2020/05/26
۱۳۹۹ سه شنبه ۶ خرداد
اعترافات مردی که زن و دخترش را کشت

اعترافات مردی که زن و دخترش را کشت

متهم: روز حادثه کمی دیر به خانه برگشتم. همین موضوع باعث عصبانیت همسرم شد. او شروع به بهانه گیری کرد و...

دوات آنلاین-مرد میانسالی که از یک سال قبل به اتهام قتل همسر و دختر ۱۳ساله اش در بازداشت به سر می برد، روز گذشته در جلسه دادگاه ماجرا را شرح داد.

 

به گزارش روزنامه جوان ۱۹ مرداد ماه سال ۹۸ به مأموران کلانتری ۱۳۳ شهرزیبا خبر رسید مادر و دختری در یکی از خانه های محل به قتل رسیده اند.

 

با حضور پلیس در محل مشخص شد که سارا ۴۸ ساله و آرزو 13 ساله بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن به کام مرگ رفته‌اند. با انتقال اجساد به پزشکی قانونی، پدر خانواده که رضا نام داشت در توضیح به مأموران گفت: «کارمند شرکت خودروسازی هستم. از محل کارم ۱۰روز مرخصی گرفته بوده و قرار بود همراه خانواده ام اول به خانه خواهرم در تبریز برویم و از آنجا به ترکیه سفر کنیم. روز حادثه چمدان هایمان را بسته بودیم و آماده سفر بودیم اما وقتی از محل کار به خانه برگشتم یک باره از محل کارم تماس گرفتند و قرار شد برای یک جلسه فوری به محل کارم برگردم. به محل کارم رفتم، ساعتی بعد شماره خانه را گرفتم اما کسی جواب نداد حتی همسرم تلفن همراهش را نیز پاسخ نمی داد. نگران شدم و با برادرم تماس گرفتم که به خانه مان سر بزند. وقتی برادرم به خانه‌مان رفته بود، در خانه باز و کلید هم روی قفل در جا مانده بود. او وقتی وارد خانه شده بود وسایل خانه به هم ریخته بود و اجساد همسر و دخترم نیز در اتاق خواب روی زمین افتاده بود. بلافاصله خودم را به خانه رسانده و با پلیس تماس گرفتم.

 

با ثبت این توضیحات، تحقیقات در این زمینه ادامه داشت و از آنجا که به هم ریختگی خانه ساختگی به نظر می رسید، فرضیه قتل از سوی فرد یا افرادی آشنا قوت گرفت تا اینکه رضا بعد از سه روز به قتل همسر و دخترش اعتراف کرد.

 

متهم بعد از بازسازی صحنه جرم راهی زندان شد و پرونده بعد از صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

 

صبح دیروز متهم از زندان اعزام و در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شد. ابتدای جلسه پدر و مادر همسر متهم درخواست قصاص کردند.

 

در ادامه مرد میانسال در جایگاه قرار گرفت و با اقرار به جرمش در شرح ماجرا گفت: «همسرم دختر خاله ام بود. ما سال ۷۸ باهم ازدواج کردیم و زندگی خوبی داشتیم. تنها مشکل ما این بود که بچه دار نمیشدیم تا اینکه بعد از گذشت ۱۰ سال با تلاش پزشکان و صرف هزینه های زیاد صاحب فرزند دختر شدیم، همسر و دخترم همه زندگی ام بودند فقط گاهی مثل همه زن و شوهرها درگیری های جزئی داشتیم.»

 

متهم ادامه داد: «روز حادثه کارم در اداره طول کشید و کمی دیر به خانه برگشتم. همین موضوع باعث عصبانیت همسرم شد. او شروع به بهانه گیری کرد اما من اهمیتی ندادم و به اتاق رفتم تا چمدان ها را بردارم و داخل صندوق عقب ماشین بگذارم اما او به اتاق آمد و مرا هل داد. سپس شروع به فحاشی کرد. خواستم او را ساکت کنم به همین خاطر دستم را روی دهانش گذاشتم که یکباره متوجه شدم نفس نمی کشد. همان لحظه دخترم وارد اتاق شد و شروع به جیغ زدن کرد. نمی خواستم جسد مادرش را ببیند، به همین خاطر دستم را روی دهانش گذاشتم و او را داخل اتاقش بردم که او هم از نفس افتاد. از ترس وسایل خانه را به هم زدم تا پلیس را گمراه کنم.»

 

در پایان هیئت قضایی وارد شور شد.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.