2021/04/20
۱۴۰۰ سه شنبه ۳۱ فروردين
درخواست طلاق بعد از افشای پنهانکاری نوعروس

درخواست طلاق بعد از افشای پنهانکاری نوعروس

یک روز برای کاری ضروری به شرکت همسرم رفتم. آنجا بود که به شدت شوکه شدم. در محل کارش دو سه نفر آقا بودند که اتفاقا روابط بسیار صمیمی با همسرم داشتند.

دوات آنلاین -دروغ نازیلا به شوهرش در نهایت برای او دردسرساز شد. وقتی ساسان فهمید نازیلا همکاران مرد هم دارد آنقدر عصبانی شد که در نهایت پای این زوج جوان به دادگاه خانواده تهران کشیده شد. این زوج پس از پنج ماه زندگی مشترک درنهایت هفته گذشته راهی دادگاه خانواده تهران شده و درخواست طلاق دادند.

 

دروغگویی زن جوان

به نوشته تپش جام جم مرد جوان وقتی مقابل قاضی دادگاه خانواده قرار گرفت، درباره ماجرای زندگی اش گفت: همسرم یک دروغگوست و دیگر به او اعتماد ندارم. پنج ماه پیش با نازیلا ازدواج کردم. ما در یک مهمانی با هم آشنا شدیم و پس از مدت کوتاهی تصمیم به ازدواج گرفتیم. در دوران آشنایی او به من گفت در یک شرکت کار پیدا کرده است. وقتی در مورد محیط کارش با او صحبت کردم گفت یک شرکت خصوصی است و تمام همکارانش خانم هستند. من مشکلی با کار کردن همسرم نداشتم. نمی دانم چرا چنین دروغی به من گفت. مدیرعامل شرکت هم یک خانم بود و وقتی با نازیلا تماس می گرفت، مطمئن شدم او حقیقت را گفته است. اما بعد از پنج ماه زندگی مشترک، یک روز برای کاری ضروری به شرکت همسرم رفتم. آنجا بود که به شدت شوکه شدم. در محل کارش دو سه نفر آقا بودند که اتفاقا روابط بسیار صمیمی با همسرم داشتند. خیلی شوکه شدم. من مشکلی با این قضیه نداشتم. بالاخره محیط کار است و ممکن است همکار جنس مخالف وجود داشته باشد. من هم در محل کارم همکار خانم دارم. ولی نمی دانم چرا نازیلا به من چنین دروغی گفت. وقتی این موضوع را متوجه شدم دیگر نتوانستم به او اعتماد کنم. نازیلا هر شب که به خانه می آمد از شوخی ها و خاطرات محل کارش می گفت. در صحبت هایش هم مدام تاکید می کرد همه خانم هستیم و می توانیم راحت باشیم. در صورتی که اگر از اول چنین دروغی به من نمی گفت، هیچ مشکلی نداشتم. هنوز هم نمی دانم چرا نازیلا از روز اول به من دروغ گفت.

 

وقتی او بی دلیل چنین دروغ می گوید، در مواقع دیگر هم دروغ هاى بزرگتری می گوید. از وقتی این موضوع را فهمیدم شوكه ام. دیگر به نازیلا اعتماد ندارم. خیلی با خودم کلنجار رفتم. ولی نتوانستم با این قضیه کنار بیایم زندگی من و ناریلا آینده خوبی نخواهد داشت و دیگر نمی توانیم کنار هم زندگی کنیم. برای همین تصمیم گرفتم برای همیشه از این زن دروغگو جدا شوم چون می دانم در آینده نیز در زندگی با او با مشکل مواجه می شوم.

 

توضیحات زن جوان

در ادامه همسر این مرد نیز به قاضی گفت: آقای قاضی من فقط برای اینکه شوهرم نسبت به محیط کارم حساس نشود، به او گفتم در محل کارم هیچ مردی نیست. از رفتارهای ساسان فهمیدم او نسبت به این مساله حساس است. نمی خواستم کارم را از دست بدهم براى همین به او چنین دروغی گفتم. البته از روز اول حرفم دروغ نبود. در شرکت ما همه همکاران خانم بودند. تازه این اواخر چند مرد به محل کارم اضافه شده اند. من هم گفتم اگر نگویم بهتر است. اما ساسان فهمید و همه پیر خراب شد. قصدم دروغگویی و پنهان کاری نبود.

 

در پایان قاضی سعی کرد این زوج را از جدایی منصرف کند، ولی وقتی اصرار آنها را دید ادامه رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول کرد.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها
ناشناس 1399/12/13
ساسان هنوز مزه فقر و بی پولی را نچشیده! بهتره با همسرش کنار بیاد و هردو بهم قول بدهند دیگر دروغ نگویند!

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.