2020/04/08
۱۳۹۹ چهارشنبه ۲۰ فروردين
شرط پلید دختر جوان برای موافقت با ازدواج

شرط پلید دختر جوان برای موافقت با ازدواج

مرد سارق در بازجویی‌ها گفت دختر مورد علاقه‌اش خودش را طعمه افراد پولدار قرار می داد و به این شیوه از آنها اخاذی می‌کرد تا اینکه ....

دوات آنلاین-پسر جوان پس از دستگیری به اتهام سرقت از خانه مرد پولداری در بازجویی ها مدعی شد سرقت از خانه مرد پولدار شرط ازدواج با دختر مورد علاقه اش بود.

 

به گزارش جوان، چندی قبل مأموران پلیس تهران با تماس تلفنی مرد سرایداری از دستگیری سارقی در خانه ای حوالی شمال تهران باخبر  و راهی محل شدند.

 

مأموران پلیس در محل حادثه مشاهده کردند مرد سرایداری با کمک صاحبخانه، پسر جوانی را هنگام سرقت داخل خانه دستگیر کرده اند.

 

مرد سرایدار به مأموران گفت: دقایقی قبل در خواب بودم که با صدای کمک خواهی و «ای دزد» صاحبخانه از خواب بیدار شدم، صدا از داخل طبقه پایین می آمد که به سرعت به آنجا رفتم و دیدم صاحبخانه با پسر جوانی درگیر شده است که در نهایت دو نفری او را دستگیر کردیم.

 

مرد صاحبخانه هم گفت: چند سال قبل همسرم فوت کرد و در این خانه بزرگ ویلایی تنها شدم که سرایداری استخدام کردم تا تنها نباشم. دقایقی قبل هنوز به خواب نرفته بودم که از طبقه پایین صدایی به گوشم رسید و کنجکاو شدم و به طبقه پایین رفتم و با این پسر جوان که در حال سرقت بود، روبه رو شدم و با داد و فریاد از سرایدارم درخواست کمک کردم.

 

متهم که پسر ۳۰ساله ای به نام فرید است پس از دستگیری برای تحقیقات به اداره پلیس منتقل شد و در بازجویی ها مدعی شد که به خاطر ازدواج با دختر جوانی نقشه سرقت از خانه مرد پولدار را طراحی و اجرا کرده است. تحقیقات از متهم از سوی ماموران پلیس آگاهی ادامه دارد.

 

گفت‌وگو با متهم

*فرید سابقه داری؟

نه، اولین بار است که دستگیر شدم و تا الان مرتکب هیچ جرمی نشده بودم

 

*معتاد که هستی؟

بله به مواد مخدر شیشه معتادم و همین اعتیاد زندگی ام را نابود کرد.

 

*چه شد که معتاد به شیشه شدی؟

من پسر سر به راهی بودم و حتی سیگار هم نمی کشیدم و معتاد شدنم هم داستانی دارد.

 

*داستان عشق و عاشقی؟

بله، چند سال قبل در گروه تلگرامی بادختر جوانی به نام نازنین آشنا و کم کم عاشق او شدم. او هم به من ابراز علاقه کرد و پس از آن چند باری مرا به مهمانی های شبانه‌ای که همراه دوستانش برگزار می کرد دعوت کرد و در آن مهمانی ها آرام آرام معتاد به مواد مخدر شدم.

 

*نازنین هم معتاد بود؟

بله، آن زمان به صورت تفریحی مصرف می کرد و در آن مهمانی ها مرا هم تشویق کرد و من هم به صورت تفریحی مصرف می کردم و هرگز فکر نمی کردم که روزی معتاد شوم اما مدتی بعد متوجه شدم که کار از کار گذشته است و هر دوی ما معتاد به شیشه هستیم.

 

*پس از اینکه معتاد شدی از نازنین جدا شدی؟

نه، ما دو نفری برای اینکه هزینه اعتیادمان را تهیه کنیم، سرقت می کردیم و با هم ارتباط داشتیم.

 

*فقط به خاطر اعتیاد از هم جدا نشدید؟

نه من عاشق او بودم. واقعیتش من آنقدر که عاشق نازنین هستم عاشق شیشه نیستم و حاضرم به خاطر او هر کاری انجام دهم و سرقت از خانه مرد پولدار را هم شرط نازنین برای ازدواج با من بود.

 

*چرا؟

نازنین گفت به شرطی با من ازدواج می کند که از خانه مرد پولدار سرقت کنم و از او انتقام بگیرم. چون نازنین از مدت ها قبل خودش را طعمه افراد پولدار قرار می داد و به این شیوه از آنها اخاذی می کرد تا اینکه روزی سوار خودروی شاکی می شود و به خانه او می رود، اما مرد پولدار که متوجه نقشه نازنین می شود با کتک کاری او را از خانه اش بیرون می کند و به خاطر همین موضوع نازنین از شاکی کینه به دل داشت و این شرط را برای ازدواج با من گذاشت.

 

*یعنی سرقت به خاطر اموال شاکی نبود؟

نه، هدف اصلی انتقام بود اما از طرفی هم نازنین به خانه او رفته بود و به من گفت که این مرد خیلی پولدار است و حتی محل نگهداری پول ها و اموال قیمتی او را هم می دانست و به همین خاطر طبق نشانی هایی که او به من داده وارد خانه شاکی شدم و به محل نگهداری پول ها و طلاهای او رفتم که مرد پولدار سر رسید و با من درگیر شد. من می خواستم با سرقت اموالش هم از او انتقام دختر مورد علاقه ام را بگیرم و هم با پول های سرقتی با نازنین زندگی تازه ای را آغاز کنم.

 

*الان از نازنین خبری داری؟

نه، پس از اعتراف من مأموران پلیس سراغش رفته بودند که غیبش زده است.

 

*حرف آخر؟

پشیمان هستم و این سرانجام اعتیاد به مواد مخدر است.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.