2019/09/17
۱۳۹۸ سه شنبه ۲۶ شهريور
شعری از حسین منزوی/ تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم

شعری از حسین منزوی/ تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم

دوات آنلاین-شعری زیبا از حسین منزوی را بخوانید:

 

تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم/ آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم

 

با آسمان مفاخره کردیم تا سحر/ او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم

 

او با شهاب بر شب تب کرده خط کشید/ من برق چشم ملتهب‌ات را رقم زدم

 

تا کور سوی اخترکان بشکند همه/ از نام تو به بام افق‌ها، علم زدم

 

با وامی از نگاه تو خورشیدهای شب/ نظم قدیم شام و سحر را به هم زدم

 

هر نامه را به نام و به عنوان هرکه بود/ تنها به شوق از تو نوشتن قلم زدم

 

تا عشق چون نسیم به خاکسترم وزد/ شک از تو وام کردم و در باورم زدم

 

از شادی ام مپرس که من نیز در ازل/ همراه خواجه قرعه قسمت به غم زدم

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.