2020/09/30
۱۳۹۹ چهارشنبه ۹ مهر
مرگ، پایان یک عشق ممنوعه

مرگ، پایان یک عشق ممنوعه

با خانم ۳۲ ساله که همکارم بود درددل کردم. همین باعث آشنایی و ارتباط بیشترمان شد. او نیز قصد جدایی از شوهرش را داشت. ما به هم علاقه مند شدیم و قرار بود بعد از آن که من از همسرم جدا شدم با هم ازدواج کنیم.

دوات آنلاین-مرد جوان گمان نمی کرد که دلدادگی اش به یک زن و دعوای خانوادگی با خانواده همسرش به مرگ پدرزن منجر شود.

 

به گزارش  جام جم، ساعت ۲۳ شنبه، ۱۶ آذر امسال ساسان غلامی، بازپرس کشیک قتل دادسرای جنایی تهران در تماس تلفنی ماموران از مرگ مرد میانسالی در جریان دعوای خانوادگی در بیمارستان باخبر شد.

 

با دستور قضایی تحقیقات پلیسی آغاز و معلوم شد که مرد میانسال بر اثر ایست قلبی در آنجا فوت کرده است.

 

با مرگ او و دستور قضایی داماد ۲۹ ساله خانواده به عنوان مظنون بازداشت شد. مرد جوان دیروز برای ادامه تحقیقات از کلانتری سیدخندان به شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران منتقل شد و اظهار کرد: من کارمند هستم. 10 سال پیش با خواهر یکی از دوستانم ازدواج کردم و ثمرہ زندگی مان دو فرزند خردسال است. با گذشت یک سال از ازدواجمان میان من و همسرم مدام اختلاف و درگیری پیش می آمد. او به من حساس بود و شک داشت. سوءظن های او تمامی نداشت. وقتی زنی از اخلاق و رفتارم تعریف می‌کرد زندگی را برایم جهنم می کرد. حتی می خواستم طلاق بگیریم و نیمی از اموالم را به او بدهم که مدعی شد به من علاقه دارد و اخلاقش را بهتر می کند که نکرد.

 

وی افزود: یک سال قبل بود که یکی از کارمندان بانک که خانمی ۳۲ ساله است پولی از من قرض گرفت و آن را کارت به کارت به حسابش واریز کردم و مدتی بعد پول را پس داد، اما همسرم فیش دریافت و پرداخت را در میان وسایلم پیدا کرد و همین باعث بروز مشکلاتی برای من و همکارم شد. همسرم آن قدر با من بدرفتاری کرد که دیگر تحمل این زندگی را نداشتم.

 

این مرد ادامه داد: از طرفی با همان خانم ۳۲ ساله که همکارم بود به درددل کردن پرداختم. همین باعث آشنایی و ارتباط بیشترمان شد. او نیز با شوهرش اختلاف و قصد جدایی از او را داشت. ما به هم علاقه مند شدیم و قرار بود بعد از آن که من از همسرم جدا شدم با هم ازدواج کنیم. همسرم وقتی متوجه ماجرا شد، با خانواده این زن تماس گرفت و آبروی ما را برد. شب حادثه با آن زن در پارکی حوالی سیدخندان قرار گذاشتم. همزمان همسرم همراه پدرش و فرزندانمان سررسید. با هم درگیرشدیم که ناگهان حال پدرزنم بد شد. همسرم پدرش را به بیمارستان برد و من هم همراه بچه ها به خانه آمدیم. شب ماموران سراغم آمدند و من را به خاطر مرگ پدرزنم بازداشت کردند. من قاتل پدرزنم نیستم.

 

همزمان با دستور قضایی قرار شد که از همسر مرد جوان و زن مورد علاقه او درباره حادثه مرگ مرد فوت شده تحقیق کنند.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.