2019/08/25
۱۳۹۸ يکشنبه ۳ شهريور
شعری از بوستان سعدی/ پدرمرده را سایه بر سر فکن

شعری از بوستان سعدی/ پدرمرده را سایه بر سر فکن

دوات آنلاین-سعدی در بوستان شعری زیبا درباره حمایت کردن از ضعیفان دارد که در زیر می‌خوانید:

 

پدرمرده را سایه بر سر فکن/ غبارش بیفشان و خارش بکن

 

ندانی چه بودش فرو مانده سخت؟/ بود تازه بی بیخ هرگز درخت؟

 

چو بینی یتیمی سر افکنده پیش/ مده بوسه بر روی فرزند خویش

 

یتیم ار بگرید که نازش خرد؟/ وگر خشم گیرد که بارش برد؟

 

الا تا نگرید که عرش عظیم/ بلرزد همی چون بگرید یتیم

 

به رحمت بکن آبش از دیده پاک/ به شفقت بیفشانش از چهره خاک

 

اگر سایه خود برفت از سرش/ تو در سایه خویشتن پرورش

 

من آنگه سر تاجور داشتم/ که سر بر کنار پدر داشتم

 

اگر بر وجودم نشستی مگس/ پریشان شدی خاطر چند کس

 

کنون دشمنان گر برندم اسیر/ نباشد کس از دوستانم نصیر

 

مرا باشد از درد طفلان خبر/ که در طفلی از سر برفتم پدر

 

یکی خار پای یتیمی بکند/ به خواب اندرش دید صدر خجند

 

همی گفت و در روضه‌ها می‌چمید/ کز آن خار بر من چه گلها دمید

 

مشو تا توانی ز رحمت بری/ که رحمت برندت چو رحمت بری

 

چو انعام کردی مشو خودپرست/ که من سرورم دیگران زیردست

 

اگر تیغ دورانش انداخته‌ست/ نه شمشیر دوران هنوز آخته‌ست؟

 

چو بینی دعاگوی دولت هزار/ خداوند را شکر نعمت گزار

 

که چشم از تو دارند مردم بسی/ نه تو چشم داری به دست کسی

 

«کرم» خوانده‌ام سیرت سروران/ غلط گفتم، اخلاق پیغمبران

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.