2019/06/25
۱۳۹۸ سه شنبه ۴ تير
غزلی از دیوان شمس/ ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان

غزلی از دیوان شمس/ ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان

زین چرخ دولابی تو را آمد گران خوابی تو را/ فریاد از این عمر سبک زنهار از این خواب گران

دوات آنلاین-غزلی زیبا از دیوان شمس مولوی را بخوانید:

 

ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان/ در گوش جانم می رسد طبل رحیل از آسمان

 

نک ساربان برخاسته قطارها آراسته/ از ما حلالی خواسته چه خفته‌اید ای کاروان

 

این بانگ‌ها از پیش و پس بانگ رحیل است و جرس/ هر لحظه‌ای نفس و نفس سر می کشد در لامکان

 

زین شمع‌های سرنگون زین پرده‌های نیلگون/ خلقی عجب آید برون تا غیب‌ها گردد عیان

 

زین چرخ دولابی تو را آمد گران خوابی تو را/ فریاد از این عمر سبک زنهار از این خواب گران

 

ای دل سوی دلدار شو ای یار سوی یار شو/ ای پاسبان بیدار شو خفته نشاید پاسبان

 

هر سوی شمع و مشعله هر سوی بانگ و مشغله/ کامشب جهان حامله زاید جهان جاودان

 

تو گل بدی و دل شدی جاهل بدی عاقل شدی/ آن کو کشیدت این چنین آن سو کشاند کش کشان

 

اندر کشاکش‌های او نوش است ناخوش‌های او/ آب است آتش‌های او بر وی مکن رو را گران

 

در جان نشستن کار او توبه شکستن کار او/ از حیله بسیار او این ذره‌ها لرزان دلان

 

ای ریش خند رخنه جه یعنی منم سالار ده/ تا کی جهی گردن بنه ور نی کشندت چون کمان

 

تخم دغل می کاشتی افسوس‌ها می داشتی/ حق را عدم پنداشتی اکنون ببین ای قلتبان

 

ای خر به کاه اولیتری دیگی سیاه اولیتری/ در قعر چاه اولیتری ای ننگ خانه و خاندان

 

در من کسی دیگر بود کاین خشم‌ها از وی جهد/ گر آب سوزانی کند ز آتش بود این را بدان

 

در کف ندارم سنگ من با کس ندارم جنگ من/ با کس نگیرم تنگ من زیرا خوشم چون گلستان

 

پس خشم من زان سر بود وز عالم دیگر بود/ این سو جهان آن سو جهان بنشسته من بر آستان

 

بر آستان آن کس بود کو ناطق اخرس بود/ این رمز گفتی بس بود دیگر مگو درکش زبان

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.