2021/09/24
۱۴۰۰ جمعه ۲ مهر
دیباچه
درخواست طلاق تازه عروس به خاطر خساست داماد

درخواست طلاق تازه عروس به خاطر خساست داماد

هر چقدر سعی می کردم خودم را کنترل کنم و شوهرم را سر عقل بیاورم اما بی فایده بود. همسرم با رفتارهای بچگانه اش مرا نزد همه به خصوص خانواده ام خجالت زده می کرد و ماجرای زندگی مشترک مان نقل محافل شده بود.

دوات آنلاین -زندگی یک زوج جوان به خاطر رفتارهای عجیب داماد در آستانه جدایی قرار گرفت. مرد جوان که در دوران نامزدی حتی از خرید یک شارژ 2 هزار تومانی برای نامزدش خودداری می کرد و آن را وظیفه پدرش می دانست با ادامه این کار همسرش را ناراحت و راهی دادگاه خانواده کرد.

 

خراسان نوشت: بنا بر اظهارات زن جوان ماجرا از این قرار است که سنگ بنای ازدواج زوج جوان از سوی خانواده ها به شکل سنتی گذاشته شد. خانواده دختر بدون تحقیقات لازم بنابر آشنایی قدیمی جواب مثبت به خواستگار می دهند. دختر جوان زمانی که با خوشحالی لباس عروس پوشید اصلا خبر نداشت پای سفره عقد با مردی می نشیند که حساب و کتابش پراز خطاست.

 

خساست داماد

داماد جوان طرز فکر عجیبی داشت و به جای ثبت لحظات خوش و خرید کادو مدام بر طبل خساست می کوبید و می گفت: هزینه تفریح و سایر کارها در دوران نامزدی بر عهده پدرزن است. اولین شوک را داماد جوان روزی که با نامزدش به بازار رفته بودند، به عروس وارد و زمان بازگشت به خانه موقع پرداخت کرایه تاکسی فقط هزینه خودش را پرداخت می کند و بعد از آن منتظر پرداخت بقیه کرایه از سوی نامزدش می شود که این ماجرا عروس را میخکوب می کند. کشمکش بین زوج جوان از آن لحظه به بعد آغاز و زندگی آن ها وارد چالش جدی می شود.

 

عروس جوان دل شکسته می گوید: من خوش خیال فکر می کردم با یک مرد روشنفکر ازدواج کرده ام چون ظاهر همسرم این را نشان می داد اما بعد فهمیدم ظاهرش با باطنش از زمین تا آسمان فرق می کند.

 

در دوران نامزدی روزی موقع بازگشت به خانه نامزدم با رفتار نامتعارفش برای پرداخت نکردن کرایه تاکسی به من شوک وارد کرد و گیج شده بودم که این کار شوهرم از سر شوخی بود یا جدی. مدام با خودم می گفتم شاید این کار  را برای شوخی ماندگار انجام داده است اما این خیال واهی بود.

 

تقاضای شارژ

روزی چند بار از نامزدم تقاضای خرید یک شارژ 2 هزار تومانی کردم اما هر بار او به بهانه ای طفره رفت و من به خیال این که شاید مشتری زیاد دارد، جدی نگرفتم. روزی که با دوستم و نامزدم برای تفریح بیرون رفته بودیم هنگام حساب کردن هزینه خوراکی ها در کمال تعجب او از من تقاضای کارت عابر بانکم را کرد. وقتی فهمید از این کارش متعجب شده ام، پاسخ داد که در دوران نامزدی او وظیفه ای در قبال تامین هزینه هایم ندارد و این کار وظیفه پدرم است، بعد از شنیدن این جملات نمی دانستم چه واکنشی نشان بدهم. مدتی با او قهر کردم اما با پادر میانی بزرگ ترها آشتی کردم.

 

شروع زندگی مشترک

با اصرار خانواده ها برای حل مشکلات، زندگی مشترک مان را زیر یک سقف آغاز کردیم اما اوضاع بهتر نشد و چهره واقعی همسرم بیشتر از قبل نمایان شد. همسرم با رفتارهای زننده اش هر بار من را بیشتر حیرت زده می کرد و حتی می گفت که اگر هفته ای بیش از یک بار به خانه پدرم بروم باید هزینه آن را پدرم پرداخت کند.

 

هر چقدر سعی می کردم خودم را کنترل کنم و همسرم را سر عقل بیاورم اما بی فایده بود. همسرم با رفتارهای بچگانه اش مرا نزد همه به خصوص خانواده ام خجالت زده می کرد و ماجرای زندگی مشترک مان نقل محافل شده بود. هر بار که به خاطر رفتارهای دور از عقل و انصاف همسرم با حالت قهر خانه را ترک می کردم اما دوباره با پا درمیانی بزرگ ترها به خانه بر می گشتم. کاش در همان دوران نامزدی از خواب غفلت بیدار می شدم تا این روزهای حقیرانه را تجربه نکنم. همسرم اصرار داشت به خاطر این که خانه ما متعلق به پدرش است، دستورات او را اجرا کنم تا مبادا دلخوری پیش بیاید و مجبور شویم خانه اجاره کنیم. بعد از گذشت یک سال از زندگی مشترک مان وقتی دیدم رفتار زشت و خساست همسرم اصلاح نمی شود، صبرم لبریز شد و به دادگاه خانواده آمدم تا هر چه زودتر از این زندگی خلاص شوم.

 

حراج اول ماه اسنپ مارکت
پوشاک با سلام
کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.