2020/05/25
۱۳۹۹ دوشنبه ۵ خرداد
همدستی دو رقیب عشقی برای انتقام از دختر جوان

همدستی دو رقیب عشقی برای انتقام از دختر جوان

این دو پسر در شب نامزدی دختر جوان سراغ او رفتند و نقشه‌شان را اجرا کردند.

دوات آنلاین-پسر جوان وقتی متوجه شد دختر مورد علاقه اش قرار است با فرد دیگری ازدواج کند در شب نامزدی خودروی رقیب عشقی اش را سرقت کرد.

 

به گزارش جوان، چندی قبل مأموران پلیس هنگام گشتزنی در یکی از خیابان های شمالی تهران به خودروی پرایدی که دو پسر جوان سرنشینان آن بود مشکوک شدند و خودرو را به صورت نامحسوس تحت نظر گرفتند. مأموران پلیس در ادامه شماره پلاک خودرو را از سامانه پلیس استعلام گرفتند که مشخص شد خودروی پراید چند روز قبل سرقت شده است.

 

بنابراین به راننده خودرو دستور ایست داد، اما پسر جوان با دیدن ماموران با سرعت زیاد اقدام به فرار کرد و بدین ترتیب تعقیب و گریز مأموران پلیس و سارقان آغاز شد.

 

مأموران پلیس پس از طی مسافتی موفق شدند خودروی سرقتی را متوقف و دو سارق را برداشت کنند. مأموران پلیس همزمان با انتقال متهمان به اداره پلیس مقدار زیادی لوازم سرقتی از داخل خودروی پراید کشف کردند.

 

بررسی های مأموران نشان داد دو سارق که فرزاد و شهاب نام دارند از متهمان سابقه دار هستند که قبل از این چند باری دستگیر و روانه زندان شده اند.

 

چند روز قبل دو متهم برای تحقیق به دادسرا منتقل شدند و در بازجویی ها مقابل قاضی پرونده به سرقت های سریالی خودرو و  لوازم داخل خودرو اعتراف کردند.

 

دو متهم در ادامه برای تحقیقات بیشتر در اختیار ماموران پلیس قرار گرفتند.

 

گفت وگو با یکی از متهمان

*شهاب سابقه داری؟

بله، قبل از این به اتهام سرقت و زورگیری زندان رفته بودم.

 

*چقدر درس خواندی؟

دیپلم دارم و قصد داشتم در دانشگاه قبول شوم و ادامه تحصیل دهم که عاشق دختری به نام سهیلا شدم و راه زندگی ام عوض شد و در نهایت هم عاشقی سرنوشت سیاهی برای من به ارمغان آورد و مرا سارق کرد.

 

*چرا مگر عاشقی با سارق شدن رابطه ای دارد؟

نه اما وقتی عاشق شدی و از روی عقل تصمیم نگرفتی مجبوری برای رسیدن به عشق‌ات دست به هر کاری بزنی و واقعیتش من هم برای رسیدن به عشقم تصمیم گرفتم به هر کاری دست بزنم.

 

*یعنی سهیلا از تو خواست که دست به سرقت بزنی بیشتر توضیح بده؟

یکسال قبل به مهمانی شبانه ای از طریق یکی از دوستانم دعوت شدم که در آن مهمانی با سهیلا آشنا شدم. یک دل نه صد دل عاشق او شدم به طوریکه همان شب به او پیشنهاد ازدواج دادم اما او پیشنهاد داد مدتی با هم رابطه دوستانه داشته باشیم تا بهتر یکدیگر را بشناسیم وقتی او را  شناختم متوجه شدم از زندگی مشترک توقع زیادی دارد و دوست دارد همان اول زندگی همه امکانات را داشته باشد. از آنجایی که پولی نداشتم و او را هم خیلی دوست داشتم تصمیم گرفتم به هر روشی شده او را بدست آورم که به پیشنهاد یکی از دوستانم وارد باند سرقتی شدم تا راه صدساله را یکساله طی کنم و به آرزوهایم برسم.

 

*به آرزوهایت رسیدی؟

نه به آرزوهایم رسیدم و نه به سهیلا. چندی قبل هنگام سرقت گرفتار و روانه زندان شدم، اما به خاطر اینکه سابقه دار نبودم زود آزاد شدم. پس از آزادی فهمیدم سهیلا با یکی همدستان سارقم به نام شهاب در اینستاگرام رابطه دوستانه برقرار کرده است که خیلی عصبی شدم و به همین خاطر چند باری با شهاب زد و خورد داشتم اما شهاب مدعی بود که در جریان رابطه من و سهیلا نبوده است. پس از مدتی شهاب به من گفت که سهیلا من را فریب داده و قرار است با یکی از بستگانش ازدواج کند اول باور نکردم اما وقتی تحقیق کردم فهمیدم که سهیلابه زودی مراسم نامزدی اش را برگزار می کند که تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم.

 

*انتقام گرفتی؟

بله. شب نامزدی اش با شهاب خودروی نامزدش را که پژو ۲۰۶ بود سرقت کردیم و از آن شب دوباره همراه شهاب سرقتهایمان را ادامه دادیم تا اینکه باز  گرفتار شدیم.

 

*حرف آخر؟

پشیمان هستم. افسوس گذشته را می خورم و با خودم می گویم ای کاش در آن مهمانی شرکت نمی کردم.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.