2020/08/10
۱۳۹۹ دوشنبه ۲۰ مرداد
مرد رمال چگونه طعمه‌هایش را اغفال می‌کرد

مرد رمال چگونه طعمه‌هایش را اغفال می‌کرد

پسر جوان بیکار و بیسواد وقتی می بیند بازار رمال ها و دعانویس ها با ساده لوحی برخی ها سکه شده فکر شیطانی به سرش می زند.

دوات آنلاین-یک دعانویس که با نوشته های دروغ مثلاً اقدام به دور کردن شیاطین از بیماران و رفع مشکل آن ها می کرد، دستش رو شد.

 

پسر جوان شیادی که با الفاظ فریبنده در قبال گرفتن مبالغ زیادی از مراجعه کنندگان کلاهبرداری می کرد با هوشیاری یک نفر دستش رو شد. ماجرا از این قرار است که پسر جوان بیکار و بیسواد وقتی می بیند بازار رمال ها و دعانویس ها با ساده لوحی برخی ها سکه شده فکر شیطانی به سرش می زند.

 

او با همدستی یک فرد دیگر و مدیر برنامه هایش در نقش یک دعانویس قهار ظاهر می شود و شروع به نوشتن دعا و رمالی می کند. دعا نویس شیاد در آغاز کارش در قبال گرفتن مبلغ ناچیزی دعای مدنظر مراجعه کنندگان را به آن ها می دهد تا پس از رونق گرفتن کار و بارشان مبلغ درخواستی اش را زیاد کند. این ماجرا مدتی ادامه پیدا می کند تا این که روزی فردی به اتفاق دوستش برای بهتر شدن روابط زناشویی اش به او مراجعه می کند. مراجعه کننده بعد از پرداخت مبلغ زیادی دعای مدنظرش را می گیرد و به خیال بهبودی روابطش راهی خانه می شود.

 

بعد از گذشت مدتی نه تنها رابطه زن و شوهر بهتر نمی شود بلکه برعکس هر روز رو به وخامت می رود تا این که دوست مرد فریب خورده به ماجرا مشکوک و شخصاً وارد عمل می شود که ببیند دعانویس چه دعایی در برگه ها می نویسد.

 

وی می گوید: روزی که به همراه دوستم به منظور گرفتن دعا برای بهبود روابط زناشویی اش به مرد دعانویس مراجعه کردیم به رفتارهای او مشکوک شدم. بعد از این که دیدم اختلافات دوستم با زنش با وجود گرفتن دعا رفع نشد، برای گرفتن یک دعای دیگر به دعانویس مراجعه کردم. دعانویس شیاد از من خواست چند دقیقه بیرون باشم و به او مهلت دهم تا دعاها را آماده کند. بعد از گذشت مدتی، مرد جوان چند تکه کاغذ را به من داد و گفت: یکی را دور بازوی شخص مقابل ببند، دیگری را آتش بزن و آخری را در آب حل کن و به خورد طرف مقابل بده تا دعا عمل کند. فرد حیله گر خیلی اصرار و تاکید کرد که به هیچ وجه نباید دعاها باز و خوانده شود وگرنه شخص دچار دردسر می شود و اجنه او را اذیت می کنند.

 

بعد از خروج از خانه دعانویس کاغذها را باز کردم و از تعجب میخکوب شدم. روی هر کدام از کاغذها شعارهایی مانند «مرگ بر آمریکا» نوشته شده بود. با دیدن آن ها از شدت عصبانیت سریع به خانه دعانویس حیله گر برگشتم. وقتی فرد شیاد متوجه ماجرا و رو شدن دستش شد با التماس از من خواست در قبال عودت پولم او را لو ندهم.

 

مرد شیاد اظهار می کرد که مراجعه کنندگان خودشان مقصر هستند چون با گرفتن دعاهای وی که به خاطر بی سوادی اش قلابی بودند، به خود تلقین می کردند و حتی گاهی انعام هم می دادند. مرد جوان شیاد قول داد از این کار دست بکشد و راه درست را در پیش بگیرد.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.