2022/10/01
۱۴۰۱ شنبه ۹ مهر
حکایتی خواندنی از بهلول عاقل و دیوانه

حکایتی خواندنی از بهلول عاقل و دیوانه

داستانی کوتاه اما بسیار جالب از بهلول را اینجا بخوانید.

دوات آنلاین -حکایت های بهلول بسیار شیرین و در عین حال پندآموز هستند. ماجرای او و مرد بازرگان را اینجا بخوانید.

 

نصیحت بهلول عاقل به بازرگان

یک روز بازرگانی نزد بهلول رفته و به او گفت: ای بهلول عاقل می خواهم از تو سوالی بپرسم.

 

بهلول گفت چرا می خواهی از من سوال بپرسی؟

 

بازرگان در جواب گفت: چون شنیده ام جواب هر سوالی را می دانی. بازرگان گفت: من بازرگانی هستم که مطالعات زیادی کرده ام اما از سود زیادی نمی توانم بهره مند شوم. حال به من بگو که سرمایه ام را در چه راهی به کار گیرم تا بتوانم تاجری ثروتمند باشم.

 

بهلول گفت: به نظر من آهن و پنبه بخر.

 

بیشتر بخوانید: تعبیر خواب خلیفه توسط بهلول

 

پیشنهاد بهلول دیوانه

آن بازرگان به گفته بهلول عمل کرد و سود زیادی از معاملاتش برد. بار دیگر نزد بهلول آمد و گفت: من می خواهم ثروتمند ترین و بزرگترین تاجر این شهر شوم. حال بهلول دیوانه به من بگو چه کاری باید انجام بده.

 

بهلول به بازرگان گفت: برو پیاز و هندوانه بخر.

 

بازرگان با هم به گفته بهلول عمل کرد و تمام سرمایه خود را صرف خرید پیاز و هندوانه نمود. اما این بار سرمایه خودش را از دست داد زیرا پیاز و هندوانه ها خراب شدند و مشتری نداشتند. به همین خاطر نزد بهلول با گریه و زاری آمد و گفت: من سرمایه ام را از دست دادم و دیگرهیچ گونه سرمایه ای ندارم.

 

بهلول گفت: بار اول که آمدی من را بهلول عاقل خطاب کردی به همین خاطر من از روی عقل و دانایی و خرد تو را راهنمایی کردم و تو نتیجه خوب گرفتی اما بار دوم گفتی ای بهلول دیوانه، به همین دلیل من هم از روی دیوانگی تو را راهنمایی کردم و تو نتیجه بد گرفتی. پس بدان که عاقبت بدزبانی چیزی جز ضرر و زیان ندارد. از ماست که بر ماست.

 

دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.