2020/07/10
۱۳۹۹ جمعه ۲۰ تير
معرفی کامل فیلم یادم تو را فراموش + خلاصه داستان و بازیگران

معرفی کامل فیلم یادم تو را فراموش + خلاصه داستان و بازیگران

موضوع و داستان فیلم یادم تو را فراموش چیست؟ چه کسانی در این فیلم بازی کرده‌اند و چه نقدهایی درباره آن نوشته شده است؟

دوات آنلاین-فیلم یادم تو را فراموش موضوعی دارد که قبلا نیز به آن پرداخته شده است. علی عطشانی در فیلم خود سراغ ماجرای ناصر محمدخانی و قتل همسرش رفته است.

 

خلاصه داستان فیلم یادم تو را فراموش

در خلاصه داستان فیلم آمده است: براساس داستانی واقعی از زندگی فوتبالیست مشهور ایران ساخته شده است. دامون مربی بر کنار شده یکی از باشگاه‌های پرطرفدار با دختری که سال‌ها پیش با او ارتباط داشته روبه‌رو می‌شود.

پوستر فیلم یادم تو را فراموش

یادم تو را فراموش که تولید سال 95 است بعد از تاخیر در حالی اکران می‌شود که پیش از این هومن سیدی در فیلم خشم و هیاهو به همین موضوع و پرونده پرداخته بود.

 

بازیگران فیلم یادم تو را فراموش

حسین یاری،  میترا حجار،  ماه چهره خلیلی،  مازیار فلاحی،  بیتا عطشانی،  غزل یگانگی،  آزاده مهدی زاده و خشایار راد در فیلم یادم تو را فراموش بازی کرده‌اند.

حسین یاری در فیلم یادم تو را فراموش

حضور بین‌المللی فیلم یادم تو را فراموش

این فیلم در جشنواره‌های زیر حضور داشته است:

حضور در بخش نهایی جشنواره فیلمی در تورنتو کانادا

حضور در بخش مسابقه جشنواره گاردن سیتی هند

دریافت جایزه بهترین کارگردانی جشنواره «ویند» آمریکا

بهترین فیلم جشنواره فیلم انجمن فیلمسازان مستقل لندن

حضور در هشتمین فستیوال فیلم «جاگاران»

کاندید دریافت جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره بین المللی فیلمسازان مستقل برلین

حضور در بخش مسابقه پنجمین جشنواره فیلم «داربانگا» هندوستان

حضور در بخش نهایی جشنواره‌ای در کلمبیا

 

2 نقد بر فیلم یادم تو را فراموش

در ادامه نگاه دو منتقد را به این ساخته علی عطشان می‌خوانید:

مازیار فلاحی و حسین یاری در فیلم یادم تو را فراموش

طرح ساده داستان در فیلم یادم تو را فراموش

یاسمن خیلیل فرد در سلام سینما نوشت: از بزرگ ترین ایرادهای وارد بر یادم تو را فراموش طرح ساده داستان آن است. تیارا (میترا حجار) در زندان خاطرات خود را می نویسد و درواقع راوی داستانیست که خودش فاعل آن بوده است و خاطرات او در واقع داستانِ فیلم را شکل می دهند. فیلم بیش از آن که مشخصه های اثری جنایی را داشته باشد، کاری عاشقانه است که نگاهی جهت دار نسبت به این مثلث عشقی دارد و تأکید بسیارش بر عاشق بودن تیارا، بیش از آن که حق را به ترانه (ماهچهره خلیلی) بدهد، حق را به تیارا می دهد؛ این تأکید بر منفی نبودن حضور زن دوم حتی نمودی بیرونی نیز پیدا می کند و در یکی دو سکانس تیارا را در لباسی سر تا پا سفید می بینیم که در کسوت یک فرشته، پروانه وار دور و بر دامون می چرخد. درواقع آنقدری که فیلمساز بر رابطه خارج از ازدواج مرد تمرکز می کند به رابطه او با همسرش کاری ندارد و نشان نمی دهد که فرضاً چه خللی در آن رابطه موجب گرایش مرد به زنی دیگر می شود.

 

یک تصویر کلیشه‌ای

تصویر کلیشه ای و کلی که از رابطه و ازدواج آن دو می بینیم یک رابطه موفق و عاشقانه است که در آن هیچ اختلافی هم به چشم نمی آید، پس چرا باید این رابطه عاشقانه به چنین فاجعه ای منجر شود؟ از همین منظر اگر کار را با «خشم و هیاهو» مقایسه کنیم در می یابیم که سیدی با ظرافتی دوچندان، در ابتدا تلاش می کند مشکلات رابطه ی خسرو (نوید محمدزاده) را با همسرش تینا (رعنا آزادی ور) تشریح کند و سپس دلیل گرایش مرد را به زنی دیگر توجیه کند؛ ضمن آن که سیدی پیچیدگی های آن پرونده ی واقعی را به زیبایی در فیلم خود درآورده بود حال آن که این پیچیدگی ها در فیلم عطشانی کاملاً نادیده گرفته می شوند و بحران فیلم همانند بسیاری دیگر از مثلث های عشقی اتفاق می افتد و تمام می شود و مرد، در بروز قتل، کاملاً بی تقصیر است.

 

بنابراین به نظر می رسد فیلمساز بدون آن که تلاشی برای طرح یک فیلم پیچیده کند هم و غم خود را صرف شکل گیری ملودرامی عاشقانه یا به عبارتی یک مثلث عشقیِ مصطلح کرده است که تنها ارتباطش با پرونده ی قتل لاله سحرخیزان، شغل مرد داستان است که تازه آن هم به شدت دم دستی ست و استفاده خاصی از آن نشده است.

 

«یادم تو را فراموش» با آن که مدت زمانی طولانی دارد، بیشتر به مسئله عشق میان تیارا و دامون (حسین یاری) می پردازد و هیچ پیشرفتی در داستان ایجاد نمی شود تا صحنه ی پایانی آن که بدون هیچ انگیزه قبلی برای قتل، درگیری میان دو زن شکل می گیرد آن هم به شکلی دم دستی؛ زیرا درواقع نقطه اوج ملودرام که می بایست در آن شاهد وقوع اصلی ترین رخداد آن باشیم کاملاً از فیلم پاک می شود و تنها در قالب صدای درگیری متوجه آنچه اتفاق افتاده است می شویم در حالی که با توجه به فرم فیلم و این که پیچیدگی های روایی ندارد و به شکلی کاملا کلاسیک داستانگویی می کند نیازی به حذف تصویر از وقوع رویداد نبود و احتمالا به سبب پیچیدگیِ اجرای صحنه قتل، فیلمساز تصمیم گرفته آن را به طور کل از کار حذف کند.

 

چرا مربی فوتبال؟

نکته دوم این که، شغل مرد، منهای ارجاع آن به داستان واقعی، چه کارکرد دیگری در داستان دارد؟ چرا این شغل برای مرد انتخاب شده است؟

 

از بسیاری از کدهای گذاشته شده در کار استفاده ای صورت نمی گیرد و در واقع تأکید بر برخی اشیای خاص (مثل قالیچه ای که تیارا به دامون هدیه می دهد یا گلدانی که تیارا کنار در خانه ی دامون گذاشته و ...) در نهایت بی استفاده می ماند در حالی که انتظار می رفت از آن ها استفاده بهتری شود و به عنوان عناصری بی کاربرد در کار باقی نمانند.

 

بازی های فیلم بد نیستند، خصوصاً حسین یاری و مازیار فلاحی اما بازی میترا حجار به شدت مبالغه آمیز است. می پذیرم که او نقش زنی با مشکلات روانی را ایفا می کند و می بایست بر وجوه بیرونی نقشش تمرکز داشته باشد اما این میزان از اغراق در بازی او پذیرفتنی نیست.

«یادم تو را فراموش» در کل فیلم متوسطی است که می توانست باورپذیرتر و تأثیرگذارتر باشد و به رغم پیچیدگی ها و بازی های شدید با فرم به شخصه فیلم هومن سیدی را اقتباس موفقیت آمیزتری از آن پرونده می دانم.

عکسی از  فیلم یادم تو را فراموش

قهرمان پشیمان اما عاشق در یادم تو را فراموش

ساناز رمضانی در بلاگ نماوا نوشت: عطشانی برای آخرین فیلمش به سراغ زندگی ناصر محمدخانی رفته است. همچنین بار دیگر عطشانی از هر وسیله‌ای که می‌توانسته برای جذاب‌تر کردن فیلمش استفاده کرده است. قهرمان فریب‌خورده و نادم اما عاشق‌پیشه، زندگی زیبا و پرتجمل ستاره‌ها، خواننده‌ای مطرح که در طول فیلم آوازهایی عاشقانه می‌خواند و یک عاشق مجنون قسمتی از ابزارهایی است که عطشانی برای هرچه بیشتر جذاب کردن فیلمش استفاده کرده است و مثل سنت همیشه‌اش شکست‌خورده است.

 

عطشانی برخلاف سیدی یک‌راست رفته است بر سر یک موضوع جنجالی و حساس که شاید هنوز جای زخمش بر بدن نحیف جامعه ایرانی مانده است. اگر سیدی کاراکتر اصلی را عوض می‌کند، شخصیت‌های فرعی‌اش را به‌گونه‌ای شخصیت‌پردازی می‌کند که تا پایان فیلم معماگونه باقی می‌مانند، فقط به این دلیل است که سیدی روایتی پیش روی بیننده‌اش می‌گذارد و درنهایت او را قاضی ماجرا می‌داند. به شعور مخاطبش احترام می‌گذارد و نقش دانای کل نمی‌گیرد و درنهایت به خودش اجازه نمی‌دهد برداشت شخصی و ناقص از اتفاقات را مربوط به داستان واقعی کند و با اعلام این‌که ماجراهای فیلمش غیرواقعی است به واقف نبودنش به کل ماجرا اذعان می‌کند و فیلم را در حد یک برداشت شخصی نگاه می‌دارد.

 

عطشانی در نقطه مقابل سیدی ایستاده است. کاراکترهای عطشانی ساده و سطحی هستند و در پایان عطشانی است که حکم نهایی را صادر می‌کند، عطشانی نه تنها فیلم را بر اساس داستان واقعی معرفی می‌کند بلکه با ارائه خلاصه فیلم که درباره زندگی واقعی یک فوتبالیست است بیننده را به دنبال خود می‌کشد.

 

مقایسه با خشم و هیاهو

چگونه می‌توان واقعیتی که عطشانی ادعا می‌کند مبنای فیلمش است را فهمید وقتی دو تن از افراد درگیر این ماجرا دیگر زنده نیستند و نفر سوم هم حاضر به صحبت نیست. در «خشم و هیاهو» با یک موقعیت بغرنج طرف هستیم، موقعیتی که مرداب گونه تمام شخصیت‌ها را به کام خود می‌کشاند، اما در «یادم تو را فراموش» همه‌چیز واضح است و تشخیص خوب و بد به‌آسانی امکان‌پذیر است. اساساً در فیلم عطشانی انگیزه و انتخاب از کاراکترها گرفته‌شده است و همه کنش‌ها جبری به نظر می‌رسند. دامون با بازی حسین یاری که قرار است ناصر محمدخانی باشد، یک‌لحظه وسوسه شده و در دام تیارا (میترا حجار) یا همان شهلا افتاده است و ترانه یا لاله سحرخیزان (ماه‌چهره خلیلی) بی‌گناه است و قربانی بازی تیارا. حتی اقدام به قتل تیارا هم جبری است و انگیزه و انتخابی پشتش نیست. این کاراکترهای منفعل، مثل چند عروسک خیمه‌شب‌بازی در دستان عطشانی هستند که به ناکارآمدترین شکل سینمایی به کار گرفته‌شده‌اند.

 

عطشانی در جهت جذابیت بخشیدن کاذب به فیلمش تا جایی پیش می‌رود که صحنه وقوع قتل را حذف می‌کند اما لحظه قصاص را با جزئیات کامل به نمایش می‌گذارد. حذف رویداد اصلی به‌منظور ایجاد تعلیق به کار گرفته نشده است بلکه یکی دیگر از حربه‌های پیش‌پاافتاده عطشانی است تا برای به تصویر کشیدن سکانس قصاص وقت کافی داشته باشد. سکانسی که علی‌رغم کاستی‌های آشکارش، روان بیننده را اذیت می‌کند و احتمالاً تنها سکانسی است که در ذهن وی باقی خواهند ماند. اگر این سوءاستفاده از احساسات تماشاگر نیست چه نامی می‌توان بر آن گذاشت؟

 

عطشانی قبلاً هم ثابت کرده مدیوم سینما را خوب نمی‌شناسد و بیشتر کارهایش تلویزیونی و مناسب شبکه پخش خانگی از آب درآمده‌اند؛ اما بازیگران فیلم، بازیگران حرفه‌ای هستند. در رأس همه آن‌ها میترا حجار است. حجار که قبلاً برای فیلم «متولد ماه مهر» برنده سیمرغ بلورین شده است، بسیار ناامیدکننده ظاهرشده است و در «یادم تو را فراموش» بار دیگر نشان داد هیچ اثری از حجاری که در «اعتراض» و «متولد ماه مهر» درخشید همراه ندارد.

 

مازیار فلاحی در نقش خودش در فیلم ظاهرشده است و قاعدتاً نباید از یک خواننده انتظار هنرنمایی چشمگیری داشت، البته این به کارگردان برمی‌گردد که کاراکترها را چگونه تعریف کند و چگونه بپروراند که نقطه‌ضعف چنین شخصیتی در ورای توانایی خوانندگی‌اش پنهان شود؛ اما عطشانی که بیشتر خواهان جلب‌توجه به حضور یک خواننده مطرح در فیلمش بوده است از باقی مسائل غافل شده است. بعد از تماشای چنین فیلم‌هایی بیشتر به فکر فرومی‌رویم که چگونه فیلم‌هایی چون «کاناپه» کیانوش عیاری، «لرد» رسول اف و خیلی فیلم‌های دیگر حتی به بخش چشم‌انداز هم راه نیافته‌اند.

 

شگفت انگیزهای دیجی کالا
کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.