2021/10/22
۱۴۰۰ جمعه ۳۰ مهر
دیباچه
رازهای گوهر خیراندیش از سال‌‌ ها بازیگری

رازهای گوهر خیراندیش از سال‌‌ ها بازیگری

گوهر خیراندیش بازیگری را از دوران نوجوانی و شهر شیراز شروع کرد. او ناگفته های زیادی از این همه سال فعالیت هنری دارد.

دوات آنلاین -گوهر خیراندیش متولد اول شهریور سال 1333 است. حتما می دانید که او شیرازی است و فعالیت هنری اش را از دوران دبیرستان در همان شهر شیراز شروع کرد و آشنایی اش با مرحوم جمشید اسماعیل خانی نیز به همان زمان برمی گردد و آنها در همان شیراز با هم ازدواج کردند و فعالیت هنری شان را ادامه دادند تا این که به تدریج به تهران آمدند. اسماعیل خانی روز 18 فروردین سال 1386 همسر، تک پسر و دو دخترش را تنها گذاشت. علت مرگ او سکته قلبی بود. خیراندیش در ادامه سلسله نشست‌های تاریخ شفاهیخانه سینما بخشی از خاطراتش از سال ها بازیگری را بازگو کرد که در ادامه می خوانید.

 

گوهر خیراندیش در آغاز راه بازیگری

ایرنا نوشت: گوهر خیراندیش با بیان اینکه یکی از اولین فیلم‌هایش در سینما شب حادثه نوشته فریدون جیرانی بوده است، اظهارداشت: در این فیلم زنده یاد پرویز پورحسینی نقش همسرم را بازی می‌کرد، سیروس الوند کارگردان و حسین فرح بخش تهیه کنندگی فیلم را برعهده داشتند.

 

وی درباره فیلم روزباشکوه ساخته کیانوش عیاری نیز گفت: اصغر هاشمی که در آن فیلم دستیار کارگردان بود من را برای حضور در روز باشکوه معرفی کرد. در این فیلم علی نصیریان نقش همسر من را بازی می کرد. در خانه‌ای که ما برای فیلمبرداری در آن حضور داشتیم سرداب و جاهای مختلفی وجود داشت که برایم جالب بود و من هر جایی را در آن خانه می‌دیدیم بداهه جملاتی را می‌گفتم و آقای عیاری می‌گفت همین جمله‌ها را جلوی دوربین فیلمبرداری هم بگویم.

 

خیراندیش ادامه داد: کیانوش عیاری در روز باشکوه طوری من را آزاد گذاشت که حس راحتی خوبی داشتم و بیشتر صحنه‌ها را بداهه می‌گفتم و ایشان می‌پسندید. یکی دیگر از خاطرات زیبا در فیلم این بود که زنده یاد «ولی الله خاکدان» طراح صحنه و لباس بود و من و علی نصیریان که بازیگران فیلم بودیم و زمانیکه به مهمانسرای سمنان رسیدیم، کیانوش عیاری به ما خوشامد گفت و پرسید خسته که نشدید و من در پاسخ به او گفتم «من در معیشت آقای نصیریان خسته نمی‌شوم و آقای عیاری گفت البته مَعیت. همانجا به خودم گفتم گوهر اگر کتابی را چاپ کردند فقط همین یک تیراژ در نیامده که تو آنرا بخوانی، تیراژهای مختلف دارد و بهتر است کتاب زیاد بخوانم و همین موضوع موجب شد تا توجهم به ادبیات جلب شود.

گوهر خیراندیش خاطراتش از سال ها بازیگری را بازگو کرد

بانو؛ فیلمی پرخاطره برای گوهر خیراندیش

این بازیگر سینما با بیان اینکه از فیلم «بانو» خاطرات زیادی دارد، گفت: زمانیکه توسط داریوش مهرجویی برای «بانو» انتخاب شدم اسماعیل خلج قصه های تاریخی می‌نوشت که من در آنجا نقش یک زن قدیمی با لباس‌های تاریخی را داشتم که هیچ شباهتی به نقش هاجر در فیلم بانو نداشت. داریوش مهرجویی بازی من را در آن تئاتر دیده بود و به من گفت تو بازیگر خوبی هستی. البته رخشان بنی اعتماد هم به من گفته بود که بازی های من در تئاتر را دیده بود و برای حضور در فیلم‌هایش من را انتخاب کرده بود اما زمانیکه در سینما من را دیده بود که بینی‌ام را جراحی کرده ام منصرف شده بود.

 

خیراندیش درباره فیلم «بانو» خاطرنشان کرد: داریوش مهرجویی نقش هاجر را در این فیلم برای من درنظر گرفت و عبدالله اسکندری گریم صورت من که یک صورت سوخته بود را انجام داد. جالب است بدانید که من در این نقش اصلا به دنبال زیبایی نبودم و سعی می‌کردم زشت‌تر شوم زیرا باید صورت سوخته، موهای وزوزی و دندان‌های زرد می داشتم. داریوش مهرجویی وقتی گریم را دید خوشش آمد. یادم می‌آید عکس گریم من را روی دیوار زده بودند و زنده یاد جمشید اسماعیل خانی وقتی دید به مهرجویی گفت گوهر خیلی زیبا است و نمی‌توانید او را زشت کنید (با خنده).

وی با بیان اینکه قرار بود در بانو به جز«هاجر» نقش دیگری هم داشته باشد، خاطرنشان کرد: زنده یاد ژیلا مهرجویی برای نقش دیگر من در «بانو» مخالفت کرد و می‌گفت نقش دیگر می‌شود همین گوهر خیراندیش فعلی درحالیکه ما می‌خواهیم متفاوت باشد. در این فیلم تورج منصوری فیلمبردار و عزیز ساعتی به عنوان عکاس نیز حضور داشتند. زمانیکه فیلمبرداری شروع شد و زنده یاد عزت الله انتظامی با لحجه ترکی صحبت کرد با خودم گفتم من حتی نمی توانم یک جوک ترکی تعریف کنم و به آقای مهرجویی گفتم من می‌توانم با لحجه شیرازی صحبت کنم و او پذیرفت. درباره نقش و لجه شیرازی از آدم‌های مختلف و حتی مادرم هم پرسیده بودم. شعرهایی شیرازی محلی می‌خواندم و داریوش مهرجویی قبول کرد. یادم می‌آید زمان فیلمبرداری همینکه شروع به خواندن کردم ، داریوش مهرجویی و تورج منصوری خنده‌شان گرفت و بیرون رفتند و یک لحظه متوجه شدم هیچ کسی پشت دوربین نیست.

 

وی درباره فیلم« شیدا» ساخته کمال تبریزی نیز گفت: یادم می‌آید که جایزه بازیگری من در فیلم «بانو» سفر به مکه بود که در این سفر کمال تبریزی هم همراه ما بود. برای حضور درفیلم «شیدا» آقای تبریزی از من و اسماعیل خانی دعوت کرد به دفترش رفتیم و گفت نقش کوتاهی دارم اما شما به خوبی می‌توانید آنرا بازی کنید که من هم پذیرفتم. نقش مادرزن پارسا پیروزفر را داشتم و کمند امیرسلیمانی نقش دخترم را بازی می‌کرد و زنده یاد نادیا دلدار گلچین هم در آن فیلم حضور داشت. با اینکه نقش کوتاه بود اما خاطرات خوبی دارم و آقای تبریزی از من و همسرم در این فیلم خیلی راضی بود.

 

شوهرم با من دعوا کرد

خیراندیش درباره نقش خود در فیلم «ارتفاع پست» ساخته ابراهیم حاتمی کیا نیز توضیح داد: جمشید اسماعیل خانی سر سریال «کت جادویی» رفته بود و من هم با تهیه کننده آن سریال قرارداد بسته بودم و درست در همان زمان فیلمنامه «ارتفاع پست» را برای من آوردند . حبیب رضایی من را در تئاتر «چرخه آتش» که نقش یک زن جنوبی را بازی کرده بودم دیده بودند و انتخاب کرده بود. جمشید اسماعیل خانی با من دعوا کرد که چرا می‌خواهم کت جادویی را کنسل کنم و در «ارتفاع پست» بازی کنم و من به او گفتم این نقش را خیلی دوست دارم و از تهیه کننده کت جادویی می‌خواهم به من اجازه بدهد که ابتدا این فیلم را بازی کنم که در نهایت رفتم و بازی کردم.

 

وی ادامه داد: ابراهیم حاتمی کیا من و لیلا حاتمی را به عنوان نقش اول زن برای فیلم «ارتفاع پست» معرفی کرده بود زیرا حضور من به عنوان مادر در فیلم، نقش پر رنگی بود. یادم می‌آید در جشنواره فیلم فجربرای نقش اول زن به من دیپلم افتخار و سیمرغ را به ترانه علیدوستی برای فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم» دادند که ترانه علیدوستی تواضع نشان داد و بعد از جشنواره برای من یک یادداشت نوشت و به من تبریک گفت و تا به امروز هم نشان داده که دختر بااستعداد و با کمالاتی است. بعد از فیلم «ارتفاع پست» جمشید اسماعیل خانی پذیرفت که من در انتخابم اشتباه نکردم و او فیلمنامه و بازی من را هم دوست داشت. درواقع «ارتفاع پست» برای من سکوی پرتاب بود.

گوهر خیراندیش در عرصه بازیگری چه مسیری را طی کرد

گوهر خیراندیش بعد از سیمرغ چه گفت

وی درباره دریافت سیمرغ برای نقش خود در فیلم «رسم عاشق کشی» نیز گفت: برای ارتفاع پست به من دیپلم افتخار دادند و درست سال بعد برای «رسم عاشق کشی» سیمرغ گرفتم . زمانیکه روی سن رفتم خطاب به جمشید اسماعیل خانی گفتم« جمشید جان بالاخره سیمرغ  را گرفتم» و زمانیکه از سن پایین آمدم ناصر تقوایی و منوچهر اسماعیلی گفتند که از این جمله من گریه شان گرفته بود.

 

خیراندیش در پایان بیان داشت: بعد از«بانو» هیچ نقشی توجهم را مثل «رسم عاشق کشی» جلب نکرد. خسرو معصومی در ابتدا فکر می‌کرد که شاید من از عهده نقش بر نیایم . یکی از صدابرداران به او گفته بود گوهر خیراندیش در تلویزیون دیده شده اما خسرو معصومی من را برای نقش درنظر گرفت.

 

لباس پایزی با سلام
کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.