2021/08/01
۱۴۰۰ يکشنبه ۱۰ مرداد
پوشاک با سلام
پسر بوکسور چرا عمه اش را کشت

پسر بوکسور چرا عمه اش را کشت

عمه ام عصبانی شد و یک سیلی به صورتم زد. با این سیلی انگار همه دنیا برایم سیاه شد. از او انتظار این رفتار را نداشتم که او را هل دادم و وقتی روی زمین افتاد دستانم را دور گردنش انداختم و فشار دادم.

دوات آنلاین -پسر بوکسور که در درگیری عمه تنهایش را به قتل رسانده بود در دادگاه مدعی شد که پس از خوردن قرص مرتکب قتل شده است. در جلسه دادگاه اولیای دم برای نوه خطاکارشان درخواست قصاص دادند.

 

به نوشته جوان، ۲۳ تیر سال ۹۹ ماموران کلانتری ۱۳۰ نازی آباد از کشف جسد زن میانسالی به نام توران در منزل مسکونی اش باخبر و راهی محل شدند.

 

با حضور ماموران در محل، جسد زن میانسال در حالی که خانه را بوی شدید گاز فرا گرفته بود، با فرضیه گاز گرفتگی به پزشکی قانونی فرستاده شد و تحقیقات در این زمینه آغاز شد.

 

یکی از بستگان توران که در محل حاضر بود و ماموران را باخبر کرده بود، گفت: توران چند سال قبل طلاق گرفته بود و تنها زندگی می کرد به همین خاطر هر از گاهی به او سر می زدم. آخرین بار وقتی با او تماس گرفتم پاسخی نشنیدم از نگرانی مقابل در خانه اش رفتم و هر چه در زدم کسی در را باز نکرد، اما کفش های توران مقابل در بود. پس از این همسایه ها را خبر کردم و با کمک آنها در را باز کردم و با جسد توران روبه رو شدم که روی زمین افتاده بود.

 

قتل

همزمان با ادامه تحقیقات درباره این حادثه کارشناسان پزشکی قانونی در گزارشی اعلام کردند زن میانسال بر اثر فشار بر عنصر حیاتی گردن و شکستگی گردن کشته شده است.

 

با اعلام نظریه پزشکی قانونی فرضیه گاز گرفتگی کنار رفت و پرونده با موضوع قتل عمد در دستور کار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.

 

بازداشت قاتل در مراسم خاکسپاری

بدین ترتیب ماموران پلیس تحقیقات خود را برای شناسایی و دستگیری قاتل آغاز کردند تا اینکه دریافتند برادرزاده ۲۴ساله مقتول به نام کامران که او هم فرزند طلاق است به خانه ععه اش رفت و آمد داشته و روز حادثه هم در آنجا دیده شده است.

 

سپس ماموران پلیس کامران را در حالی که در مراسم خاکسپاری مقتول بود بازداشت کردند.

 

متهم به پلیس آگاهی منتقل شد و در بازجویی ها به قتل عمه اش اعتراف کرد و گفت: بعد از جدایی پدر و مادرم همراه پدرم بودم و با او زندگی می کردم. او فلج بود و وضع مالی خوبی نداشت. از طرفی پدربزرگم همه اموالش را به نام عمویم زده بود اما عمویم حق پدرم را نمی داد. همین موضوع باعث شد کینه به دل بگیرم و رابطه خوبی با عمویم نداشته باشم.

 

متهم ادامه داد: با عمویم مشکل داشتم اما ربطه ام با عمه ام خوب بود به همین خاطر شبها به خانه او می رفتم و گاهی اوقات تا صبح بیدار بودیم و با او درددل می کردم.

 

متهم در حالی که گریه می کرد، گفت: مدتی قبل از حادثه با دختر جوانی در اینستاگرام آشنا شدم. این رابطه ادامه داشت و من به او دروغ گفته بودم پسر پولداری هستم و به همین خاطر هر بار برای ملاقات با او یک خودروی گرانقیمت کرایه می کردم و سر قرار می رفتم تا اینکه یک روز دختر متوجه شد خودروها متعلق به من نیست و فهمید وضع مال خوبی ندارم. همین باعث شد رابطه اش را با من قطع کند. این موضوع خیلی مرا ناراحت کرد چون او را دوست داشتم و طاقت دوری او را نداشتم.

 

متهم در خصوص شب حادثه گفت: آن شب وقتی به خانه عمه ام رفتم مثل همیشه با او درددل کردم و گفتم از اینکه شرایط مالی خوبی ندارم ناراحتم. سپس به عمو و پدربزرگم بدگویی کردم. عمه ام با شنیدن توهین های من عصبانی شد و به صورتم سیلی زد. از او توقع نداشتم و به خاطر شرایط روحی ام عصبانی شدم و کار به درگیری کشید، در آن درگیری از آنجایی که کنترل اعصابم را از دست داده بودم او را خفه کردم.

 

متهم بعد از بازسازی صحنه جرم راهی زندان شد و پرونده بعد از صدور وی بعد از تعیین شعبه در وقت رسیدگی مقابل هیات قضایی یکی از شعبات دادگاه قرار گرفت.

 

درخواست قصاص

بعد از اعلام رسمیت جلسه از سوی ریاست دادگاه، اولیای دم که پدر و مادر مقتول بودند درخواست قصاص کردند و گفتند با گذشت یکسال از فوت دخترشان، هنوز باور ندارند که نوه شان قاتل است.

 

در ادامه متهم که از زندان به دادگاه اعزام شده بود به دستور ریاست دادگاه در جایگاه قرار گرفت. او در حالی که اشک می ریخت گفت: من بچه طلاق و از مادرم دور بودم در آن شرایط هیچ کس به اندازه عمه ام کنار من نبود و من او را خیلی دوست داشتم. باور کنید هرگز راضی به مرگش نبودم و این حادثه خیلی اتفاقی بود.

 

او در ادامه گفت: آن شب به یک پارتی شبانه دعوت شده بودم به همین خاطر همراه دوستی به خیابان ناصر خسرو رفتیم و چند قرص روانگردان خریدیم وقتی به خانه برگشتیم همراه دوستم آن قرص را خوردیم تا اینکه تماس گرفتند و گفتند مهمانی لغو شده است حال خوبی نداشتم به همین خاطر تصمیم گرفتم تنها نمانم که با عمه ام تماس گرفتم و شب را به خانه او رفتم.

 

متهم در خصوص قتل گفت: شب در اثر خوردن قرص عصبی بودم و شرایط عادی نداشتم. وقتی سر صحبت را با عمه ام باز کردم به او گفتم عامل همه این بدبختی ها عمو و پدربزرگم هستند. بعد از آن از پدربزرگم گله کردم و گفتم او نباید حق پدرم را ضایع می کرد و آنچه که حق او بود را به عمویم می بخشید. بعد از آن حرف ها از شدت عصبانیت به عمو و پدربزرگم ناسزا گفتم. عمه ام از حرفم ناراحت شد و از من خواست آرام باشی، اما من که کنترل اعصایم را از دست داده بودم دوباره فحاشی کردم به همین خاطر عمه ام عصبانی شد و یک سیلی به صورتم زد. با این سیلی انگار همه دنیا برایم سیاه شد. از او انتظار این رفتار را نداشتم که او را هل دادم و وقتی روی زمین افتاد دستانم را دور گردنش انداختم و فشار دادم.

 

متهم که گریه امانش نمی داد، گفت: قبل از حادثه بوکسور بودم و دستان قوی داشتم به همین خاطر وقتی دستانم را دور گردن عمه ام حلقه کردم او خفه شد آن لحظه اصلا در حال خودم نبودم به همین خاطر وقتی به خودم آمدم متوجه شدم کار از کار گذشته و او نفس نمی کشد. آنجا بود که از ترس برای گمراه کردن پلیس شیر گاز را باز گذاشتم و طوری صحنه سازی کردم که همه فکر کنند او بر اثر گازگرفتگی فوت کرده است. حالا پشیمانم و روز و شب به عمه ام فکر می کنم و خیلی احساس تنهایی می کنم. نمی دانم بدون او چطور زندگی کنم و با تنهایی هایم چکار کنم.

 

در پایان هیئت قضایی جهت صدور رای وارد شور شد.

 

لوازم آشپزخانه کالا و ما
بنر خانومی
کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.