2020/06/03
۱۳۹۹ چهارشنبه ۱۴ خرداد
زن جوان شوهر مسن‌اش را کشت

زن جوان شوهر مسن‌اش را کشت

زن متهم به قتل که مدعی است شوهرش را به خاطر رفتار تحقیر آمیز و همراه با خشونت به قتل رسانده‌ 18 سال از شوهرش کوچکتر بود.

دوات آنلاین-زن جوان که در حمایت از فرزندش شوهرش را به قتل رسانده‌ بود در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.  متهم که زنی 36 ساله‌ است زمانی بازداشت شد که به پلیس خبر داد شوهرش را در خانه کشته است.

 

این قتل سال گذشته اتفاق افتاد. ماموران به خانه مقتول رفتند و به دستور بازپرس جسد را به پزشکی قانونی منتقل کردند، سپس همسر جوان مقتول را به اتهام قتل بازداشت کردند. دختر نوجوان مقتول مورد بازجویی قرار گرفت. او توضیحاتی درباره آنچه اتفاق افتاده‌ بود به ماموران داد و گفت: پدرم مرد بداخلاقی بود مادرم را خیلی کتک می‌زد ما را هم کتک می‌زد اما بیشتر از ما مادرم را کتک می‌زد و فحاشی می‌کرد تااینکه روز حادثه پدرم با خواهرم درگیر شد مادرم دخالت کرد و پدرم مادرم را کتک زد و بعد حین درگیری قلبش درد گرفت و بیهوش شد مادرم هم روسری را دور گردنش انداخت و خفه‌اش کرد.

 

متهم وقتی مورد بازجویی قرار گرفت اظهارات دخترش را مورد تایید قرار داد و گفت: چون نتوانستم خشمم را کنترل کنم دست به چنین کاری زدم.

 

اواخر هفته گذشته جلسه رسیدگی به پرونده قتل مرد میانسال برگزار شد در ابتدای این جلسه که در شعبه 4 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد کیفرخواست علیه متهم خوانده شد و سپس دو دختر متهم و مقتول در جایگاه قرار گرفتند و از جرم مادرشان گذشت کردند اما فرزند دیگر مقتول که از همسر اول این مرد بود درخواست قصاص کرد.

 

فاصله سنی زن و شوهر

وقتی نوبت به متهم رسید او گفت: من زمانی با شوهرم ازدواج کردم که 20 ساله بودم او از همسر اولش جدا شده‌ بود ما بعد از مدتی صاحب دو دختر شدیم که یکی حالا 15 ساله و دیگری 9 ساله است. شوهرم مرد تندی بود خیلی بداخلاقی می‌کرد و ما را اذیت می‌کرد کتک می‌زد و فحاشی می‌کرد وقتی این رفتار را با من می‌کرد من تحمل می‌کردم اما کارهایی که با بچه‌ها می‌کرد برای من غیر قابل تحمل بود. از اینکه بچه‌ها را کتک می‌زد نگران و عصبی بودم.

 

این زن ادامه داد: من 18 سال از او کوچکتر بودم همه مشکلات را تحمل می‌کردم تا بچه هایم زندگی خوبی داشته باشند اما او من را خیلی اذیت می کرد وقتی بچه‌ها را اذیت می‌کرد دیگر تحملم تمام می‌شد.

 

قتل چگونه اتفاق افتاد

روز حادثه شوهرم داشت به دخترم که 9 ساله‌است درس یاد می‌داد یکدفعه عصبانی شد و با خشم او را کتک زد و فحش داد اینکارش باعث شد تا من خیلی عصبانی شدم به او اعتراض کردم و گفتم که اجازه نمی‌دهم با بچه اینطور رفتار کند این بار به سمت من حمله کرد و بعد هم قلبش گرفت و روی کاناپه افتاد.

 

متهم گفت: آنقدر عصبانی بودم که نمی‌توانستم خودم را کنترل کنم از شدت عصبانیت روسری را دور گردنش پیچیدم و خفه‌اش کردم.  از اتفاقی که افتاده است پشیمانم باید خودم را کنترل می‌کردم و راه بهتری برای این برخوردهای شوهرم پیدا می‌کردم اما نتوانستم و حالا هم درخواست بخشش دارم.

 

با پایان جلسه دادگاه قضات شعبه 4 برای تصمیم گیری در این خصوص وارد شور شدند.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها
مسلم 1398/09/10
خدا از این گرفتاریها نصیب کسی نکنه ، انشالله که آزاد میشه دخترای بیچارش العان پیش کی هستن ؟ خدایا کمکش کن ،خیلی دلم براش سوخت

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.