2019/08/19
۱۳۹۸ دوشنبه ۲۸ مرداد
زن متاهل در تله مرد زن نما

زن متاهل در تله مرد زن نما

وقتی پیامک های رد و بدل شده در تلگرام را خواندم متوجه شدم پسری جوان اقدام به ارسال پیامک می کرد و بعد از بررسی پیامک ها دیدم همسرم بعد از مدتی متوجه حقیقت شده بود.

دوات آنلاین-رابطه ما از روی دلبستگی نبود بلکه وابستگی بود. عشق و علاقه بین ما نبود فقط از سر اجبار زیر یک سقف به زندگی مشترک مان ادامه می دادیم چون به دلایلی به هم وابسته شده بودیم.

 

زندگی مرد دل خسته به گفته خودش در اوایل ازدواج شان با نشاط و عاطفه همراه بود اما رفته رفته بعد از گسترش شبکه های اجتماعی خلق و خوی همسرش تغییر کرد و از قید و بند خارج شد. زن خانواده با عضویت در تلگرام تمام وقت خود را صرف کانال ها و گروه های مختلف می کند که در این بین در تله یک  مرد زن نما می افتد و زندگی اش در سراشیبی سقوط قرار می گیرد. رد و بدل شدن پیامک های ظاهراً زنانه مدتی ادامه پیدا می کند تا این که رفته رفته نقاب از چهره پسر جوان کنار زده می شود.

 

البته همسرش هم کم و بیش مقصر بود چون او را به حال خودش گذاشته بود و اگر به گفته خودش همان ابتدا جلوی این افتضاح را می گرفت شاید این ماجراها پیش نمی آمد. کم کم با شب بیداری همسر، مرد خانواده به موضوع مشکوک می شود اما به گفته خودش بی خیال می شود تا مقابل یکدیگر قرار نگیرند.

 

مرد خانواده با ترفندی در یک فرصت مناسب رمز گوشی همسرش را باز می کند و پی به راز او می برد. او می گوید: «وقتی پیامک های رد و بدل شده در تلگرام را خواندم متوجه شدم پسری جوان اقدام به ارسال پیامک می کرد و بعد از بررسی پیامک ها دیدم همسرم بعد از مدتی متوجه حقیقت شده بود. بعد از این اتفاق خیلی عصبانی شدم و عاقلانه تصمیم نگرفتم و با احساسم عمل کردم و همسرم را کتک زدم. او اعتراف کرد ناخواسته وارد این بازی دو سر باخت شده است. با رو شدن این ماجرا رابطه آن ها سرد تر می شود و هر روز از هم دورتر می شوند. مرد هر چه سعی می کند موضوع را به فراموشی بسپارد اما نمی تواند و هر روز پرخاشگرتر  از قبل می شود و به ضرب و شتم همسرش ادامه می دهد تا این که زن پیشنهاد طلاق توافقی می دهد. مرد ابتدا به خاطر این که زندگی و دو فرزندش را دوست دارد قبول نمی کند اما زن دیگر تحمل تحقیر و کتک خوردن را ندارد و مدام از شوهرش درخواست طلاق می کند.

 

 با بیراهه رفتن زن خانه به گفته همسرش دو فرزندشان که زرنگ و شاگرد اول مدرسه بودند به هم می ریزند و کلاس های تابستانی را کنار می گذارند و زندگی شان مختل می شود. زن این بار هوس خارج رفتن به سرش می زند چون با ارث پدری که به او می رسد زندگی مجردی را در سر می پروراند تا به قول همسرش آقا بالا سر نداشته باشد و سر همین ماجرا و گرفتن روادید برای رفتن به خارج تمام پولش را با کلاهبرداری فردی شیاد از دست می دهد و دست از پا درازتر نزد همسرش برمی گردد.

 

 مرد دل شکسته هم که دیگر رمق و آبرویی نزد فامیل برایش باقی نمانده پا در دادگاه خانواده می گذارد تا علاوه بر شکایت از پسر زن نما درباره زندگی خود و دو فرزندش بهترین تصمیم را بگیرد.

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.