2020/09/30
۱۳۹۹ چهارشنبه ۹ مهر
درخواست طلاق از شوهر خرافاتی

درخواست طلاق از شوهر خرافاتی

زن جوان: یک روز که خواستم اتاق همسرم را تمیز کنم با بوی بسیار بدی مواجه شدم. وقتی بررسی کردم دیدم رختخواب آغشته به ادرار است،

دوات آنلاین-مرد خانواده به شدت خرافاتی است و بابت همین ماجرا مدام با رمال و دعانویس سر و کار دارد تا به خیالش رونقی به کسب و کار خود بدهد و سر همین موضوع اتفاقات ناخوشایندی  برای زن و پسر خردسالش رخ می دهد.

 

به گفته همسر این مرد، شوهرش در خانه با او حرف نمی زد، مدام با تلفن همراهش در حال صحبت بود، برنامه ای برای گفت و گو و مسافرت نداشت و غرق در خرافاتش بود. زن که به شدت از خلأ عاطفی در خانه رنج می برد فقط به خاطر پسر خردسالش همه این رنج ها را تحمل می کند تا مبادا پناهگاه امن فرزندش خراب شود و به دست نامادری بیفتد.

 

شوهرش بابت خرافاتی بودن پایش را از گلیم اش فراتر می گذارد و روزی با ریختن ادرار بچه روی رختخواب می خواهد طلسم کسب و کارش را بشکند که همین ماجرا باعث درگیری شدید او با همسرش می شود.

 

زن جوان می گوید: علاوه بر همسرم خانواده اش هم به شدت خرافاتی بودند و همه چیز را ناشی از طلسم بخت و اقبال شان می دانستند و بابت همین مدام در حال رفت و آمد نزد دعا نویس بودند.

 

همسرم هم با این طرز تفکر بزرگ شده بود و من را آزار می داد. او بعد از بازگشت از سرکار مستقیم به اتاقش می رفت و با تلفن اش صحبت می کرد و همان جا هم تنها می خوابید.

 

این ماجرا ادامه داشت تا این که یک روز که خواستم اتاق همسرم را تمیز کنم با بوی بسیار بدی مواجه شدم. وقتی بررسی کردم دیدم رختخواب آغشته به ادرار است، بدون این که درباره چگونگی علت این اتفاق از همسرم سوال کنم آن را سریع شستم و در آفتاب پهن کردم. شب زمانی که همسرم از سر کار به خانه برگشت مستقیم داخل اتاقش رفت و بعد از چند لحظه عصبانی بیرون آمد و سراغ پتوی کثیف و نجس را گرفت. من که متعجب شده بودم در جوابش گفتم آن را شستم و پهن کردم.

 

شوهرم با شنیدن این جمله انگار خبر ورشکستگی اش را شنیده بود، چنان با عصبانیت به جانم افتاد و کتک ام زد که رگ گردنم پاره شد و سر این اتفاق گردنم مشکل پیدا کرد. بعد از گذشت چند روز از درمانم متوجه شدم پتوی آغشته به ادرار برای شکستن طلسم بود که همسرم ادرار را با هزینه گزاف از یک رمال خریده بود تا با آن به کسب و کارش رونق ببخشد.

 

وقتی دیدم بعد از سال ها زندگی با همسرم وجه اشتراکی با هم نداشتیم و از طرفی پسرم هم بزرگ شده بود به دادگاه خانواده آمدم تا با کمک مشاوران یک تصمیم درست برای آینده ام بگیرم و اگر شوهرم رفتارش را اصلاح نکرد با گرفتن حضانت فرزندم از او جدا شوم تا بیش از این در زندگی سختی نکشم.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها
ناشناس 1398/09/19
اول باید اون رمال خبیث رو دار بزنن بعد به حساب این مرد ابله رسیدگی کنند .
ناشناس 1398/09/20
آخه چقدر افکار آدمی کوته باشه که دراین دوره و زمان دنبال رمالی و جادو باشه

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.