2021/11/29
۱۴۰۰ دوشنبه ۸ آذر
دیباچه
طلاق نوعروس به دلیل اضافه کاری شوهر

طلاق نوعروس به دلیل اضافه کاری شوهر

هشت ماه است ازدواج کرده ام ولی در این مدت شوهرم را نمی بینم. او درآمد خوبی دارد. با این حال، مرتب اضافه کاری می ماند.

دوات آنلاین -وقتی مهرداد هر روز در شرکت اضافه کاری می کرد، تصورش را  هم نمی کرد به خاطر همین موضوع پایش به دادگاه خانواده تهران باز شود. الناز وقتی دیدشوهرش مرتب سرکار می ماند و کمتر به خانه می آید، تصمیم گرفت برای همیشه به زندگی مشترکش پایان دهد.

 

نوعروس در دادگاه خانواده

تپش جام جم نوشت: این زن وقتی مقابل قاضی دادگاه خانواده تهران قرار گرفت، درباره علت درخواست طلاق خود گفت: هشت ماه است ازدواج کرده ام ولی در این مدت شوهرم را نمی بینم. او در یک شرکت دولتی کار می کند و درآمد خوبی دارد. با این حال، مرتب اضافه کاری می ماند. در صورتی که واجب نیست بیشتر از ساعت کاری در محل کارش بماند. اما او حاضر نیست به خانه بیاید. انگار از خانه فراری است. حتی روزهای تعطیل هم صبح زود بیدار می شود و به محل کارش می رود. می گوید کار دارد. باید اضافه کاری بماند. در صورتی که من هم نیاز دارم همسرم کنارم باشد.

 

همیشه تنها هستم. هرجا می خواهم بروم باید تنها بروم. دیگر خجالت می کشم به بقیه بگویم شوهرم سر کار است. مرتب بهانه های مختلف می آورم. ولی دیگر نمی توانم این زندگی را تحمل کنم. انگار نه انگار که من ازدواج کرده ام. حتی در سفر هم تنها هستم.

 

شوهرم اگر اضافه کاری هم نکند باز هم درآمد خوبی دارد. ولی انگار دنبال بهانه است تا به خانه نیاید و من را نبیند. الان هشت ماه است تحمل می کنم. بارها سعی کرده ام با او صحبت کنم ولی فایده ای نداشته و هر بار که درمورد مشغله کاری اش حرف می زنم، از کوره در می رود، عصبانی می شود و داد و بیداد راه می اندازد. از تنهایی زندگی کردن و از تحمل این وضعیت خسته شده ام. مهرداد حاضر نیست کوتاه بیاید و یک روز هم برای من وقت نمی گذارد. حتی وقتی چند روز پیش بیمار شدم، حاضر نشد مرخصی بگیرد و پیش من بماند. وقتی او از من فراری است دیگر نمی خواهم به زندگی در کنار این مرد ادامه دهم.

 

مرد جوان چه توضیحی داد

در ادامه، شوهر این زن نیز به قاضی گفت: آقای قاضی همسرم زن بی درکی است. من برای زندگی مان کار می کنم. برای این که همسرم در رفاه باشد سخت کار می کنم. در اداره ما هرچه بیشتر اضافه کاری کنی، پول خیلی زیادی می گیری.

 

می خواهم سرمایه ای برای آینده زندگی مان جمع کنم تا بتوانیم در آسایش و رفاه زندگی کنیم. ولی او حاضر نیست این مساله را درک کند. مرتب می خواهد به مهمانی برود و از من می خواهد از کارم بزنم. در صورتی که من به فکر آینده زندگی مان هستم.

 

الناز اگر مرا و زندگی مان را دوست داشت، به خاطر چنین مساله ای، پایمان را به دادگاه خانواده باز نمی کرد. مگر می شود کسی از این که شوهرش سخت کار می کند تا درآمد خوبی داشته باشد، عصبانی شود. اگر او زندگی مان و مرا دوست داشت، این مساله را درک می کرد و به خاطر این موضوع جنجال راه نمی انداخت. برای همین من هم دیگر حاضر نیستم در کنار این زن خودخواه زندگی کنم.

 

در پایان نیز قاضی سعی کرد این زوج را از جدایی منصرف کند، ولی وقتی اصرار آنها را دید، رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول کرد و از این زوج خواست در فرصت پیش آمده با یک مشاوره خانواده مشورت کنند تا شاید مشکل شان حل شود.

 

کارنامه
صفحه اصلی گاج مارکت
کلید واژه
دیدگاه‌ها
کاظمی 1400/09/03
اقلایکم به حرف یکدیگه اهمیت بدین به همدیگه احترام بزارین پول خوبه ولی نباید مخل آسایش بشه

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.