2019/10/15
۱۳۹۸ سه شنبه ۲۳ مهر
شعری از استاد شهریار/ آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

شعری از استاد شهریار/ آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

دوات آنلاین-غزلی بسیار زیبا و عروف از استاد شهریار را بخوانید:

 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا/ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

 

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی/ سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

 

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست/ من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

 

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم/ دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا

 

وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار/ این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

 

شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود/ ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

 

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت/ اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

 

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند/ در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا

 

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین/ خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

 

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر/ این سفر راه قیامت میروی تنها چرا

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.