2019/12/06
۱۳۹۸ جمعه ۱۵ آذر
دام زن شیطانی برای مرد هوسران

دام زن شیطانی برای مرد هوسران

راننده با راهنمایی های زن حیله گر قدم به قدم به مقصد نزدیک می شود تا این که جلوی یک اتاق نگهبانی توقف می کند تا در خیالش ساعتی را در رکاب هوس خوش بگذراند.

دوات آنلاین-به دنبال هوس رفتن او را با سر به زمین کوبید. اعتماد بی جا و البته پاسخ به لبخند شیطانی تا حد مرگ او را پیش برد و اعتبار و عزت خود را از دست داد. مرد جوان که با پیروی از هوس در تله چند شیاد گرفتار شده بود ناگهان خود را در چاه غفلت دید و بعد از آن زندگی اش در  بن بست قرار گرفت.

 

بنا بر اظهارات مرد در تله هوس افتاده، ماجرا از این قرار است که او برای امرارمعاش به جا به جایی مسافر روی می آورد و چرخ زندگی اش را از این طریق می چرخاند. مدتی با این دست فرمان پیش می رود تا این که روزی به پیشنهاد یک مسافر برای رساندن او به مقصد، راهی یک شهر غریب و پول خوبی نیز نصیب‌اش می شود. راننده جوان در زمان بازگشت به زادگاهش ناگهان در حاشیه خیابان با یک زن آشنا می شود.

 

زن غریبه با ترفندهای زیرکانه از راننده می خواهد در قبال گرفتن کرایه‌ای خوب او را به مقصد مورد نظرش برساند. مرد جوان که فریب لبخندهای شیطانی زن حیله گر را می خورد با خوشحالی پیشنهادش را قبول می کند و هر دو به سمت مقصد در یک مکان دور افتاده  به راه می افتند.

 

زن غریبه در  طول مسیر، حسابی راننده را مجذوب الفاظ قشنگ و نیرنگ خویش می کند و  افسار مرد جوان را در دستانش می گیرد و با تخلیه اطلاعات زندگی شخصی راننده، او را به سمت تله ای که از قبل برایش تدارک دیده است راهنمایی می کند.

 

راننده بی خبر از همه جا بعد از پیمایش مسافت زیادی وارد حاشیه شهر و با راهنمایی های زن حیله گر قدم به قدم به مقصد نزدیک می شود تا این که جلوی یک اتاق نگهبانی توقف می کند تا در خیالش ساعتی را در رکاب هوس خوش بگذراند.

 

زن غریبه با لبخند و ترفند زیرکانه طعمه اش را به لانه شیطانی دعوت می کند تا از او پذیرایی کند. راننده خوش خیال و هوس ران با خوشحالی وارد خانه رمزآلود می شود.

 

زن به بهانه ای چند دقیقه مرد جوان را تنها می گذارد تا مقدمات پذیرایی را آماده کند. بعد از خارج شدن زن چند مرد قوی هیکل وارد خانه می شوند و با نقشه قبلی حالت متعجب به خود می گیرند و خطاب به مرد غریبه می گویند که او در داخل خانه خواهرشان چه کار می کند؟

 

مرد جوان با دیدن چند مرد خشن دچار وحشت و لکنت زبان می شود. مردان خشن سارق، مرد جوان را به بهانه برقراری ارتباط نامشروع با خواهرشان  حسابی به باد کتک می گیرند تا او به گناه خود اعتراف کند.

 

راننده جوان وقتی جانش را در خطر می بیند به ناچار از مهاجمان می خواهد که او را در قبال گرفتن خودرو و همچنین موجودی حساب بانکی اش رها کنند. سارقان ابتدا در ظاهر قبول نمی کنند و مرد جوان را همچنان مدتی زیر مشت و لگد می گیرند تا این که زن غریبه وارد گود می شود تا با میانجی گری برادران خیالی اش را از کشتن راننده هوس باز منصرف کند.

 

راننده که از شدت ترس  دچار لکنت زبان شده است پیشنهاد آن ها را قبول می کند و خودروی زیر پایش و همچنین تمام پس انداز بانکی اش را در ازای بخشیدن جانش به سارقان می دهد و بعد از آن وحشت زده  بدون نگاه کردن به پشت سرش پا به فرار می گذارد. راننده جوان بعد از این ماجرا مدتی با خودش کلنجار می رود که چه تصمیمی بگیرد، چون آبرویش را در خطر می بیند.

 

او بالاخره راه درست را انتخاب می کند و پلیس را در جریان می گذارد و زیاد طول نمی کشد که پی می برد همه آن ماجرا یک نقشه از قبل طراحی شده بوده است و سارقان با تشکیل یک تیم قبل از او نیز با قرار دادن  زن چرب زبان بر سر راه مردان هوس ران، آن ها را سرکیسه کرده اند.

 

این پایان ماجرا نیست و خانواده مرد جوان به خصوص همسرش زمانی که پی به اصل داستان و بیراهه رفتن شوهرش می برد راهی دادگاه خانواده می شود و ساز جدایی سر می دهد تا تکلیف خودش را با شوهر هوس رانش روشن کند.

 

 مرد جوان که ندامت از چشمانش می بارد، می گوید: کاش فریب لبخند شیطانی زن غریبه و حقه باز را نمی خوردم و به دنبال هوس نمی رفتم تا الان با از دست دادن اعتبار و سرمایه ام و از همه مهم تر آبروریزی نزد همسرم این گونه شرمسار و سرافکنده نشوم. البته این ماجرای تلخ و دردناک برایم گران تمام شد و باید تاوان سنگینی را برایش پرداخت کنم.

 

منبع: خراسان

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.