2020/02/27
۱۳۹۸ پنج شنبه ۸ اسفند
قتل همسر به‌خاطر غذا خوردن

قتل همسر به‌خاطر غذا خوردن

مرد مسن همسرش را کشت چون اجازه نمی‌داد ته‌دیگ و غذاهای سفت بخورد چرا که این غذاها باعث دل‌درد او می‌شد.

دوات آنلاین-مرد میانسال که مادرش به دست پدرش کشته شده است هرچند پذیرفت اعلام گذشت کند اما خواست که پدرش دیگر به او نزدیک نشود.

 

متهم که مردی حدود 80 ساله است همسرش را به خاطر خوراکی به قتل رساند. او روز دوشنبه در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت.

 

متهم که با عصا در دادگاه حاضر شده‌بود ادعا کرد پسر و همسرش زندگی را برای او تلخ کرده‌ بودند و به همین دلیل مرتکب قتل شد.

 

وقتی نوبت به مرد میانسال که تنها ولی‌دم پرونده بود رسید او گفت: پدرم بسیار مرد بداخلاقی بود هنوز جای سیلی‌هایی که به صورت من زده درد می‌کند من تنها فرزند خانواده بودم اما او همیشه من را کتک می‌زد مادرم را اذیت می‌کرد. وقتی من بزرگ شدم برای خودم زندگی درست کردم پدرم دیگر زورش به من نمی‌رسید اما  مادرم خیلی از طرف پدرم اذیت می‌شد. یک هفته قبل از حادثه از پدرم خواستم تا خانه را بفروشد تا دو آپارتمان بخریم در یکی مادرم زندگی کند و یکی هم خودش تا دیگر با هم دعوا نکنند اما پدرم قبول نکرد هرچه التماس کردم قبول نکرد.

 

او درباره علت قتل مادرش گفت: پدر و مادرم خیلی با هم دعوا می‌کردند آنها از جوانی با هم دعوا می‌کردند این اواخر پدرم دندان نداشت اما غذاهایی می‌خورد که نیاز به جویدن داشت وقتی نمی‌توانست بجود دل درد می‌گرفت داد و فریاد می‌کرد و مادرم می‌گفت فریاد نزن آبرویمان جلوی همسایه‌ها می‌رود. برای اینکه پدرم مریض نشود و داد نزدند مادرم نمی گذاشت غذا و خوراکی سفت بخورد. پدرم ته‌دیگ می‌خورد سیب می‌خورد و اینها را نمی‌توانست بجود و بعد دل درد شدیدی می‌گرفت. آخرین درگیری آنها به خاطر همین مساله بود.

 

این مرد ادامه داد: من نمی‌توانم قبول کنم که پدرم آزاد شود. او از کودکی من را اذیت کرد وقتی کودک بودم کپسول گاز که تمام می‌شد پدرم می‌گفت به من ربطی ندارد من کپسول را روی دوشم می‌گذاشتم و کیلومترها می‌رفتم تا پر کنم اما پدرم حاضر نبود کمک کند او حتی با ماشین من را به مغازه نمی‌رساند. من را کتک می‌زد چنان به صورتم سیلی می‌زد که هنوز هم وقتی یادم می‌افتد صورتم می‌سوزد. بعد هم من را با جسد  مادرم روبه‌رو کرد.

 

به حرمت نام پدر ببخش

قاضی دادگاه از او خواست که بیشتر فکر کند و گفت  اگر نبخشی قطعا رنجی که تحمل میکنی بیشتر خواهد شد. قاضی به مرد جوان چند دقیقه‌ای فرصت داد تا بیشتر فکر کند. 

 

چند دقیقه بعد مرد میانسال قبول کرد دیه درخواست کند و قصاص نخواهد. اما گفت: من درخواست دارم در رای دادگاه قید شود پدرم دیگر هرگز به سراغ من و اعضای خانواده‌ام نیاید.

 

سپس متهم در جایگاه قرار گرفت او گفت: پسرم و همسرم خیلی من را اذیت می‌کردند آنها اجازه نمی‌دادند که غذا بخورم دوماه بود من را در تحریم نگه داشته بودند می‌گفتند صدای تلویزیون را بلند نکن همسایه‌ها می‌شنوند. می‌خواستم غذا بخورم می‌گفتند سر یخچال نرو. برای من زندان درست کرده بودند من تحمل وضعیت را نداشتم. حالا که پسرم گذشت کرده من نمی‌خواهم در زندان هم بمانم می‌خواهم بیرون باشم و زندگی کنم. من را دیوانه کرده بودند وگرنه زنم را نمی‌کشتم.

 

در پایان قضات وارد شور شدند و متهم را به 10 سال حبس محکوم کردند.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.