2020/09/25
۱۳۹۹ جمعه ۴ مهر
زندگی سیاه در خانه شوهر دوم

زندگی سیاه در خانه شوهر دوم

با ازدواج زورکی خیری از سایه سرم ندیدم. همسر دومم من را به شدت کتک می زد و بعد از آن به جان بچه ها می افتاد و...

دوات آنلاین-کشتی زندگی اش با ازدواج مجدد به ساحل امن نرسید. زن جوان قربانی توطئه برادرش شد و در دام یک مرد بی مسئولیت دیگر افتاد و گرفتار امواج متلاطم مشکلات شد. از همسران و به اصطلاح دو تکیه گاهش جز ناراحتی چیزی نصیب اش نشد و هر بار شانه های نحیف اش زیر ضربات سنگین بی مسئولیتی آن ها خم شد.

 

بنا بر اظهارات زن جوان، ماجرا این گونه است که وی بعد از ازدواج اولش دچار مشکلات عدیده ای می شود. همسرش بیکار و خلافکار بود. بعد از گذشت مدتی تا چشم باز می کند خود را در مقام مادر می بیند و علاوه بر همسرداری بچه داری نیز به وظایف او اضافه می شود.

 

تصمیم برای طلاق

بعد از گذشت سال ها از زندگی مشترک شان زن جوان وقتی می بیند آینده روشنی ندارد و زندگی اش در حال سقوط است تصمیم می گیرد با گرفتن حضانت تنها فرزندش از قطار زندگی مشترکش پیاده شود تا شاید آینده اش از غبار و مه در آید. زن جوان بعد از آن زندگی مجردی را در کنار برادرش که اخلاقش بدتر از شوهر سابقش بود در پیش می گیرد و بعد از مدت کوتاهی دوباره زندگی اش بر مدار ناملایمات می افتد. برادر زن جوان که به مواد صنعتی اعتیاد داشت و دستش با آدم های خلافکار در یک کاسه بود، پا جای پای داماد سابق شان می گذارد. برادر معتاد مدام برای امرارمعاش و تأمین مخارج موادش از دوستش که یک قاچاقچی است مواد و پول قرض می گیرد و هر بار برای بازپرداخت آن وعده سرخرمن می دهد.

 

بعد از مدتی برادر زن جوان چوب خطش نزد دوست قاچاقچی اش پر می شود و تحت فشار قرار می گیرد. این ماجرا مدتی ادامه پیدا می کند تا این که روزی متوجه می شود دوست قاچاقچی اش که به واسطه خلاف هایش از همسرش جدا شده قصد ازدواج دارد و فکر شیطانی به سرش می زند تا به نوعی در قبال جوش دادن یک وصلت، هم قرض هایش را صاف کند و هم به نان و نوایی برسد.

 

ازدواج دوم با اجبار برادر

برادر معتاد از خواهرش می خواهد به عقد دوستش در بیاید اما او مقاومت می کند تا این که با زور و تهدید، زن جوان را پای سفره عقد می نشاند. بعد از ازدواج، زن جوان با خود فکر می کند شاید شوهر دومش کمی بهتر از همسر سابقش باشد اما این خیالی بیش نبود. شوهر دومش نه تنها بی مسئولیت بود بلکه دست بزن هم داشت و از همه بدتر فرزند زنش را با سیخ داغ می کرد تا همسرش از نافرمانی دست بکشد. زن جوان تا به خودش می آید می بیند از شوهر دومش هم صاحب فرزند شده است.

 

زن جوان می گوید: با ازدواج زورکی هم خیری از سایه سرم ندیدم چون برعکس شوهر سابقم، همسر دومم من را به شدت کتک می زد و بعد از آن به جان بچه ها می افتاد. هر بار بعد از این ماجرا وقتی می خواستم از زندگی شوهرم بیرون بیایم برادر بی رحمم از ترس بدهی اش از من می خواست هر طور شده با همسرم کنار بیایم وگرنه روزگار او سیاه خواهد شد. برادرم برای راضی کردن من پول زیادی از شوهرم گرفته و علاوه بر آن جیره رایگان ماهانه موادش را هم به بندهای دیگر قراردادش اضافه کرده بود.

 

وقتی دیدم بعد از گذشت چندین سال جز خفت و خواری چیزی از شوهر دومم نصیب ام نمی شود با وجود تهدید و همچنین فشارهای برادرم تصمیم گرفتم به دادگاه خانواده بیایم تا با شکایت از شوهر بی رحمم و برادر شرورم و با گرفتن حضانت فرزندانم دوباره زندگی مجردی را در پیش بگیرم تا حداقل شب ها بدون ضرب و شتم و فحاشی سر بر بالین بگذارم.  

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.