2022/12/02
۱۴۰۱ جمعه ۱۱ آذر
قتل به خاطر آوازخوانی

قتل به خاطر آوازخوانی

متهم می‌گوید هنوز هم باور نمی‌کند دست به قتل زده است.

دوات آنلاین -

 

 

آواز خوانی پسری جوان در تونل پارک نهج البلاغه تهران به حادثه ای مرگبار تبدیل شد.

 

به نوشته روزنامه جوان، چند روز قبل به ماموران پلیس تهران خبر رسید چند پسر جوان در پارک نهج البلاغه درگیری خونین را رقم زده اند.

 

وقتی مأموران به محل حادثه که نزدیک یک تونل زیرزمینی است رسیدند دریافتند لحظاتی قبل بین چهار پسر جوان از یک طرف و دو پسر جوان دیگر به خاطر آواز خوانی در گیری صورت گرفته است که در جریان آن یکی از شرکت کنندگان در نزاع به شدت زخمی و روانه بیمارستان شده است.

 

ماموران پلیس در محل حادثه ضارب را که فرشید نام داشت همراه پسردایی اش و چند نفر از شرکت کنندگان در نزاع بازداشت کردند.

 

بررسی های بعدی حکایت از آن داشت که لحظه حادثه فرشید همراه پسر دایی اش در حال تمرین آوازخوانی بوده که پسر زخمی و سه نفر از دوستانش از راه می رسند و آنها را مسخره می کنند و درگیری شروع می شود.

 

مرگ جوان زخمی

در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت به ماموران پلیس خبر رسید پسر زخمی بر اثر شدت جراحات و خونریزی شدید روی تخت بیمارستان فوت شده است.

 

بنابراین تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی به دستور بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران وارد عمل شدند.

 

قاتل در بازجویی ها به قتل اعتراف کرد و گفت: حوالی یکی از شهرهای اطراف تهران همراه خانواده ام زندگی می کند. از آنجایی که به گفته دوستان و بستگانم صدای خوبی دارم مدتی قبل تصمیم گرفتم تمرین آواز خوانی کنم و در آینده خواننده شوم. من هر چند وقت یکبار همراه پسر دایی ام که در تهران زندگی می کند با هم تمرین آواز خوانی می کنیم و دو نفری تصمیم داشتیم در آینده آلبوم مشترکی منتشر کنیم. ما گاهی در خانه خودمان و گاهی هم در بیرون تمرین آواز خوانی می کنیم تا اینکه روز حادثه از خانه مان راهی تهران شدم و به خانه پسر دایی ام رفت. پسر دایی ام گفت که پارک نهج البلاغه تونلی دارد که وقتی آنجا آواز می خوانی صدا به صورت اکو پخش می شود و به همین خاطر دو نفری تصمیم گرفتیم به پارک نهج البلاغه برویم و داخل تونل تمرین آواز خوانی کنیم. وقتی وارد تونل شدیم من و پسر دایی ام هر دو شروع به آواز خوانی کردیم که لحظاتی بعد چهار پسر جوان وارد تونل شدند و آنها هم شروع به آواز خوانی کردند به طوری که تمرین ها به هم خورد. ما به هم چپ چپ نگاه کردیم و بعد هم برای هم شروع به کری خوانی کردیم که آنها صدای ما را مسخره کردند و بعد با هم درگیر شدیم. پسر دایی ام با سه نفر از آنها درگیر شده بود و مقنول هم با من درگیر شد. او چاقو داشت و به من حمله کرد که چاقو را از دستش گرفتم و فرار کردم اما او دنبال من می دوید و قصد داشت مرا بگیرد و بزند که برای ترساندش با چاقوی خودش ضربه ای به طرفش پرتاب کردم که ضربه به رانش برخورد کرد و خونین نقش بر زمین شد. بعد از آن با اورژانس و پلیس تماس گرفتم و خودم را به ماموران پلیس معرفی کردم.

 

وی در پایان گفت: من قصد قتل نداشتم و این حادثه هم اتفاقی بود و الان هم هنوز باور ندارم که پسر جوان کشته شده است.

 

متهم در ادامه به دستور بازپرس جنایی برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.

 

پیشنهادات ما
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.