یک رویا

بازیگران سریال مرگ تدریجی یک رویا

دانیال حکیمی، سامیه لک، هوشنگ توکلی، ستاره اسکندری، ماهور حاج درویش، آشا محرابی، فریدون محرابی، مهسا کرامتی، شهاب شهابی، پوراندخت مهیمن، هایده حائری، علی میلانی، مهسا حسینی، احمد ساعتچیان، فریده سپاه ‌منصور، مائده طهماسبی، ناصر طهماسب، محمود بنفشه‌خواه، پولاد کیمیایی، شیوا خنیاگر، مهناز انصاریان، علی کاظمی، نیلوفر محمودی و هائده شن در نقش ترکان دمیر بازیگران این سریال هستند.

عکسی از سریال مرگ تدریجی یک رویا

نقدی بر سریال

مردم سالاری در نقد سریال مرگ تدریجی یک رویا نوشته بود: داستان فیلم روایتگر زندگی زوجی به نام مارال عظیمی و حامد یزدان پناه است.

 

زوجی که تنها نقطه اشتراک فکری آنها در نویسندگی است. فیلم ساز تلا ش داشته به زندگی خانوادگی و موضوع جدایی نگاه متفاوتی داشته باشد، نگاهی که مشابه آن در سریال های تلویزیونی کمتر دیده شده. حامد شخصیت روشنفکری است که کاملا در فیلم مثبت در نظر گرفته شده تا جایی که بیشترمواقع همسرش را بزرگ منشانه می بخشد.

 

نقطه مقابل مارال است که بی ارادگی او تا حدی است که تحت نفوذ و دخالت های خواهرش (ساناز) است تا جایی که حاضر می شودبه تحریک او طلا ق بگیرد و همسرش و فرزندش را قربانی پیشرفت احتمالیش کند. او حتی در آخرین لحظات دادگاه نیز برای جداییش تردید دارد و علت طلا قش را مستقل فکر کردن عنوان می کند، در صورتی که او هیچ گاه در طول فیلم فکر مستقلی نداشته و تحت تاثیر ساناز و دوستان خود قرار گرفته، دوستان خانوادگی مارال، تا پایان داستان همراهی نمی کنند و فقط در حد سایه های کمرنگ باقی می مانند و همین طور خانواده حامد.

 

نکته جالب اینجاست که مارال که شخصیت نویسنده دو رمان پرفروش است (گیتی و رویا) آنقدر بی اطلا ع است که حتی از وضعیت برادر خود قبل از سفر اطلا عی ندارد، او حتی در مقابل بددهنی های ساناز و رفتار او هیچ عکس العملی نشان نمی دهد مارال در جاهایی از فیلم از همسر سابقش دفاع می کند و می گوید که با او مشکل خاصی نداشته و او هیچ صفت بدی نداشته اما همچنان علت اصلی جدایی او از شوهرش، برای مخاطب کلی و مبهم است. چون هیچ گاه مارال احساس پشیمانی نمی کند. همیشه در لحظه های حساس داستان، مانند صحنه ای که مارال حتی پولی برای خرید کارت تلفن ندارد، آدم های خوب به سراغش می‌آیند و او را بی دریغ کمک می کنند (سارا و آراس مشرقی) گویی فیلمساز می خواسته حق را به مارال بدهد. اما مخاطب نمی داند چرا باید مارال را دوست بدارد زنی که تکلیف خودش با خودش را هم نمی داند.

 

خشونت در این سریال پررنگ است البته این نوع کار، وفاداری کارگردان (فریدون جیرانی) به نوع فیلمسازی اوست خشونت های ساناز و الکل مصرف کردن او، درگیر شدن با افراد قاچاقچی و ... اینها همه، داستان را از ملودرام دور می کند و به طور کل بار دراماتیک فیلم را کاسته است.

 

حتی فیلم برداری در کشور دیگر ( ترکیه) و استفاده از تکنیک دو دوربین و تیتراژ پایانی جدید و استفاده از بازیگران تازه کار و کم کار جذابیتی برای فیلم ایجاد نکرده، کیفیت بازی ها یکدست نبود به جز دو سه بازیگر بقیه خنثی نقش آفرینی کردند.

 

داستان نقطه اوج مشخصی ندارد و بیشتر شخصیت ها با مرگ خاتمه می یابند. (ترکان دمیر- ساناز- داریوش آرین) در ابتدا روند فیلم به کندی پیش می رود و هر چه به پایان نزدیک می شویم حوادث پرالتهاب ، بیشتر می شود ولی از پیامی که باید در برداشته باشد، دور می شویم. شخصیت ها به ته خط می رسند دیالوگ های ساناز و مارال خسته کننده و تکراری است تا جایی که حتی نبود آن به فیلم لطمه نمی زند ولی باز محتوای آن مطرح نمی شود به راستی پیام داستان چه بود؟ مقصر چه کسی بود، حتی پایان فیلم آنقدر قوی و جاندار نبود که به مخاطب آزار برساند. آیا بهتر نیست فارغ از حوادث رنگارنگ در داستان، به محتوایی که باید گنجانده شود، توجه کرد؟و فیلم را عقیم رها نکرد؟

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.