2019/08/26
۱۳۹۸ دوشنبه ۴ شهريور
غزلی از دیوان شمس/  گر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدی

غزلی از دیوان شمس/ گر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدی

دوات آنلاین-غزلی زیبا از دیوان شمس مولانا را بخوانید:

 

گر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدی/ ور عقل از او آگه بدی از چشم جیحون آمدی

 

گر سر برون کردی مهش روزی ز قرص آفتاب/ ذره به ذره در هوا لیلی و مجنون آمدی

 

ور گنج‌های لعل او یک گوشه بر پستی زدی/ هر گوشه ویرانه‌ای صد گنج قارون آمدی

 

نقشی که بر دل می‌زند بر دیده گر پیدا شدی/ هر دست و رو ناشسته‌ای چون شیخ ذاالنون آمدی

 

ور سحر آن کس نیستی کو چشم بندی می‌کند/ چون چشم و دل این جسم و تن بر سقف گردون آمدی

 

ای خواجه نظاره گر تا چند باشد این نظر/ ارزان بدی گر زین نظر معشوق بیرون آمدی

 

مهمان نو آمد ولی این لوت عالم را بس است/ دو کون اگر مهمان شدی این لوت افزون آمدی

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.