2019/12/10
۱۳۹۸ سه شنبه ۱۹ آذر
قربان نجفی ،بازیگر نقش صفایی در سریال ستایش 3: انتقادها را قبول دارم

قربان نجفی ،بازیگر نقش صفایی در سریال ستایش 3: انتقادها را قبول دارم

پدر پری سیما در سریال ستایش 3: اعتقاد دارم ایراد و اشکالی اگر هست نباید نادیده بگیریم و توجیه پذیر هم نیست.

دوات آنلاین-زمانی که در چادرهای عشایری ایل قشقایی زندگی می کرد سودای بازیگری داشت. «قربان نجفی» بازیگر نقش صفایی ،پدر پری سیما که دانش آموخته رشته تئاتر و بازیگری است، خاک صحنه خورده و از همان ابتدای فعالیت اش با رادیو همراه شده و اکنون از فعالان رادیو نمایش است. او گاهی خوانندگی می کند و ساز هم می زند. بازیگر فیلم های سایه به سایه، مزرعه پدری، طهران تهران، آسمان محبوب، پذیرایی ساده، تنگه ابوقریب و ژن خوک، این روزها با سریال «ستایش» در نقش «صفایی» پدر «پری سیما» و برادر «انیس» مهمان شبکه سوم سیماست. او در گفت و گو با خراسان درباره انتقادهای بینندگان به سریال و علاقه مندی هایش صحبت کرد.

 

*بازی خوب و روانی در سریال «ستایش» دارید که  به طور حتم برگرفته از تجربیات تان در تئاتر است.

کار ما بازیگری است و حاصل سال ها تمرین و تحقیق باید حداقل بازی شسته رفته ای باشد. درست انجام دادن کار خیلی برایم اهمیت دارد.

 

*وقتی نقشی را به «قربان نجفی» می سپارند آن را چگونه طراحی می‌کند؟

هر نقشی قاعده و اصولی برای بازی دارد و معتقدم ما بازیگریم و نقش هایی را که به شعور مردم توهین نشود و دهن کجی به مردم نباشد باید بپذیریم چون ما برای مردم کار می کنیم. اگر نقش اسکلت بندی و استخوان بندی خوبی داشته باشد قابل پذیرش است، حالا فرقی ندارد منفی، مثبت، خاکستری، پیر یا جوان باشد. درآوردن هر نقشی بنا بر تعریفش که این آدم دارای موقعیت اجتماعی، خانوادگی، سواد و ویژگی های شخصیتی است بر عهده بازیگر است که این ویژگی ها را باید تحلیل کند و شخصیت را درآورد.

 

*تحلیل تان از شخصیت «صفایی» چیست؟

شخصیت صفایی ویژگی های خاصی دارد. البته در طول سریال دچار تغییر و تحولات زیادی شده و من هیچ شخصیتی را مثبت یا منفی مطلق نمی بینم. او آدمی منطقی است که در میدان بار کار می کرد، به او زور گفته می شد، گاهی به عشق خواهرش انیس تحمل می کرد و گاهی به او ظلم می‌شد و گاهی هم ظلم می کرد. صفایی شخصیتی سیاه و سفید دارد که آن را با توجه به قرار گرفتن در موقعیت های مختلف بروز می دهد.

 

*انتقادهایی را که به سریال «ستایش» شده قبول دارید؟

کاملاً قبول دارم. اعتقاد دارم ایراد و اشکالی اگر هست نباید نادیده بگیریم و توجیه پذیر هم نیست. بازیگرانی که در کنار هم قرار می گیرند یکی مسن تر است و نقش کوچک تر را بازی می کند یا برعکس، یکی گریمش نسبت به قبل تفاوت هایی دارد و این انتقادها کاملاً منطقی و درست است اما یک چیز را باید مدنظر بگیریم. ببینید جامعه الان رشد کرده و مردم می دانند که یک اثر هنری می بینند و شاهد یک مستند اجتماعی نیستند و برای شان قابل باور است. ما تکنیکی در بازیگری تئاتر داریم به نام فاصله گذاری که «برتولت برشت» از تعزیه ما گرفته است. فاصله گذاری یعنی گاهی وسط کار به تماشاچیان یادآور می شوند که حواس تان باشد نمایش است و ما نمی خواهیم محو قصه شوید و فقط می خواهیم قصه ما را درک کنید. می شود به نوعی این ها را با فاصله گذاری هم تعریف کرد. البته خواه ناخواه و آگاهانه یا ناآگاهانه این اتفاق در «ستایش» افتاده است  و مردم می دانند کار نمایشی است و آن را دنبال می کنند.

 

*صفایی پدر پری سیما و برادر انیس این وسط مانده است که آیا حق را به دخترش بدهد یا از انیس دفاع کند.

درست است که بین این دو مانده است و به دخترش به خاطر این که ظلم هایی در گذشته به او شده حق می دهد ولی صفایی تصمیم خودش را گرفته و از خواهرش دفاع می کند چون انیس بی دفاع مانده است و صفایی جز او کسی را ندارد.

 

*اگر موافق باشید یک فلاش بک به گذشته بزنیم؛ زمانی که نخستین کارتان را با رادیو در دهه 70 شروع کردید.

از کودکی تئاتر کار می کردم و البته دیپلم ریاضی فیزیک گرفتم. کنکور هنر دادم و در دانشکده سینما و تئاتر در رشته تئاتر و بازیگری تحصیل کردم. طبیعتاً در تمریناتی که در تئاتر وجود دارد روی بدن و بیان به شدت کار کردم. گاهی خوانندگی  می کنم. علاوه بر این رادیو را با سینما همزمان در سال 1373 شروع کردم. رادیو چیزهای بسیار با ارزشی به من آموخته است.

اعتقاد دارم هر فردی که این رشته را انتخاب می کند می گوید «یا مکن با پیل بانان دوستی، یا طلب کن خانه ای در خورد پیل». معتقدم یک بازیگر باید تمام حرفه ها را بلد باشد، صدایش خوب و خوانندگی هم یاد داشته باشد و بتواند یک ساز را بنوازد. بازیگری چیزی نیست مگر تکرار زندگی هایی که در جامعه وجود دارد و زنده کردن شخصیت های مختلفی که ریشه در اعماق ما دارند که گاهی این نمونه ها در جامعه زندگی می کنند. بنابراین نیاز است بازیگر گستره توانایی هایش را بیشتر کند و افزایش دهد.

 

*از بین شخصیت های مختلفی که به آن ها جان بخشیدید کدام یک به دل تان نشسته است؟

این جمله شعاری را نمی خواهم به کار ببرم. می توانم بگویم بعضی از شخصیت ها را دوست ندارم اما واقعاً خیلی ها را دوست دارم؛ نقش ام در «پذیرایی ساده» مانی حقیقی یا در «آخرین ملکه زمین». در سریال «پدر خاک» شخصیت نازنینی را خلق کردم یا کنش و واکنش های همین شخصیت صفایی را دوست دارم. شخصیتی منفی در «آخر بازی» همایون اسعدیان دارم.

 

*علاقه اصلی تان چیست؛ بازیگری جلوی دوربین سینما و تلویزیون، روی صحنه تئاتر بودن یا خوانندگی؟

واقعیت اش این است که اگر کار منطقی و درست انجام شود آن را دوست دارم. وقتی روی صحنه تئاتر می روم سر از پا نمی‌شناسم به خصوص اگر کار خوب باشد. در سینما و تلویزیون هم همین‌طور.

 

*اکنون همان اضطراب، عشق و انگیزه دورانی را که جوان بودید و وارد این حرفه شدید، دارید؟

قطعاً من اگر هزار بار متولد شوم باز هم بازیگری را انتخاب می کنم ولی متاسفانه انگیزه ها را در سینما و تلویزیون می کشند و توان آدم ها را اسراف می کنند. روزی فکر می کنم در سینما، تئاتر و تلویزیون مثل بمب می ترکم اما واقعاً آن قدر این بمب را تخصصی خنثی می کنند که آن انفجار به چشم نمی آید! البته همچنان وقتی سر کار هستم عشق وجود دارد و اضطراب نیست، مثل این است که وارد خانه خودم شده ام و همه نامیزانی بدن و اخلاق و خلق و خویم درست می شود.

 

*با وجود عشق و علاقه تان به بازیگری آیا دستمزدتان کفاف مخارج زندگی‌تان را می دهد؟

دستمزد بازیگری در رادیو مثل شوخی می ماند. از سال 1373 تاکنون در رادیو فعالیت می کنم، به ما سابقه ندادند که هیچ، تعهدی هم نمی دهند.  آن چه که ما را در رادیو نگه داشته عشق به همدیگر و کار است.

 

*در این شرایط دوست دارید به گذشته برگردید و به جای بازیگری، حرفه ای دیگر را انتخاب کنید تا زندگی را بگذرانید؟

اگر به گذشته برگردم باتجربه ای که کسب کرده ام انرژی مضاعفی پیدا و کار می کنم و کار دیگری هم جز بازی انجام نمی دهم.

 

*این عشق هم به طور حتم بر‌می‌گردد به دوران کودکی تان که در چادر عشایر درس می خواندید تا به اهداف خود برسید.

من این مسیر را مثل آدمی می بینم که برای مسافرت راه می افتد اما مقصد مشخصی ندارد و هدفش این است که از این مسیر لذت ببرد و به جای خوبی هم برسد. بخشی از این جای خوب دست ماست و بخشی هم نیست. ما کار خودمان را انجام می دهیم، کسانی که کارشان را انجام نمی دهند مسئولان هستند. ما بازنشستگی نداریم و تا پایان عمر به این مسیر ادامه می دهیم.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.