2019/08/20
۱۳۹۸ سه شنبه ۲۹ مرداد
داستان زندگی
  • شوهرم با زنی‌مطلقه پنهانی ازدواج کرد

    شوهرم با زنی‌مطلقه پنهانی ازدواج کرد

    دیگر نمی توانستم این وضعیت را تحمل کنم. وقتی به خود آمدم که دست و پاهایم به تخت بیمارستان روان پزشکی بسته شده بود. احمد هم از این شرایط سوء استفاده کرد و با اثبات بیماری روانی مرا طلاق داد.
  • عشق‌اش دروغ بود فقط می‌خواست سوء استفاده کند

    عشق‌اش دروغ بود فقط می‌خواست سوء استفاده کند

    با دیدن طلاها وسوسه شده بودم با خوشحالی موضوع را به نورالدین اطلاع دادم که او هم بلافاصله نقشه اش را تغییر داد تا بتوانیم اموال خاله ام را نیز سرقت کنیم.
  • فرجام صیغه‌ پنهانی زن‌ مطلقه با مرد متاهل

    فرجام صیغه‌ پنهانی زن‌ مطلقه با مرد متاهل

    یکی از همسایگان خواهرم که متاهل بود از من خواستگاری کرد. او مدعی بود ماجرای ازدواج مان باید پنهان بماند تا فرزندانش دچار آسیب روحی نشوند.
  • داستان زندگی درسا 17 ساله، دختر سمبوسه فروش

    داستان زندگی درسا 17 ساله، دختر سمبوسه فروش

    درسا پخت اولین سمبوسه‌ها را با هزینه‌ای حدود ۳۰ هزار تومان شروع کرد و روزهای بعد با سود حاصل از فروش اولیه‌اش مواد غذایی لازم برای کار را خریده و حالا مشتری‌های ثابت خودش را دارد.
  • شوهرم دنبال زنان خیابانی بود

    شوهرم دنبال زنان خیابانی بود

    زمانی به رفتارهای زشت و ارتباطات نامتعارف او با زنان غریبه پی بردم که دیگر دیر شده و همسرم با دختر 25 ساله‌ای ازدواج کرده بود.
  • ناگهان فهمیدم هوو دارم

    ناگهان فهمیدم هوو دارم

    فهمیدم همسرم از سه سال قبل زن جوانی را به عقد خودش درآورده است و روزهای زیادی را به تفریح و خوشگذرانی می پردازد.
  • زندگی سیاه زنی بعداز 2بار طلاق

    زندگی سیاه زنی بعداز 2بار طلاق

    پدرم معتقد بود چون زنی مطلقه هستم باید حتما نزد مادرم زندگی کنم! او با همین اعتقاد وقتی مرا در خیابان دید در انظار مردم به شدت کتکم زد و تهمت های ناروایی به من نسبت داد.
  • توضیحات یک محکوم به اعدام نجات یافته درباره 2 روز آخر قبل از اجرای حکم

    توضیحات یک محکوم به اعدام نجات یافته درباره 2 روز آخر قبل از اجرای حکم

    پنجره کوچک دوباره باز شد و زندانبان با صدایی آهسته از من خواست دست‌هایم را بیرون بیاورم تا دستبند به دستم بزند.
  • اسرار سیاه شوهر در گوشی موبایل

    اسرار سیاه شوهر در گوشی موبایل

    در همین شرایط و با گذشت یک سال از دوران عقد، تب و تاب جشن عروسی هنگامی آغاز شد که غده های چرکین اختلافات ما از هر سو سر باز می کرد.
  • روایت تلخ یک زن از 7 سال زندگی سیاه ؛ ماه عسل با مرد قاچاقچی

    روایت تلخ یک زن از 7 سال زندگی سیاه ؛ ماه عسل با مرد قاچاقچی

    بعد از گذشت مدتی از آشنایی، دختر دانش آموز دیروز با پسر غریبه ازدواج می کند اما بعد از ازدواج، نقاب از چهره اش برداشته می شود و پسر باکلاس، یک قاچاقچی هفت خط از کار در می آید.
  • زن ‌به‌صورت‌ ناشناس برای شوهر پیام‌ عاشقانه فرستاد ومچ‌اش را گرفت

    زن ‌به‌صورت‌ ناشناس برای شوهر پیام‌ عاشقانه فرستاد ومچ‌اش را گرفت

    مات و مبهوت مانده بودم که چرا همسرم مدام ادعا می کرد اصلاً بلد نیست حرف های احساسی و عاشقانه بزند اما...
  • زنم بعد از 15 سال خیانت کرد

    زنم بعد از 15 سال خیانت کرد

    چند ماه قبل متوجه شدم همسرم با پسر جوانی ارتباط نامتعارف دارد ولی به خاطر این که دخترم مانند من فرزند طلاق نشود و آسیب نبیند همسرم را بخشیدم.
  • عشق‌ نافرجام پسر 21 ساله به بیوه 48 ساله

    عشق‌ نافرجام پسر 21 ساله به بیوه 48 ساله

    فریاد زدم «من تو را دوست دارم» ولی شکوه در حالی که می خندید، گفت: «پسرم! من هم تو را دوست دارم!»
  • زندگی سیاه زن 20 ساله

    زندگی سیاه زن 20 ساله

    به دلیل مصرف مواد مخدر به جاهای زیادی سر می زدم و در بین مردان جوان زیادی می گشتم تا این که روزی با پسر جوانی برخورد کردم که نگاهش متفاوت از بقیه بود.
  • داستان زندگی 3 زن که با روش اهدای تخمک مادر شده‌اند

    داستان زندگی 3 زن که با روش اهدای تخمک مادر شده‌اند

    قیمت فروش تخمک درحال حاضر بین 2 میلیون تا 2 میلیون و 800 هزار تومان متغیر است.
  • فیلم ‌سیاه دختر14ساله را ویران کرد

    فیلم ‌سیاه دختر14ساله را ویران کرد

    مرا تهدید می کرد که عکس و فیلم ام را به پدرم می دهد. دو بار دیگر به خواسته اش تن دادم تا اینکه امروز در پارک وقتی که از من تقاضای پول کرد تا مرا لو ندهد دیگر نتوانستم جلوی خود را بگیرم.
  • همسرم خیانت‌کرد اماطلاق نمی‌خواهم

    همسرم خیانت‌کرد اماطلاق نمی‌خواهم

    وقتی بعد از مشاجره با ناراحتی به خانه مادرم می رفتم گویی آن زن جوان جای مرا در زندگی برایش پر می کرد.
  • روابط سیاه دخترم با مردان غریبه

    روابط سیاه دخترم با مردان غریبه

    همه راه ها به بن بست می رسید و مهتاب به روابط نامشروع خود ادامه می داد و مدام از خانه فرار می کرد.
  • زنم مرا از خانه بیرون کرد

    زنم مرا از خانه بیرون کرد

    اختلافات من و همسرم از آن جا به طور جدی شروع شد که پدرزنم منزل کوچکی را برای زندگی مشترک به همسرم واگذار کرد و گاهی از نظر مالی نیز دستمان را می گرفت.
  • زجر دختر18ساله از روابط سیاه پدر

    زجر دختر18ساله از روابط سیاه پدر

    پدرم آن قدر حیا را کنار گذاشته بود که حتی از ارتباطش با زنان و دختران غریبه برای مادرم سخن می گفت. با آن که آن زمان 11 سال بیشتر نداشتم از شنیدن این حرف ها بسیار رنج می بردم.