گفتوگو با قاتل راننده تاکسی؛ قبلا هم به حبس ابد محکوم شده بودم
اوایل در شرکتی کارگری میکردم. اما معتاد شدم و بهخاطر اعتیاد شدیدم به هروئین از شرکت اخراج شدم. بعد از مدتی هم خرید و فروش مواد مخدر میکردم...
دوات آنلاین-راننده تاکسی سابقهدار که به اتهام قتل همکارش تحت تعقیب بود دستگیر شد
متهم 62 ساله در همان نخستین تحقیقات به قتل همکارش اعتراف کرد.
او دو دختر و یک پسر دارد اما به خاطر اعتیادش؛ 3ماهی میشود که از خانه طرد شده و در خودرواش و کنار خیابان شبهایش را به صبح میرساند. متهم میانسال از انگیزهاش برای جنایت و فرارش میگوید.
اوایل در شرکتی کارگری میکردم. اما معتاد شدم و بهخاطر اعتیاد شدیدم به هروئین از شرکت اخراج شدم. بعد از مدتی هم خرید و فروش مواد مخدر میکردم اما در سال 60 به اتهام حمل 150 گرم هروئین دستگیر شده و به زندان افتادم. حکمم حبس ابد بود اما بعد از 25 سال مشمول عفو شده و از زندان آزاد شدم. اما بعد از آزادی هم همچنان مواد مصرف میکنم.
- از زندان که آزاد شدی چه کردی؟
بهعنوان راننده تاکسی مشغول به کار شدم. اما بهخاطر اعتیادی که داشتم خانوادهام مرا طرد کردند. سه ماه داخل ماشینم در کنار دانشگاهها، ایستگاههای تاکسی یا ایستگاه خطی که در آن کار میکردم میخوابیدم.
شب قبل خودروام را خارج خط در کنار خیابان پارک کردم و داخل خودروام خوابیدم. صبح ساعت 11 بیدار شدم. حال خوبی نداشتم و مواد هم نکشیده بودم برای همین دوباره خوابم برد. ساعت 2 بعد از ظهر از خواب بیدار شدم. همان موقع چند مسافر آمد و با اینکه نوبت من بود اما نوبتم را به راننده دیگری دادم. همان موقع سه زن آمدند و سوار خودروی مقتول شدند. به آنها گفتم که نوبت من است آنها هم از ماشین مقتول پیاده شدند و سوار ماشین من شدند.
مقتول به سراغ من آمد و مسافران را پیاده کرد. همین موضوع باعث شد آنها ناراحت شوند و بروند. خیلی عصبانی شدم چاقو را برداشتم و دو ضربه به او زدم. بعد از دستم فرار کرد و من هم او را دنبال کردم و چند ضربه دیگر هم بیرون پایانه به او زدم. بعد سوار ماشینم شدم و فرار کردم.
به خانه یکی از دوستانم رفتم و ماجرا را برایش تعریف کردم. دوستم برایم مواد خرید چند ساعت بعد که فهمیدم راننده کشته شده است تصمیم گرفتم فرار کنم. یک زمین در شمال داشتم میتوانستم با فروختن زمین و ماشینم برای مدتی زندگی مخفیانهای داشته باشم.
قرار شد دوستم خودروی مرا بخرد اما گفت پول ندارد و باید از پدرزنش پول بگیرد به من گفت هر وقت پول آماده شد بهت میگویم بیایی با هم به بنگاه برویم بعد با من نزدیک یک عطاری قرار گذاشت تا به من پول دهد ولی سر قرار به جای دوستم پلیس به آنجا آمد.
منبع: ایران
12jav.net