2019/11/15
۱۳۹۸ جمعه ۲۴ آبان
شعری از محمدحسین شهریار/ کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست

شعری از محمدحسین شهریار/ کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست

غزل کاروان بی خبر سروده استاد محمدحسین شهریار در زیر آمده است.

دوات آنلاین-غزلی از استاد محمدحسین شهریار را بخوانید:

 

کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست/ با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست

 

کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر/ این چه راهیست که بیرون شدن از چاهش نیست

 

ماه من نیست در این قافله راهش ندهید/ کاروان بار نبندد شب اگر ماهش نیست

 

ما هم از آه دل سوختگان بی خبر است/ مگر آئینه شوق و دل آگاهش نیست

 

تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است/ خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست

 

خواهم اندر عقبش رفت و بیاران عزیز/ باری این مژده که چاهی بسر راهش نیست

 

شهریارا عقب قافله کوی امید/ گو کسی رو که چو من طالع گمراهش نیست

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.