2020/12/02
۱۳۹۹ چهارشنبه ۱۲ آذر
بازیگر نقش نغمه: آخر سریال از سرنوشت قابل پیش بینی نیست

بازیگر نقش نغمه: آخر سریال از سرنوشت قابل پیش بینی نیست

فاطیما بهارمست می گوید هاشم و نغمه در سریال از سرنوشت با هم ازدواج می کنند اما آخر سریال قابل تصور نیست.

دوات آنلاین -فاطیما بهارمست قبل از این که نقش نغمه را در سریال از سرنوشت بازی کند، مشهور بود اما این نقش بر شهرت و محبوبیت او افزود. نغمه شخصیتی است که در بسیاری از اتفاقات این سریال حضور دارد و روی هاشم تاثیر زیادی می گذارد. او در گفت و گو با تسنیم درباره این سریال و نقش خودش حرف های خوانی زده است که بخشی از آن رد ادامه می آید.

 

سابقه هنری فاطیما بهارمست

تسنیم نوشت: بهارمست،  در سال 1382 در 6سالگی به‌طور اتفاقی استعدادش در عرضه اجرا کشف شد و به‌عنوان مجری برنامه‌های کودک تلویزیون فعالیت هنری خود را در سیمای کودک شبکه یک آغاز کرد. او با 6 سال سن، کوچکترین مجری و گوینده‌ای بود که صداوسیما به خود دید. البته "فاطیما" در قامتِ نوجوان هم برنامه "فرش سفید" و "دیده شو"ی شبکه دو را اجرا کرد.

 

مدت زمانی خبری از اجرا و حضورش در آنتن تلویزیون نبود و این بار در قامتِ یک بازیگر به تلویزیون برگشت. او برای آثار کارگردانانی چون ابراهیم حاتمی‌کیا، داریوش فرهنگ، بهرام بهرامیان و… در سنین خردسالی نقش‌آفرینی کرد، حتی در سال 1385 لقب مشهورترین کودک ایران را به خود اختصاص داد.

 

او ترجیح داد راه بازیگری را پیش بگیرد و تحصیلات دانشگاهی‌اش را در رشته بازیگری و کارگردانی نمایش در دانشکده هنرهای زیبا گذراند و امروز او را در سریال‌های تلویزیونی و صحنه‌های تئاتر می‌بینیم.

عکسی از سریال از سرنوشت

نحوه انتخاب نقش نغمه در سریال از سرنوشت

 * به‌عنوان مقدمه مصاحبه بفرمایید؛ چطور شد وارد سریال از سرنوشت شدید و نغمه چه ویژگی‌هایی داشت که پذیرفتید ایفایش کنید؟

همه از تماس مجید کرباسیان شروع شد که ایشان دستیار آقای حاتمی‌کیا بودند و برای بازی در این مجموعه تلویزیونی با من تماس گرفتند، قرار شد با آقای بذرافشان کارگردان فصل دوم این سریال جلسه‌ای داشته باشیم، با خواندن بخشی از متن این مجموعه، مجذوبش شدم، چرا که نغمه واقعاً نقش کاملی بود و به‌خوبی با نقش ارتباط گرفتم.

 

قرار بود در فصل دوم نغمه و البته کاراکترهای اصلی دیگر طوری مدیریت شوند که مقطع سنی 18، 19 ساله باشد و اینجا در فصل سوم 24، 25 ساله باشد. حتماً زیست آدم‌ها در این مقاطع با هم فرق می‌کنند و این سِیر تغییر را باید از طریق شخصیت‌پردازی درست، نشان می‌دادیم و این مراقبت برای باورپذیرشدن نقش کار با ظرافت و سختی است.

 

* برخی از سریال‌ها دیده بودیم برای مقاطع مختلف‌شان بازیگر انتخاب می‌کردند اما مخاطب دوست نداشت، چون به آن کاراکتر و بازیگرش اخت شده بود. اینجا کاراکترها به‌غیر از دوران کودکی، حفظ شدند، چرا این اتفاق افتاد و چقدر نگران بودند که مخاطب، تغییر مقطع سنی را باور کند؟

این تفاوت سنی کاراکترها بسیار اهمیت داشت و کارگردان هم نگران این موضوع بود اما بازخوردها این را می‌گوید که مردم نغمه، آرزو، هاشم و سهراب را باور کرده‌اند. برای تیمِ "از سرنوشت" آثار روانی که تغییر بازیگران نقش‌های اصلی دارد بسیار مهم بود. در فصل دوم از ما خواسته بودند که بزرگتر از مقطع سنی 18، 19 ساله که کاراکترهای اصلی آنجا داشتند بازی نکنیم و اینجا مراقب باشیم بیشتر یا کمتر از 24، 25 ساله نشویم.

 

ما روز اولی که رفتیم و فیلمنامه را خواندیم "از سرنوشت" تا فصل سوم کامل نوشته شده بود و قبل از شروع هر فصل بازنویسی جزئی صورت می‌گرفت، از کلّیت خبر داشتیم و می‌دانستیم تا فصل سوم چه اتفاقاتی خواهد افتاد، بنابراین این تفاوت سنی بسیار چالشِ بزرگ و مهمی بود، چون داستان روی این 4 کاراکتر می‌گذرد و باید مخاطب آن‌ها را باور کند تا وارد داستانِ "از سرنوشت" شود. جالب است که برای فصل سوم، 20 روز وقت داشتیم (تا پیش‌تولید) تفاوت سنی مشخص شود.

 

کار کردن با 2 کارگردان

* در این سریال با دو کارگردان کار کردید، این کار را سخت نکرد و برای شما به‌عنوان بازیگر چالش نبود؟

خیلی اتفاق بامزه‌ای بود و نمی‌توانم بگویم کدام کارگردان بهتری‌اند. خردمندان و بذرافشان هر دو بی‌نظیرند اما کار هر دو کاملاً متفاوت است، از هر کدام چیز‌های خوبی یاد گرفتم. آقای بذرافشان به‌شدت آدم مطمئنی‌اند و خوب راهنمایی می‌کنند. آقای خردمندان هم به‌شدت اهل تعامل‌اند. آن‌قدر بابِ این تعامل در گروه ما باز بود که در پیش‌تولید می‌فهمیدیم که دقیقاً کارگردان‌ها از ما چه می‌خواهند.

 

آقای خردمندان در کارگردانی علاقه‌مند به سکانس پلان و پلان‌های طولانی بودند و آقای بذرافشان بیشتر اهل گرفتنِ قاب‌های بسته بودند و سکانس‌ها را تقسیم می‌کردند. خود من بشخصه سکانس پلان را بیشتر دوست دارم چون تئاتر کار می‌کنم و باورم این است که تداوم حسّ در سکانس پلان اتفاق می‌افتد.

 

آقای بذرافشان بسیار به ما کمک کردند و بازیگر با دلِ قُرص جلوی دوربین می‌رفت و آقای خردمندان هم بسیار اهل تعامل بودند و در جریان کار بسیار ایده می‌دادیم و ایشان با جان و دل می‌پذیرفتند. خیلی از سکانس‌ها را من و دارا و بچه‌های دیگر درباره‌اش حرف می‌زدیم و ایشان بسیار استقبال می‌کردند.

فاطمیا بهارمست در نقش نغمه در سریال از سرنوشت

نغمه نقش کاملی است

* بازیگرانی که کنارشان کار کردید، چقدر روی بازی شما تأثیرگذار بودند؟

برایم جالب بود که بازیگران کاربلدی که تئاتری‌اند کنار من بودند و بسیار از آن‌ها می‌آموختم. دارا حیایی هم که در فصل دوم و سوم کنارم بود بسیار تعامل خوبی با هم داشتیم. من در بازیگری خود دیوانگی دارم؛ او هم مثل من بود. اگر ما دو دیوانه به هم نمی‌خوردیم اصلاً رابطه نغمه و هاشم شکل نمی‌گرفت.

 

* اگر دوباره نقش "نغمه" به شما پیشنهاد شود قبول می‌کنید؟

حالا که می‌دانم این نقش و سریال در فصل‌های دیگری هم ادامه دارد. در مدتی هم که سریال از سرنوشت پخش می‌شود مردم لطف دارند و بازخورد خوبی از آن‌ها گرفتم. نغمه سریال، نقش کاملی بود اما اگر مثل آن پیشنهاد شود دیگر بازی نمی‌کنم. خیلی دوست دارم کارهای بعدی‌ام متفاوت باشد و بیشتر دنبالِ نقش خوبم.

 

پختگی فصل سوم سریال از سرنوشت

* بسیاری اعتقاد دارند فصل سوم از سرنوشت به پختگی رسیده است؛ نظر شما در این باره چیست؟

این پختگی تعمدی بوده است، البته کارگردان‌ها هم دیدگاه خودشان را دارند. در فیلمنامه فصل دوم خیلی در عرضِ قصه، بازیگران به ایفای نقش پرداختند و خیلی اتفاقات عجیب و غریبی نمی‌افتد اما در فصل سوم هرچه جلوتر می‌رویم متوجه می‌شویم اتفاقات را و خیلی وارد طولِ داستان "از سرنوشت" می‌شویم.

 

در فصل دوم، شیرینی‌ها و لحظه‌های کمدی کودکانه و نوجوانانه را شاهد بودیم و قصه با لحظات و همراهی کاراکترها جلو می‌رود، به همین خاطر خیلی چیزها ساده‌تر گرفته شد و بازی‌ها و اتفاقات ساده‌تر بودند. اما در فصل سوم داستان خیلی جدّی می‌شود و همه بچه‌ها در گروه چه بازیگری و کارگردانی می‌دانستند با اتفاقات جدّی‌تر و عمیق‌تری مواجهند.

 

ازدواج نغمه و هاشم

* در فضای مجازی می‌نویسند هاشم و نغمه ازدواج می‌کنند و بسیار هم مورد توجه قرار گرفته است، چرا بیش از موقعیت‌های دیگر، مخاطب خصوصاً در صفحات مجازی دنبال این موقعیت است؟

مردم اصولاً به‌دنبال موقعیت‌های عاشقانه سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی‌اند. در شروع قصه فصل سوم "از سرنوشت" می‌بینیم که با وجود داستان‌ها و اتفاقات مختلف بیشتر گرایش به لحظات عاشقانه میان هاشم و نغمه و سهراب و آرزو، دارند، حتی برای این لحظات کلیپ می‌سازند و درگیرشان می‌کند. کامنت‌های مختلفی برای خودِ ما در فضای مجازی می‌نویسند. در وهله اول باید خدا را شاکر باشیم که سریال‌مان دیده می‌شود و با کاراکترهای ما ارتباط گرفته‌اند، از طرفی آینده این کاراکترها برایشان اهمیت دارد.

 

البته ما دو کاراکتری (هاشم و نغمه) را بازی می‌کنیم که قرار است روابط عاشقانه در این سریال با هم داشته باشند که برای‌مان مهم بود که این لحظات دربیاید و مخاطب باید قبولش کند، وگرنه پس زده می‌شود. در فیلمنامه هم این لحظات به‌خوبی آمده است و من و دارا حیایی هم تلاش کردیم همه لحظات را به‌درستی بازی کنیم. تا اینجای کار فعلاً به‌نظرمن خوب بوده و از اینجا به بعد خیلی مهمتر است.

 

* پس نغمه و هاشم به وصال می‌رسند؟

بله. نغمه و هاشم خیلی زود به وصال می‌رسند اما بعد از وصال و اتفاقاتش بسیار مهمتر است. مهمترین بخش سریال چالش هاشم و نغمه است، این اتفاقات عجیب و غریب خیلی دور نیستند، در دو سه قسمت آینده حتماً خواهید دید.

عکسی از سریال از سرنوشت

سریال از سرنوشت ادامه دارد

* سریال از سرنوشت اینجا تمام می‌شود؟

قصه‌ای که باز شده است در فصل اول و دوم و قصه فعلی،‌ تمام می‌شود، عاقبت کاراکترهایی که قصه‌شان شروع شده است، کاملاً مشخص می‌شود. فکر می‌کنم قرار است ادامه بدهیم و با قصه‌های جدید فصل‌های دیگر ساخته شود. خیلی جدّی با من صحبت شده است و قرارداد بستیم.

 

* قرار است در این فصل جدید چه اتفاقاتی بیفتد؟

فعلاً نمی‌توانم از جزئیات چیزی بگویم اما سن خیلی بالا نمی‌رود و وارد مشکلات و معضلات جوانی می‌شویم. محور اصلی قصه است و گره‌های جدیدی را خواهیم داشت، چون گره‌های فعلی در این فصل باز می‌شوند. سن کاراکترها خیلی بالا نمی‌رود شاید یک یا دو سال بعد.

 

آخر داستان چه می شود

* بسیاری می‌گویند پایان سریال را نمی‌توان پیش‌بینی کرد، آیا پایان فصل سوم را هم نمی‌توان حدس زد؟

پایان داستان قابل تصور نیست و الآن نمی‌توانیم بگوییم چه اتفاقی می‌افتد، شاید هفته آینده آن اتفاق‌های مهمِ داستان بیفتد و شروع شود؛ آن‌موقع شاید بتوان حدس‌هایی زد.

 

شباهت با سریال بچه مهندس

* در ابتدایِ پخش سریال از سرنوشتمی‌گفتند این مجموعه با "بچه‌مهندس" شبیه است و این دو سریال را با هم مقایسه می‌کردند؛ واقعاً خودتان هم چنین احساسی داشتید؟

 

قبل از سریال "از سرنوشت"، "بچه‌مهندس" را ندیده بودم، شروع شد برخی این مقایسه‌ها را می‌کردند و می‌گفتند ما شبیه آن سریالیم. وقتی با محمد سلطانی نویسنده صحبت کردیم می‌گفت "اصلاً ایده این سریال قبل از این حرف‌ها به شبکه دو داده شده بود". اصلاً این‌طور نبوده است که از روی آن نوشته شده و یا الهامی گرفته باشند.

 

نویسنده ما از یک صحنه مستندی درباره بچه‌های بی‌سرپرست به ایده این سریال رسیده بود. من نمی‌دانم اما شاید شبکه دو علاقه‌مند بوده است با موضوع بچه‌های بی‌سرپرست سریال‌هایی ساخته شود، واقعاً تنها شباهتی که بین "از سرنوشت" و "بچه‌مهندس" وجود دارد در همان بچه‌های بی‌سرپرست و پرورشگاهی است.

 

فضای اصلی سریال، بیشتر محوریت رفاقت دارد؛ برای اینکه رفاقت درست نشان داده شود باید داستان را با این بستر شروع می‌کردیم. دو پسری (هاشم و سهراب) که فقط هم‌دیگر را دارند. در سریال ما همه‌چیز بر پایه رفاقت است و شاید خانواده‌ای نمی‌داشتند رفاقت را بهتر می‌توانست نشان داد، چرا که همه اتفاقات در خانواده‌های معمول و عادی وجود دارد و مخاطب با این بچه‌های بی‌سرپرست بیشتر متوجه موضوع رفاقت‌ می‌شود.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.