راز و رمزهای خانم بازیگر برای آرامش در زندگی
شهین تسلیمی: همسرم که چند ماه قبل در استرالیا از دنیا رفت، شاید اگر کس دیگری جای من بود او را نمیبخشید، اما من بخشیدم، چون پدر بچههایم است.
دوات آنلاین-شهین تسلیمی از جمله بازیگرانی است که با حضور در فیلمها و سریالهای مختلف به چهرهای ماندگار تبدیل شده است. او متولد 19 شهریور سال 1334 است و در تهران به دنیا آمده تسلیمی از سال 82 با بازی در سریال باغ مظفر به کارگردانی مهران مدیری جلوی دوربین رفت و در این سالها در مجموعههای زیادی حضور داشت است.
کینه به دل نمیگیرم
پارسینه نوشت: تسلیمی همه آنچه ما برای بخشیدن لازم داریم را به زبان ساده برایم گفت. این که نباید تصور کنیم معصوم هستیم یا فرشته و عارف و میتوانیم به درجهای برسیم که همه را راحت ببخشیم. میگوید: «اگر کسی چنین ادعایی داشته باشد، باید به حرفش شک کرد». همین صداقت نشان میدهد تسلیمی آنچه تجربه کرده را میگوید نه حرفهای کتابی که خوشایند همه باشد.
تسلیمی میگوید: «من زود عصبانی میشوم، اما زود هم خشمم فروکش میکند، شاید به همین دلیل است که معمولا کینهای از آدمها به دل نمیگیرم. اگر دلخور باشم به طرف میگویم و نمیگذارم برایم مساله شود. اگر کسی را هم دلخور کنم (که معمولا کلامی است) از او عذرخواهی میکنم و تا از دلش درنیاورم، کوتاه نمیآیم.»
آموختن مهارت بخشش
میپرسم، مهارت بخشش را از کسی آموختهاید مثلا از پدر یا مادر؟ میگوید: «بخشش، ذاتی است نه آموختنی. پدر و مادری چند فرزند دارند و هر کدام با خصلت خاص خود مثلا من زود میبخشم، اما خواهرم شاید اینگونه نباشد در حالیکه پدر و مادر ما مشترک بودهاند و در شرایط یکسانی بزرگ شدهایم. برخی ویژگیها مثل مهربانی و بخشش باید در ذات آدم باشد وگرنه نمیتواند یاد بگیرد. اگر هم بخواهد خودش را تغییر دهد باید بکوبد و از نو بسازد. باید خیلی چیزها در یک شخص تغییر کند تا مهربانی و بخشش به رفتار همیشگی او تبدیل شود.
راستش را بخواهید من بخشش را از خداوند آموختم. از همان جوانی به این فکر میکردم که خداوند چگونه همه اشتباهات مرا میبخشد و هر روز درهای رحمتش را به سمتم باز میکند هر چند میداند چقدر خطا و اشتباه دارم. با خودم فکر میکردم من حتی برای اشتباهاتم از خدا عذرخواهی هم نکردم، اما او بزرگوارانه درهای رحمتش را به سویم باز کرد. همین آگاهی باعث شد عاشق خدا شوم. همین باعث شد هیچوقت از کسی کینه به دل نگیرم. وقتی شرایط خیلی سخت میشود و کسی واقعا اذیتم میکند، نماز که میخوانم، بهخدا میگویم فلان موضوع یا فلانکس را به خودت میسپارم و رهایش میکنم. باور دارم خدا همه کارهایش سر حساب و کتاب است. پس من چرا خودم را اذیت کنم. اگر قرار باشد فردی تقاص کار اشتباهش را پس بدهد همان بهتر که خدا به کار او رسیدگی کند.»
«به نظرم نماز خواندن و با خدا صحبت کردن، توفیق میخواهد. این که کسی میگوید من نماز نمیخوانم به نظرم از خدا چیزی کم نمیشود. آن آدم است که توفیق همصحبتی با خدا را از دست داده. تصور کنید صبح اول روز نماز بخوانی و با خدا صحبت کنی، آن روز اصلا خراب نخواهد شد. یا شب، بنشینی و با خدا صحبت کنی. غصههایت را بگویی. دلگیریهایت را بگویی. شکر کنی از همه محبتهایی که دیدهای و روزیهایی که گرفتهای. نماز که بخوانی، همه چیز آسان میشود. دیگر از کسی هم کینه به دل نخواهی گرفت.»
میگویم شما که اینقدر با خدا رابطه خوبی دارید، ذکری هم دارید که وقت عصبانیت یا دلگیری از دیگران به زبان بیاورید که آرام شوید؟
میگوید: «الا بذکر ا... تطمئن القلوب». مگر بهتر از این ذکر هم داریم. آبی است بر همه آتشها یا «لاالهالاا...» ...
مرگ همسر در استرالیا
از تسلیمی میپرسم برخی میگویند میبخشم، اما فراموش نمیکنم. شما هم چنین حالتی را تجربه کردهاید؟ میگوید: فقط یک نفر است که چنین احساسی را نسبت به او دارم. خیلی به من صدمه زد و به کل زندگیام. سعی میکنم فراموش کنم هم ببخشمش، اما ما آدمیزادیم. عارف و معصوم که نیستیم، هر چقدر هم روی خودمان کار کرده باشیم و با خدا هم رابطه خوبی داشته باشیم، اما برخی را نمیتوان بخشید. فراموش کردن و بخشیدن در کنار هم هستند. کسی که بخشیده باشد حتما فراموش هم میکند.
اگر میگوید بخشیدهام، اما فراموش نمیکنم پس نبخشیده! مثلا همسرم که چند ماه قبل در استرالیا از دنیا رفت، شاید اگر کس دیگری جای من بود او را نمیبخشید، اما من بخشیدم، چون پدر بچههایم است. ما سفر خارج از کشور زیاد میرفتیم تا چند سال قبل که به استرالیا رفتیم و همانجا ماندگار شد، اما من آدمی نبودم و نیستم که از وطنم به کشور دیگری مهاجرت کنم و همانجا بمانم. این مهاجرت مرا خیلی اذیت کرد و مشکلاتی برایم به وجود آورد، اما همسرم را بخشیدم بهخاطر بچههایم.
به نظرم همه آدمها، کسانی را در ذهن یا دلشان دارند که اذیتشان کردهاند و شاید نتوانند آنها را ببخشند. اما راستش آدم به جایی در زندگیاش میرسد که ترجیح میدهد، ببخشد تا خودش راحت زندگی کند. چرا باید یک کینه یا ناراحتی یا دلشکستگی را روی دوشت بگذاری و با خودت اینطرف و آنطرف ببری. همه چیز بستگی به ایمان آدمها دارد. اگر به خدا ایمان داشته باشی هم میبخشی هم فراموش میکنی، چون میدانی همه چیز در حافظه خدا ثبت میشود و او هر کاری کرده باشی، حتی به اندازه دانه خردل حساب و کتاب میکند. پس چرا آرامش را از خودمان دریغ کنیم.
12jav.net