2019/08/23
۱۳۹۸ جمعه ۱ شهريور
شعری عاشقانه از فریدون مشیری؛ آخر ای دوست نخواهی پرسید

شعری عاشقانه از فریدون مشیری؛ آخر ای دوست نخواهی پرسید

دوات آنلاین-شعری زیبا از فریدون مشیری را بخوانید:

 

آخر ای دوست نخواهی پرسید

که دل از دوری رویت چه کشید

 

سوخت در آتش و خاکستر شد

وعده های تو به دادش نرسید

 

داغ ماتم شد و بر سینه نشست

اشک حسرت شد و بر خاک چکید

 

آن همه عهد فراموشت شد

چشم من روشن روی تو سپید

 

جان به لب آمده در ظلمت غم

کی به دادم رسی ای صبح امید

 

آخر این عشق مرا خواهد کشت

عاقبت داغ مرا خواهی دید

 

دل پر درد فریدون مشکن

که خدا بر تو نخواهد بخشید

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.