2020/04/08
۱۳۹۹ چهارشنبه ۲۰ فروردين
گفت‌وگو با مردی که پسر 3 ساله معلولش را کشت

گفت‌وگو با مردی که پسر 3 ساله معلولش را کشت

از کاری که کرده ام پشیمان هستم و امیدوارم خداوند من را ببخشد.

دوات آنلاین-مردی که به اتهام قتل کودک معلول خودش بازداشت شده است، می گوید به علت مشکلات مالی توان اداره او را نداشت.

 

به گزارش جوان، ساعت ۵ صبح روزچهارشنبه ۲۱ اسفندماه مردی وارد کلانتری ۱۵۳ شهرک ولیعصر شد و گزارش یک قتل را اعلام کرد.

 

او گفت  هفت روز قبل پسر بچه سه ساله‌اش را که به معلولیت جسمی مبتلا بوده به قتل رسانده و جسدش را در صندوق عقب خودروی تیبایش پنهان کرده است.

 

بعد از اعلام گزارش هولناک بود که مأموران به همراه مرد جوان راهی محل شده و جسد را که دچار فساد نعشی شده بود، کشف کردند.

 

بعد از اعلام خبر بازپرس شعبه دهم دادسرای امور جنایی به همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران در محل حاضر شد. در اولین گام و بعد از انجام تحقیقات اولیه جسد به دستور بازپرس به پزشکی قانونی منتقل شد و متهم در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.

 

متهم در بازجویی های اولیه گفت که با فشار بر عناصر حیاتی گردن طفل سه ساله را به قتل رسانده است.

 

گفت و گو با متهم

*چرا بچه معلولت را به قتل رساندی؟

وضع مالی خوبی نداشتم.

 

*برای همین او را به قتل رساندی؟

از کاری که کرده ام پشیمانیم.

 

*معلولیت او چه بود؟

وقتی بچه ام به دنیا آمد اسمش را ابوالفضل گذاشتیم. ابوالفضل دچار معلولیت جسمی و بیماری کلیوی و بیماری داخلی بود. داشتن بچه معلول خیلی سخت است و من و همسرم هم توان اداره کردن بچه را نداشتیم. برای همین بچه را به بهزیستی سپردیم.

 

*شغلت چیست؟

راننده تاکسی اینترنتی هستم.

 

*تا چه مدت در بهزیستی بود؟

ابوالفضل تا دو سال در بهزیستی بود. در آن مدت شرایط زندگی من بهتر نشد و هزینه زندگی بیشتر شد. بعد از دو سال بچه را به خانه آوردیم اما از پس درمان و تهیه داروهایش بر نمی آمدیم.

 

*درباره حادثه توضیح بده.

روز حادثه وقتی وارد اتاق شدم بچه شروع به گریه کرد و سرش را به دیوار می کوبید. من طاقتم را از دست دادم و کتکش زدم. ناخواسته دستم را روی گلویش گذاشتم و لحظاتی بعد دیدم که بچه سیاه شد. فهمیدم که فوت کرده است.

 

*همسرت از ماجرا با خبر شد؟

نه، نگذاشتم بفهمد. گفتم که حال بچه بد شده و باید او را به بیمارستان ببرم. به این بهانه جسدش را برداشته و در صندوق عقب ماشینم گذاشتم ساعت و روزها در خیابان ها می گشتم و مانده بودم که چه کنم.

 

*به همسرت چه گفتی؟

گفتم که در بیمارستان بستری اش کرده ام و به خاطر بیماری کرونا اجازه ملاقات ندارد.

 

*چه شد که تصمیم به اعتراف گرفتی؟

عذاب وجدان رهایم نمی کرد برای همین بعد از هفت روز به پلیس خبر دادم. حالا هم از کاری که کرده ام پشیمان هستم و امیدوارم خداوند من را ببخشد.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها
علی 1398/12/26
ای داد بیداد خدایا خودت هوای همه رو داشته باش
ناشناس 1398/12/26
واییییی چرا کشتیش گناه داره خدا تورو ببخشه ظالمممم

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.