2019/07/16
۱۳۹۸ سه شنبه ۲۵ تير
عشق خیابانی
  • اسیر هوس شیطانی مرد پولدار شدم

    اسیر هوس شیطانی مرد پولدار شدم

    من و فرمان به سوئیتی در حاشیه دریای خزر رفتیم و چند شبانه روز را در شهرهای زیبای شمال گذراندیم اما در یکی از همان شب ها بود که هوس های شیطانی زندگی و آینده ام را به تباهی کشاند.
  • فرجام تلخ عشق خیابانی یک زن

    فرجام تلخ عشق خیابانی یک زن

    سهراب و من عاشق هم بودیم همان موقع شغل پیک موتوری هم برای خانواده ما قابل قبول نبود اما شاید از روز اول کاری می کردم تا سهراب اگر من را دوست داشت دست از کارهایش بر دارد و بعد با من ازدواج کند.
  • فرجام تلخ عشق سیاه دختر جوان

    فرجام تلخ عشق سیاه دختر جوان

    سرخوردگی او کم کم به عصبانیت و خشونت تبدیل شد و هر روز مرا به باد کتک می گرفت. در این زمان بود که موفق شد مرا متقاعد کند تا مواد مخدر را امتحان کنم.
  • دختر15ساله در دام پسر هوسران

    دختر15ساله در دام پسر هوسران

    مادرم حتی چادرش را کنار گذاشت و پوشش نامناسبی برگزید به طوری که با وضعیت زننده ای در خیابان تردد می کرد. همین موضوع سرآغاز اختلافات شدید بین آن ها شد.
  • دوستی‌های‌خیابانی شوهر، دلیل طلاق

    دوستی‌های‌خیابانی شوهر، دلیل طلاق

    آنچه می‌خوانید داستان زندگی زنی از اهالی استان خراسان شمالی است.
  • نقشه پلید پسر برای دختر عاشق

    نقشه پلید پسر برای دختر عاشق

    اگرچه در برابر بسیاری از خواسته های زشتش مقاومت می کردم اما دوست نداشتم او از من دلخور شود بنابراین به برخی خواسته های گناه آلودش تن می‌دادم.
  • زنی‌که در توالت پارک‌ها می خوابید

    زنی‌که در توالت پارک‌ها می خوابید

    پس از سه سال کارتن خوابی درحالی که دیگر از کارتن خوابی و از دنیای ویران خودم خسته شده بودم تصمیم به ترک مواد مخدر گرفتم.
  • دختر 16 ساله در بی‌راهه شوم

    دختر 16 ساله در بی‌راهه شوم

    او بر اثر غفلت های من و مادرش که فکر می کردیم هنوز خردسال است و از دوستی های خیابانی با جنس مخالف چیزی نمی داند از حدود سه سال قبل با پسری به نام مجید آشنا شد و ...
  • عشق15 سالگی عاقبت دختر جوان را رسوا کرد

    عشق15 سالگی عاقبت دختر جوان را رسوا کرد

    روزهایی که امیر و همسرش را خوشبخت در کنار هم می دیدم حسادت، وجودم را می گرفت و تاب و توانم را از تن خارج می کرد.
  • فرجام‌نحس عشق‌توفانی به زن معتاد

    فرجام‌نحس عشق‌توفانی به زن معتاد

    به دلیل اعتیاد همسرم، فرزندم که به دنیا آمد نیز معتاد بود و من هم که دود و درد خماری غیرتم را سوزانده بود به غیر از تامین مواد مخدر خودم و همسرم به هیچ چیز فکر نمی کردم و برایم مهم نبود.
  • از رابطه ‌سیاه تا خانه شیطانی

    از رابطه ‌سیاه تا خانه شیطانی

    هر روز به آن خانه سیاه می رفتم و با تشویق و ترغیب افشین شیشه و کریستال مصرف می کردم چرا که دوست افشین به مواد مخدر صنعتی اعتیاد داشت و افشین نیز مشروبات الکلی می نوشید تا این که...
  • فرجام تلخ پیامک‌های عاشقانه

    فرجام تلخ پیامک‌های عاشقانه

    حدود یک سال از این روابط غیرمتعارف می گذشت تا این که جمال به خواستگاری ام آمد اما پدرم با دیدن وضعیت ظاهری جمال و به ویژه بیکاری او بلافاصله با این ازدواج مخالفت کرد ...
  • شوهرم آنقدر در گوشم خواند تا مواد مخدر مصرف کردم

    شوهرم آنقدر در گوشم خواند تا مواد مخدر مصرف کردم

    آنچه می‌خوانید داستان زندگی زنی از اهالی استان خراسان جنوبی است.
  • فرارشوم ازخانه به‌خاطر عشق خیابانی

    فرارشوم ازخانه به‌خاطر عشق خیابانی

    یک روز صبح خیلی زود از خانه فرار کردم و سراغ فرزاد رفتم. همان روز بود که به یک دفترخانه رفتیم و عقد کردیم. ۷شاخه گل مهریه ام بود. دو روز بود که در خانه فرزاد بودم.
  • داستان زندگی زنی که از عشق آتشین به تنفر رسید

    داستان زندگی زنی که از عشق آتشین به تنفر رسید

    در اثر یک عشق داغ و ناپخته خیابانی با مسعود آشنا و پس از دو سال رابطه دوستی با هم ازدواج کردیم، هرچند که خانواده‌هایمان به هیچ عنوان راضی به این وصلت نبودند ولی با تهدید به فرار و خودکشی دست آخر زور ما چربید و برخلاف میل باطنی موافقت کردند. فکر می کردم مسعود مرد رویاهایم است و می‌تواند مرا خوشبخت کند.
  • پایان تلخ عشق‌خیابانی بعداز14 سال

    پایان تلخ عشق‌خیابانی بعداز14 سال

    تازه می فهمم که چرا پدر و مادرم با ازدواج من در پی یک آشنایی خیابانی مخالفت می کردند اما دیگر پشیمانی من هم سودی ندارد چرا که ...
  • پایان تلخ نقشه تبهکارانه دختر عاشق

    پایان تلخ نقشه تبهکارانه دختر عاشق

    نفیسه می توانست با عبرت از سرنوشت پدر و برادرش، مسیری تازه و رو به آینده ای روشن برای خود رقم زند اما خود تصویر مبهم دختری خسته و شکسته پشت میله های زندان شد در برابر دیدگان مادری پیر ...!
  • پایان‌دردناک عشق‌خیابانی زن جوان

    پایان‌دردناک عشق‌خیابانی زن جوان

    وقتی صابر صدایم زد ایستادم و او بدون هیچ صحبتی فقط یک تکه کاغذ به من داد و رفت. وقتی به خانه رسیدم کاغذ را باز کردم، شماره تلفنی نوشته بود.
  • قتل‌ به‌خاطر خیانت یک دختر

    قتل‌ به‌خاطر خیانت یک دختر

    دستم را با تیغ زدم تا دوست داشتنم را به آن دختر اثبات کنم. از سوی دیگر به خاطر خیانت دوستم قصد داشتم زهرچشمی از او بگیرم.
  • عشق‌جنون‌آمیزغزل ‌را ‌به‌بیراهه کشاند

    عشق‌جنون‌آمیزغزل ‌را ‌به‌بیراهه کشاند

    هنوز هم دلم دنبال سامان است اما شنیده ام ازدواج کرده است و زندگی خوبی دارد. من دلیل همه سیاه بختی‌ام را خانواده سامان می دانم و کاش «نه» گفتن را یاد می داشتم