2022/05/23
۱۴۰۱ دوشنبه ۲ خرداد
دیباچه
شوهرم زیاد مریض می شود، طلاق می خواهم

شوهرم زیاد مریض می شود، طلاق می خواهم

زن جوان به دلیل بیمار شدن های زیاد همسرش ترجیح داد از او جدا شود.

دوات آنلاین -بیماری های بیش از اندازه شایان پای او را به دادگاه خانواده باز کرد. همسر شایان وقتی دید شوهرش مرتب مریض می شود تصمیم گرفت برای همیشه به زندگی مشترکش پایان دهد.

 

دلیل درخواست طلاق

تپش جام جم نوشت: این زن جوان در خصوص علت آمدنش به دادگاه خانواده به قاضی دادگاه خانواده تهران گفت: چهار سال است که با شوهرم ازدواج کرده ام، اما در این چهار سال مرتب دارم از شوهر بیمارم پرستاری می کنم، شوهرم بیماری کلیه دارد. از طرفی بدنش ضعیف است و با کوچکترین اتفاقی مریض می شود. آن هم چه مریضی، چند روز می افتد.

 

باید از او پرستاری کنم و به او برسم تا بهتر شود. او چند بیماری دیگر هم دارد و در روز باید کلی قرص و دارو بخورد. دیگر خسته شدم از بس از او پرستاری کردم و مرتب برایش دارو خریدم.

 

شوهرم هر از چند گاهی مریض می شود و باید به بیمارستان برود. من هم باید همراه او بروم و کلی درگیر بیمارستان و دکتر شوم. راستش دیگر خسته شده ام.

 

اوایل دلم برای او می سوخت و سعی می کردم به خوبی از او پرستاری کنم. چون عاشق شوهرم بودم. ولی کم کم خسته شدم و تصمیم به جدایی گرفتم. از بس به شوهرم دارو دادم و هر روز از او پرستاری کردم تحملم تمام شده است.

 

من شوهر نکردم که هر روز از او پرستاری کنم. مرتب دارم از یک بیمار پرستاری می کنم. شوهرم همیشه مریض است و اصلا به من اهمیتی نمی دهد. به خاطر همین بیماری ها هم مرتب در خانه است. او بیشتر مواقع گوشه ای خوابیده و حتی حوصله حرف زدن با من را هم ندارد.

 

دیگر تحمل این زندگی برایم غیرممکن است و تصمیم گرفتم برای همیشه به آن پایان دهم. دیگر نمی خواهم با این شوهر بیمار و مریض در یک خانه زندگی کنم. حتی دیگر خجالت می کشم به کسی بگویم شوهرم مریض است. هرجا دعوت می شویم شایان بیمار است و نمی توانیم به آنجا برویم. برای همین از بقیه خجالت می کشم. کم کم از شایان فاصله گرفتم و حالا هم دیگر نمی خواهم در کنار این مرد زندگی کنم.

 

بدنم ضعیف است

در ادامه شوهر این زن نیز به قاضی گفت: آقای قاضی به نظرم همسرم بهانه می گیرد. من بدنم ضعیف است. با یک باد مریض می شوم به طوری که تا چند روز باید خانه نشین باشم. ولی این دلیل نمی شود که این زن زندگی را برای هر دویمان جهنم کند. هر بار مریض می شوم او غر می زند. رفتار بد و توهین آمیزی با من دارد. به من توجه نمی کند.

 

وقتی مریضم حتی غذا هم باید خودم درست کنم و بخورم. شراره به من اهمیت نمی داد. همیشه دعوا و درگیری هایمان زمانی بود که من مریض می شدم. من هم اوایل سعی می کردم اهمیتی ندهم. ولی دیگر کم کم رفتارش برایم توهین آمیز شد. دیگر از کارها و غر زدن هایش خسته شدم. من هیچ بدی به همسرم نکرده ام. ولی او مرتب مرا آزار می دهد. مگر دست خودم است که مریض می شوم.

 

او زن مهربان و وفاداری نیست. برای همین می دانم زندگی ام با او عاقبت خوبی نخواهد داشت. به همین دلیل من هم می خواهم از شراره برای همیشه جدا شوم.

 

در پایان قاضی سعی کرد این زوج را از جدایی منصرف کند، ولی وقتی اصرار آنها را دید، رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول کرد. قاضی از این زوج خواست که در این فرصت به دست آمده با یک مشاوره خانواده مشورت کنند تا شاید مشکل شان حل شود.

 

پیشنهادات ما
کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.