2022/07/07
۱۴۰۱ پنج شنبه ۱۶ تير
طلاق به خاطر خریدهای شوهر

طلاق به خاطر خریدهای شوهر

دعوای تازه عروس و داماد بر سر خرید کردن کار آنها را به دادگاه خانواده کشاند.

دوات آنلاین -صحرا و پوریا شش ماه بیشتر نتوانستند با هم زندگی کنند. آنها کارشان به جدایی کشید، ولی انگیزه شان خیلی عجیب بود. این زوج وقتی بر سر خریدهای خانه با یکدیگر درگیر شدند، تصمیم گرفتند برای همیشه از هم جدا شوند.

 

توضیح دلیل طلاق

تپش جام جام نوشت: وقتی آنها روبه روی قاضی دادگاه خانواده تهران قرار گرفتند، مرد جوان رشته کلام را در دست گرفت و درباره علت این جدایی گفت: شش ماه است زندگی مشترکمان را آغاز کرده ایم. ولی در این مدت همیشه با هم دعوا داشتیم، آن هم بر سر یک موضوع. هر بار که من برای خانه خرید کردم این زن بهانه گیری هایش را شروع کرد. بعد هم کارمان به دعوا و درگیری کشید.

 

او همیشه به خریدهای من اعتراض داشت. می گفت همه چیز را بیش از اندازه می خرم، در صورتی که من اخلاقم همین طور است. اصلا نمی توانم کم خرید کنم.

 

هر بار صحرا از من می خواست چیزی بخرم، خجالت می کشیدم کم بخرم. دست خودم نیست. اما به نظرم این مساله ای نیست که همسرم بخواهد هر بار به خاطرش جنجال راه بیندازد. هر بار از خرید برمی گردم زندگیمان جهنم می شود. شروع می کند به داد و فریاد که باز هم مثل قبل خرید کردی. باز هم همه چیز زیاد است. همیشه هم به او می گویم اگر مرا قبول نداری خودت خرید کن، ولی می گوید این وظیفه توست. چرا خرید برای خانه باید وظیفه من باشد. زندگی مامشترک است. اما صحرا نه حاضر می شود خودش خرید کند، نه خرید کردن مرا قبول دارد، برای همین سر این مساله بی اهمیت، بارها درگیر شدیم و یک روز خوش نداشتیم.

 

همین موضوع نشان می دهد این زن چقدر لجباز است و مرتب می خواهد با من جنگ داشته باشد. برای همین تصمیم گرفتم برای همیشه از او جدا شوم. زندگی ما در آینده عاقبت خوبی نخواهد داشت.

 

زن جوان چه گفت

در ادامه، همسر این مرد نیز به قاضی گفت: آقای قاضی شوهرم اسراف می کند، من حرف منطقی می زنم، می گویم وقتی خرید می کنی همان مقداری که می گویم بخر. اما سه برابر آن چیزی که می گویم خرید می کند. مثلا چند کیلو میوه می خرد. در این گرانی هم پولمان بیهوده از دست می رود و هم میوه ها خراب می شود و باید آنها را دور بریزم.

 

اوایل فقط به او تذکر می دادم، اما پوریا هر بار این موضوع را تکرار کرد. بعد از مدتی احساس کردم با من سر لج افتاده است، حتی یک بار هم حاضر نشد به حرفم گوش کند. اگر او ذره ای به حرف من اهمیت می داد، این همه دعوا و جنجال راه نمی افتاد. اما او باعث شد زندگی ما به خاطر این مساله بی اهمیت و کوچک به میدان جنگ تبدیل شود.

 

هر بار که پوریا از خرید برمی گشت من بیشتر از قبل عصبانی می شدم. چون احساس می کردم او از روی عمد این همه خرید می کند و می خواهد مرا آزار دهد. برای همین عصبانی می شدم و دعوا راه می افتاد. تا اینکه سر همین مساله دعوای شدیدی کردیم. همان شب تصمیم گرفتم برای همیشه از او جدا شوم، چون فهمیدم شوهرم مرد لجبازی است و فقط می خواهد برخلاف خواسته من عمل کند.

 

در پایان نیز قاضی سعی کرد این زوج را از جدایی منصرف کند، ولی وقتی اصرار آنها را دید رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول کرد و از این زوج خواست با یک مشاوره خانواده مشورت کنند.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.