2021/09/28
۱۴۰۰ سه شنبه ۶ مهر
دیباچه
ماجرای‌ دختر شکست خورده

ماجرای‌ دختر شکست خورده

سرش را تراشیده و سویشرتی پسرانه و کلاه دار برتن دارد. با نگاهی بهت زده به ماموران انتظامی می نگرد و انگار تازه متوجه شده که چه خطری از بیخ گوشش گذشته است.

دوات آنلاین-سرش را تراشیده و سویشرتی پسرانه و کلاه دار برتن دارد. با نگاهی بهت زده به ماموران انتظامی می نگرد و انگار تازه متوجه شده که چه خطری از بیخ گوشش گذشته است.

 

ترسیده بود و خودش را از پسرانی که فریبش داده بودند، مخفی می کرد. دستش را گرفتم و با هماهنگی جناب سرگرد او را تا ماشین گشت همراهی کردم. دلم برایش می سوخت. علیرغم اینکه ظاهرش پسرانه است ولی همچنان لطافت دخترانه را می شد در نگاهش دید.

 

اسمش را پرسیدم و گفتم چرا خودت را مثل پسرها کرده ای؟ که زد زیر گریه!

 

از خانه فرار کرده ام خانم!

 

الان هشت روز است که در پارک ها و خیابان ها سرگردانم. دو شب خانه دوستم بودم که مادرش عذرم را خواست.

 

مزاحمت های خیابانی امانم را بریده بود و برای نجات از متلک های زجرآور، سرم را تراشیدم و تیپ پسرانه زدم.

 

در پارک شهر می چرخیدم که با سعید آشنا شدم. به اصرار او راضی شدم در خانه مجردی اش چند شبی را استراحت کنم تا مادرم بفهمد در برخوردهایش با من اشتباه کرده است.

 

یک ساندویچ مهمان سعید شدم و آمدیم همین آپارتمان.

 

اما سعید تنها نبود‍! قلیان و سیگار و ... هم بود! ترس تمام وجودم را گرفت و در دلم هزار بار گفتم؛ غلط کردم. سعید را کنار کشیدم و گفتم می خواهم بروم! ولی به بهانه های مختلف مرا نگه می داشت. با هم آرام آرام صحبت می کردند و گاهی هم به اتاق خواب می رفتند و می آمدند.

 

خیلی ترسیده بودم، با خودم گفتم؛ ای کاش همان خانه مادرم می ماندم و فرار نمی کردم. ای کاش پدرم الان بود. ای کاش... همین طور که روی مبل نشسته بودم و فکر می کردم، یکی از دوستان سعید آمد و دستم را گرفت. سرش داد زدم و دویدم سمت در...

 

نمی دانید با دیدن ماموران پلیس جلوی در چقدر خوشحال شدم.

 

نظریه کارشناس

تحلیل ‌سركار خانم "دربان" كارشناس ارشد روانشناسی:

 

مهسای 16 ساله این ماجرا که چند شب پیش در سمنان اتفاق افتاد، فرزند طلاق است. پدرش، او و مادرش را رها کرده و تهران زندگی می کند. مادرش نیز دچار افسردگی شدید است و حوصله مهسا و برادرش را ندارد. به بهانه های مختلف با آنها درگیر شده و کتک کاری شان می کند.

 

مهسا رنج و تشنج همیشگی خانه را تاب نمی آورد و به امید رهایی گام در خیابان های شهر می گذارد. غافل از اینکه...

 

فرار از منزل رفتاری است که در شرایط بحرانی، موقعیت های رنج آور و اغلب غیرقابل تحمل اتفاق می افتد.

 

ماهیت فرار را می توان نوعی ساز و کار دفاعی برای نجات از آنچه مطلوب نیست، دانست. این رفتار ممکن است ناشی از عملكرد نادرست خانواده باشد. روش ناصحیح والدین در تربیت فرزندان و مدیریت خانواده از جمله شیوه فرزند پروری سهل گیرانه، سطح پایین تحصیلات، از هم گسیختگی خانواده، تبعیض در میزان محبت و توجه به فرزندان.

 

در این ماجرا وقتی به نیازهای عاطفی مهسا در محیط خانه پاسخ مثبتی داده نمی شود او محبت نداشته اش را در بیرون از منزل جستجو می كند.

 

 البته فرار از منزل می تواند به دلیل سردرگمی در هویت، انزوا طلبی و یا فشار روحی ناشی از ناكامی ها و شكست ها نیز رخ دهد. پدیده ای که در پی آن جوانان و به ویژه دختران آزادی بیشتری را خواستارند و این، همان شروع کشمکش هاست.

 

 قطعاً عدم نظارت والدین ناشی از طلاق در ماجرای مهسا و رفتار غیراصولی مادرش پس از طلاق، بی توجهی به نیاز‌های عاطفی فرزند و در نهایت سخت‌گیری و شدت عمل مادرش بر شرایط فعلی مهسا تاثیر مستقیم داشته است.

 

هرچند احساس بی ارزشی، بی لیاقتی، نداشتن هدف برای آینده و ساده لوحی بیش از حد را نیز می توان به دلایل بروز این تهدید برای مهسا اضافه كرد كه از سوی خود او شكل گرفته است.

 

 

نویسنده؛ سیدمحمد شاه چراغ؛ کارشناس رسانه پلیس سمنان

 

زعفران کشمون
کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.