2021/10/16
۱۴۰۰ شنبه ۲۴ مهر
دیباچه
مرد مسن چرا خدمتکارش را کشت

مرد مسن چرا خدمتکارش را کشت

مقتول رفتار خوبی داشت تا اینکه از مدتی قبل کم‌کم رفتارش عوض شد و او بد اخلاقی می‌کرد و گاهی هم مرا تهدید به مرگ می‌کرد و می‌گفت که افرادی را برای قتل من اجیر کرده است.

دوات آنلاین -مرد سالخورده که پس از قتل خدمتکار خانه‌اش بالای سر او گریه می‌کرد مدعی است مقتول قصد داشته افرادی را برای قتل او اجیر کند.

 

به نوشته روزنامه جوان، ساعت‌۱۲ روز جمعه اول مرداد‌ماه قاضی رحیم دشتبان، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران با تماس تلفنی مأموران کلانتری نارمک از قتل مرد میانسالی باخبر شد و به همراه تیمی از کارآگاهان اداره‌دهم پلیس‌آگاهی راهی محل شد. تیم جنایی در پشت بام طبقه‌سوم ساختمان مسکونی با جسد مرد ۵۲‌ساله‌ای به نام بهمن روبه‌رو شدند که با اصابت ضربات جسم سختی به سرش به قتل رسیده بود.

 

کنار جسد تکه‌های شکسته گلدان سرامیکی ریخته ‌بود که حکایت از آن داشت مقتول با آن گلدان به قتل رسیده است.

 

کمی آن طرف‌تر هم صاحبخانه ۸۰‌ساله به نام کیوان نشسته و در حال گریه بود و زیر لب زمزمه می‌کرد «من قصد قتل نداشتم و فقط می‌خواستم او را بترسانم.» بررسی‌های مأموران پلیس نشان داد مقتول از بستگان صاحبخانه است که جاو مکانی نداشته و چند سالی است هم از صاحبخانه پرستاری می‌کرده و هم در آنجا می‌خوابید است.

 

همچنین مشخص شد داماد این خانواده ساعتی قبل که برای سرکشی به خانه پدر زنش می‌آید با این صحنه روبه‌رو می‌شود و موضوع را به مأموران پلیس خبر می‌دهد.

 

ابتلا به آلزایمر

داماد خانواده به مأموران پلیس گفت: پدر زنم چند سالی است که در این خانه تنها زندگی می‌کند. مقتول از بستگان دور او بود و از آن جایی که جا و مکانی نداشت در خانه پدر زن من زندگی و از پدر زنم که بیماری آلزایمر دارد پرستاری می‌کرد.

 

ما هر روز به پدر زنم سر می‌زدیم و گاهی هم تلفنی جویای احوال او بودیم و زمانی هم که چیزی نیاز داشت برایش تهیه می‌کردیم و به خانه‌اش می‌آوردیم. ساعتی قبل با پدرزنم تماس گرفتم، اما او جواب تلفنم را نداد، تلفن خانه‌اش هم جواب نداد که نگران شدم و به در خانه آمدم. هرچقدر زنگ زدم در خانه را باز نکرد و در نهایت با کلید یدکی که داشتم در خانه را باز کردم و وارد خانه شدم.

 

پدر زنم گریه می‌کرد موضوع را از او سؤال کردم که گفت پرستار خانه‌اش را در پشت بام به قتل رسانده ‌است. هر دو باهم به پشت بام رفتیم و با دیدن جسد خونین بهمن موضوع را به مأموران پلیس خبر دادم.

 

نمی خواستم او را بکشم

تیم جنایی در گام بعدی از قاتل تحقیق کردند وی در توضیح ماجرا به مأموران پلیس گفت دو سال است که بهمن در خانه من زندگی می‌کند و کارهایم را انجام می‌دهد.

 

در این دو سال ما هیچ مشکلی نداشتیم و او رفتار خوبی داشت تا اینکه از مدتی قبل کم‌کم رفتارش عوض شد و او بد اخلاقی می‌کرد و گاهی هم مرا تهدید به مرگ می‌کرد و می‌گفت که افرادی را برای قتل من اجیر کرده است.

 

حرف‌های او همیشه مرا می‌ترساند و آزار می‌داد تا اینکه ساعت هفت بعد از ظهر دیروز مقتول به من گفت که پنج نفر از دوستانش را اجیر کرده تا مرا بکشند. خیلی ترسیدم و به فکر فرو رفتم که مقتول به پشت بام رفت و خوابید. من خوابم نگرفت و می‌ترسیدم که افرادی که مقتول اجیر کرده به خانه‌ام بیایند و مرا بکشند که در نهایت تصمیم گرفتم او را زخمی کنم.

 

پس از این گلدان سرامیکی را برداشتم و به پشت بام رفتم و در حالی که خواب بود چند ضربه‌ای با آن به سرش زدم، اما فکر نمی‌کردم که او به قتل برسد. دقایقی بالای سرش نشستم وقتی دیدم نفس نمی‌کشد به شدت پشیمان شدم و گریه کردم. من پس از آن نخوابیدم و نمی‌دانستم که باید چکار کنم تا اینکه دامادم وارد خانه شد و وقتی متوجه شد که من بهمن را به قتل رسانده‌ام موضوع را به مأموران پلیس خبر داد.

 

همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی قاتل برای مشخص شدن سلامت روحی و روانی‌اش به دستور بازپرس ویژه قتل در اختیار تیم پزشکی قانونی قرار گرفت.

 

تحقیقات درباره این حادثه تا روشن شدن زوایای پنهان آن از سوی مأموران پلیس ادامه دارد.

 

لباس پایزی با سلام
کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.