2020/12/02
۱۳۹۹ چهارشنبه ۱۲ آذر
مردی شوهر همسر سابقش را کشت

مردی شوهر همسر سابقش را کشت

مقتول با زن سابقم ازدواج کرده بود نمی توانستم این موضوع را تحمل کنم و آن مرد را کشتم.

دوات آنلاین -بهرام ۴۳ ساله، بیش از هفت ماه است که به اتهام قتل شوهر جدیدز ن سابقش بازداشت شده و در زندان به سر می برد. او آنقدر به زن سابقش علاقه داشت که حاضر نبود بعد از جدایی، این زن با فرد دیگری ازدواج کند. زمانی که فهمید او با فرد دیگری ازدواج کرده نتوانست بر خشم خود غلبه کند و در اقدامی عجیب به مقابل خانه جدید این زن در یکی از محله های تهران رفت و او را با ضربه های چاقو زخمی کرد و شوهر وی را به قتل رساند. قرار است او به اتهام این جنایت به زودی در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شود.

 

به گزارش روزنامه جام جم و بر اساس اوراق پرونده بهرام بهار امسال وقتی برای دیدن دو فرزندش به مقابل خانه جدید زن سابقش رفت، مردی در خانه را روی او گشود. وقتی فهمید که این مرد شوهر جدید زن سابقش است با چاقویی که همراه داشت مرد جوان را به قتل رساند و با ورود به خانه او، همسر سابقش را هم مجروح کرد و گریخت.

 

متهم بعد از دستگیری در تحقیقات اعتراف کرد که نمی توانسته تحمل کندهمسر سابقش با فردی دیگر ازدواج کند، به خاطر همین مرتکب این جنایت شده است.

 

گفت و گو با متهم

عشق و علاقه دو کلمه ای است که عامل جنایت بر زبان می آورد و می گوید به خاطر این دو کلمه بودكه قاتل شدم من زن سابقم را دوست داشتم و علاقه و عشقم نسبت به او بعد از جدایی کم نشد. شاید اگر او به من فرصت دوباره می داد و ازدواج نمی کرد اکنون دستم به خون آلوده نمی شد و کنار او و فرزندانم بودم.

 

*از زندگی قبل از زندان بگو.

مغازه لباس فروشی داشتم و همراه زن و بچه هایم زندگی خوبی داشتم اما همه چیز به خاطر تغییر رفتارم نابود شد

چون من معتاد شدم. یکی از مغازه داران که همسایه ام بود مواد مصرف می کرد و مرا کم کم آلوده به شیشه کرد. کسب و کارم را از دست دادم. زندگی ام دگرگون شد. زنم از من جدا شد و به عنوان فروشنده در مغازه ای مشغول به کار شدم.

 

*ترک کردی؟

چند بار زنم تلاش کرد که من اعتیادم را ترک کنم که نشد. چند بار در کمپ بستری شدم و بعد که بیرون آمدم دوباره اعتیادم شروع شد.

 

*همسرت را دوست داشتی؟

بله. هنوز هم او را دوست دارم. مقصر این همه بدبختی در زندگی من و خانواده ام خودم و اعتیادم بودم بعد از طلاق همچنان دوستش داشتم و گمان می کردم هیچ وقت ازدواج نمی کند و دوباره زندگی را از سر می گیریم که نشد.

 

*بچه ها را ملاقات می کردی؟

چند ماه اول جدایی ام حال و روزم خوب نبود و نشد بچه ها را ملاقات کنم اما بعد از آن هر از گاهی او را می دیدم.

 

* چرا قاتل شدی؟

مقتول با زن سابقم ازدواج کرده بود نمی توانستم این موضوع را تحمل کنم و آن مرد را کشتم.

 

*شب از شب جنایت بگو.

چند ماه بود بچه ها را ندیده بودم و مادرشان خانه را مدام عوض می کرد تا من مزاحم آنها نشوم اما من نمی توانستم علاقه ام را به او فراموش کنم و دست از بچه هایم بکشم. سرانجام رد او را یافتم. چون بچه ها را از من دور کرده بود، ناراحت بودم. چاقویی از خانه برداشتم و مقابل خانه جدید آنها رفتم. آن شب وقتی در زدم، مردی در را باز کرد. سراغ زن سابقم و بچه ها را گرفتم که گفت شوهر اوست و خواست دیگر مزاحم آنها نشوم. اعصابم به هم ریخت و با چاقویی که دستم بود او را زخمی کردم که همسر سابقم بیرون آمد و او را هم زخمی کردم و متواری شدم چند روز فراری بودم و وقتی بازداشت شدم فهمیدم آن مرد فوت شده است

 

*پشیمانی؟

بله، اعتیادم مرا به اینجا کشاند.

 

*بچه هایت در زندان به ملاقاتت آمدند؟

یک بار به زندان آمدند و هر از گاهی با آنها تلفنی حرف می زنم. دلم برایشان تنگ شده اما دوست ندارم مرا در زندان ببینند و غصه بخورید، دیگر نخواستم به ملاقاتم بیایند.

 

*از شرایط زندان بگو.

زندان است دیگر، برای قصاصی ها  که هتل نیست، دور از خانه و خانواده ای. همه افراد دور و برت مثل خودت زیر حکم هستند. کمتر امید به آزادی دارم. سعی می کنم با قرآن خواندن و ورزش روزگارم را در زندان بگذرانم، اعتیادم را ترک کردم. روزهای زندان خیلی سخت است، به خصوص برای قصاصی های بلاتکلیف در زندان.

 

*فکر می کنی بخشیده شوی؟

خانواده مقتول برایم قصاص خواسته اند اما هنوز امیدوارم شاید یک روز مرا ببخشند.

 

*چهارشنبه های زندان؟

روز خیلی سختی است. روز رفتن پای چوبه دار است. نمی دانی قصاص می شوی یا تو را می بخشند. با شنیدن خبر اعدام زندانیان ناراحت می شوم و به این فکر می کنم که چه زمانی نوبت من می شود.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.