2020/12/01
۱۳۹۹ سه شنبه ۱۱ آذر
پایان مرگبار یک عشق آتشین

پایان مرگبار یک عشق آتشین

این پسر جوان وقتی از خانواده عروس پاسخ منفی شنید با پیت بنزین به خانه آنها رفت و با پاشیدن بنزین در خانه باعث آتش سوزی شد که منجر به مرگ پدربزرگ دختر شد.

دوات آنلاین- پسرعاشق پیشه که پدربزرگ دختر مورد علاقه اش را به آتش کشید و باعث مرگ او شد به دلیل بی پولی از دادگاه درخواست کمک کرد.

 

به گزارش دوات آنلاین این پسر جوان دو سال قبل وقتی از خانواده عروس پاسخ منفی شنید با پیت بنزین به خانه آنها رفت و با پاشیدن بنزین در خانه باعث آتش سوزی شد که منجر به مرگ پدربزرگ سالخورده دختر شد.

 

ماموران زمانی در جریان این آتش سوزی هولناک قرار گرفتند که حراست بیمارستانی در تهران به آنها خبر داد سه مرد دچار سوختگی شده و به بیمارستان انتقال یافته‌اند و حال یکی از آنها وخیم است. وقتی ماموران به بیمارستان رسیدند دو تن از مجروحان که حال بهتری داشتند مورد بازجویی قرار گرفتند و گفتند عامل این آتش سوزی جوانی به نام سیامک است.

 

آنها گفتند: سیامک به برادرزاده ما علاقه داشت و چون برادرمان حاضر نبود دخترش را به سیامک بدهد او با پیت بنزین آمد و تهدید کرد و بعد هم ما را سوزاند. پدرمان پیر بود و نتوانست خود را نجات دهد و بیشتر از ما سوخت.

 

در تحقیقات ماموران مشخص شد سیامک از مدتی قبل با دختری به نام رزیتا ارتباط داشت و از آنجایی که رزیتا نتوانست خانواده اش را برای ازدواج راضی کند سیامک برای انتقام گیری دست به این کار زد.

 

سیامک با فوت مرد سالخورده و شکایت دو مجروح دیگر  بازداشت شد. او در بازجویی ها به پاشیدن بنزین اعتراف کرد و گفت: مدتها بود که با رزیتا ارتباط داشتم. ما عاشق هم شدیم و با اینکه من مشکلات زیادی داشتم اما می خواستم با رزیتا ازدواج کنم. خانواده اش به این ازدواج مخالف بودند و حاضر نبودند دخترشان را به من بدهند. من سماجت کردم و چندین بار به خواستگاری رفتم اما قبول نکردند. آنها گفتند حاضر نیستند به پسری مثل من دختر بدهند. روز حادثه با خودم بنزین بردم تا به آنها بگویم اگر رزیتا را به من ندهند من خودم را آتش می زنم و هیچ چیز برایم مهم نیست اما نمی دانم چه شد که دیگران آسیب دیدند و اصلا نفهمیدم آتش سوزی چطوری اتفاق افتاد. من قصد کشتن کسی را نداشتم.

 

با توجه به عملی که مرد جوان مرتکب شده بود قتل، شبه عمد تشخیص داده و متهم با وثیقه آزاد شد. اما مدتی بعد دوباره به خاطر درگیری بازداشت شد و نتوانست دیه را بپردازد.

 

سیامک روز یکشنبه درخواست اعسار به دادگاه ارائه داد و گفت: در این سالها که زندان بودم خانواده ام نابود شدند. برادرم که تازه داماد بود و دوماه تا مراسم عروسی اش مانده بود تصادف کرد و جان باخت. خواهرم مدتی بعد سرطان گرفت و حالا بیمار است و پدرم تنها مانده. او فقط من را دارد و من هم در زندان هستم. پدرم روزهای سختی را می گذارند و من هم پولی ندارم که هزینه دیه را یکجا بدهم از دادگاه درخواست دارم کمکم کند و با درخواست اعسار من موافقت کند تا بتوانم آزاد شوم و کار کنم و کمک خرج خانواده ام باشم.

 

او ادامه داد: من هیچ ملک و پولی هم ندارم. اما حاضرم کار کنم و خرج دوا و دکتر خواهرم را بردارم و مابقی درآمدم را به عنوان دیه بپردازم.

 

قضات بعد از گفته های متهم برای تصمیم گیری در این خصوص وارد شور شدند.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.