2019/09/21
۱۳۹۸ شنبه ۳۰ شهريور
شعری از بوستان سعدی/ مها زورمندی مکن با کهان

شعری از بوستان سعدی/ مها زورمندی مکن با کهان

دوات آنلاین-شعری از باب اول بوستان سعدی را بخوانید:

 

مها زورمندی مکن با کهان/ که بر یک نمط می‌نماند جهان

 

سر پنجهٔ ناتوان بر مپیچ/ که گر دست یابد برآیی به هیچ

 

عدو را به کوچک نباید شمرد/ که کوه کلان دیدم از سنگ خرد

 

نبینی که چون با هم آیند مور/ ز شیران جنگی برآرند شور

 

نه موری که مویی کز آن کمتر است/ چو پر شد ز زنجیر محکمتر است

 

مبر گفتمت پای مردم ز جای/ که عاجز شوی گر درآ یی ز پای

 

دل دوستان جمع بهتر که گنج/ خزینه تهی به که مردم به رنج

 

مینداز در پای کار کسی/ که افتد که در پایش افتی بسی

 

تحمل کن ای ناتوان از قوی/ که روزی تواناتر از وی شوی

 

به همت برآر از ستیهنده شور/ که بازوی همت به از دست زور

 

لب خشک مظلوم را گو بخند/ که دندان ظالم بخواهند کند

 

به بانگ دهل خواجه بیدار گشت/ چه داند شب پاسبان چون گذشت؟

 

خورد کاروانی غم بار خویش/ نسوزد دلش بر خر پشت ریش

 

گرفتم کز افتادگان نیستی/ چو افتاده بینی چرا نیستی؟

 

بر اینت بگویم یکی سرگذشت/ که سستی بود زین سخن درگذشت

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.